متافور قدیمی که خلاقیت را مانند یک جرقه تصور میکند، اینگونه القا میکند که در مغز مرکزی برای خلاقیت وجود دارد که منتظر روشن شدن است. اما تحقیقات جدید روی نوازندگان جاز هنگام بداههنوازی نشان میدهد که خلاقیت در مغز نتیجهٔ تعامل پیچیدهٔ شبکههای مغزی است و نه یک دکمه روشن ساده.
بیش از یک دهه پیش، علوم اعصاب بیشتر روی مناطق مشخص مغز تمرکز داشت. در یک مطالعه تصویربرداری fMRI در سال ۲۰۰۸، نوازندگان جاز هنگام اجرای مقیاسها، نوتهای از پیش برنامهریزی شده و بداههنوازی بررسی شدند. یافتهها نشان داد که هنگام بداههنوازی، مناطقی مانند قشر پیشپیشانی پشتی جانبی که با تصمیمگیری اجرایی مرتبط است، مهار میشوند و مناطقی مانند قشر پیشپیشانی میانی که با زبان و خلاقیت در ارتباط هستند، فعال میشوند.
تصویر پیچیدهتر خلاقیت
مطالعات جدید نشان میدهند که بداههنوازی موجب تجربه دو وضعیت ویژهٔ مغزی میشود: وضعیت اجرا (Performance State) و وضعیت خلاقیت عمیق (Deep Creativity State). شبکههای مغزی مجموعهای از مناطق مرتبط هستند که با همکاری یکدیگر عملکردهای پیچیده مانند صحبت کردن، دیدن، شنیدن و حل مسئله را ممکن میسازند.
وضعیت اجرا (Performance State)
در این حالت، شبکههای شنیداری و حسی-حرکتی فعال میشوند. نوازندگان میتوانند ملودی را در ذهن خود تصور کرده و همزمان روی ساز خود اجرا کنند. در وضعیت اجرا، هیچ واسطهای لازم نیست و این شبکهها میتوانند بدون کنترل اجرایی مستقیم با یکدیگر تعامل کنند.
وضعیت خلاقیت عمیق (Deep Creativity State)
بداههنوازی سه شبکه مهم مغزی را فعال میکند تا بیان خلاقانهٔ آزادتر امکانپذیر شود:
شبکه حالت پیشفرض، شبکه کنترل اجرایی و شبکه زبان. شبکه حالت پیشفرض هنگام خیالپردازی و تصور فعال است، شبکه کنترل اجرایی برای برنامهریزی و تصمیمگیری به کار میرود و شبکه زبان معنا و اطلاعات را پردازش میکند. این نشان میدهد که برخلاف ایدههای قدیمی مثل مغز چپ در برابر مغز راست یا قشر پیشپیشانی پشتی جانبی در مقابل میانی، خلاقیت یک رقص پیچیده بین شبکههای مغزی است و یک فرآیند ساده نیست.
خلاقیت یعنی خیالپردازی و اجرا
خلاقیت همزمان شامل خیالپردازی و تصور و پردازش اطلاعات و اجرایی کردن ایدهها است. با وجود پیچیدگی مغزی، خلاقیت میتواند در عمل ساده باشد: کافی است روی کار تمرکز کنیم و ذهن خود را رها کنیم. البته تمرین مداوم نیز نقش مهمی در تقویت خلاقیت دارد. خلاقیت در مغز نه یک ویژگی ثابت، بلکه یک تعامل پویا و پیچیده بین شبکههای مختلف است. نوازندگان جاز با بداههنوازی مثال روشنی از این پیچیدگی هستند و نشان میدهند که خلاقیت نتیجه هماهنگی بین خیال، تصمیم و اجرا است، نه یک مهارت آنی یا دکمهای که فقط روشن شود.
