عنوان فارسی: جذب از طریق شباهت در صفات اوتیسم: مطالعهای درباره ارتباط گروهی با استفاده از مدل روابط اجتماعی و «هایپراسکنینگ» fNIRS
عنوان انگلیسی: Attraction Through Similarity in Autistic Traits: A Group Communication Study Using the Social Relations Model and Functional Near‑Infrared Spectroscopy Hyperscanning
نویسندهها: Shuyuan Feng, Mingliang Wang, Jianing Zhang, Lin Ding, Yuqing Yuan, Peng Zhang, Xuejun Bai
سال انتشار: 2025
موضوع: این مقاله به بررسی چگونگی جذب بینفردی و همزمانی عصبی (neural synchronization) در تعاملات اجتماعی گروهی افراد با سطوح مختلف صفات اوتیسم میپردازد و اینکه آیا شباهت در این صفات میتواند باعث ارتباط روانآشناختی و عصبی بهتر شود یا نه.
لینک مقاله: https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0006322325013058
چکیده مقاله
چالش همدلی دوگانه (Double Empathy Problem) مفهوم چالشهای اجتماعی در اوتیسم را بهعنوان تفاوتهای دوطرفه — نه فقط نقصهای یکطرفه — بازتعریف میکند. بر اساس این دیدگاه، فرضیهی «ناهماهنگی دیالکتیکی» پیشبینی میکند که تعامل میان افراد با صفات اوتیسم مشابه روانتر است و این امر در همزمانی عصبی (neural synchronization) قابل مشاهده خواهد بود. با این حال، شواهد پیشین محدودیتهایی داشتند و مشخص نبود که سازوکارهای عصبی در موقعیتهای اجتماعی غیرفعال و فعال چگونه بین گروههای مختلف صفات اوتیسم متفاوت است.
در این مطالعه، ۳۰ گروه ۴ نفره از بزرگسالان (در مجموع ۱۲۴ شرکتکننده) تشکیل شد که هر گروه شامل ۲ فرد با صفات اوتیسم بالا و ۲ فرد با صفات اوتیسم پایین بود. فعالیت مغزی در حین دو موقعیت ثبت شد: (۱) گوش دادن غیرفعال به داستان و (۲) گفتوگوی فعال نوبتی ـ هر دو با استفاده از ابزار تصویربرداری مغز به نام طیفسنجی عملکردی نزدیکبهمقدار فروسرخ (fNIRS).
نتایج نشان داد که افراد دارای صفات مشابه اوتیسم هنگام اشتراکگذاری نظرات همسو جذابیت بینفردی بیشتری نسبت به یکدیگر گزارش کردند. تحلیلهای عصبی نیز الگوهایی متفاوت از همزمانی مغز را در دو موقعیت نشان داد: در حالت گوش دادن غیرفعال، زوجهای با صفات پایین، همزمانی بیشتری نسبت به زوجهای با صفات بالا داشتند، اما در گفتوگوی فعال، زوجهای با صفات پایین در ناحیهی پیچتمپورال-جانبی راست و زوجهای با صفات بالا در کورتکس پیشپیشانی جانبی-پشتی راست همزمانی بیشتری نشان دادند. این یافتهها حاکی از سازوکارهای عصبی متفاوت تعامل اجتماعی در افراد با سطوح مختلف صفات اوتیسم هستند.
توضیحات
این مطالعه یکی از مطالعات پیشرو و جدید (سال ۲۰۲۵) در زمینهی روانشناسی عصبی اجتماعی و اوتیسم است که بهروش علمی و تجربی نشان میدهد شباهت در صفات عصبی میتواند نحوهی ارتباط و همزمانی فعالیت مغز را در تعاملات گروهی تحت تأثیر قرار دهد — موضوعی که در روانشناسی اجتماعی و شناختی اهمیت زیادی دارد.
اهمیت بالینی: چالشهای ارتباطی در اختلال طیف اوتیسم نهفقط نقص در یک طرف، بلکه نتیجهی تفاوتهای دوطرفه است. این یافتهها میتواند راهکارهای جدیدی برای طراحی مداخلات ارتباطی و محیطی در حمایت از افراد با ویژگیهای اوتیسم ارائه دهد.
روش نوآورانه: استفاده از fNIRS هایپراسکنینگ (ثبت همزمان فعالیت مغز چند نفر) در تعاملات واقعی گروهی یکی از نقاط قوت اصلی این مقاله است.
کاربرد در روانشناسی: نتایج این تحقیق میتواند به روانشناسان، درمانگران و پژوهشگران کمک کند تا رفتارهای اجتماعی پیچیده را بهتر بفهمند و بر اساس سطح صفات اوتیسم، مداخلات ارتباطی را تنظیم کنند
