📅 شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ | ۲۱:۵۱📂 برگزیده ها🆔 کد خبر: 8878✍️ خبرنگار: سیده مبینا محسنی تکیه سیده مبینا محسنی تکیه🖨 چاپ

روایتی از دوستی، اسکیزوفرنی و عشقی که تمام نمی‌شود

دوستی و بیماری روانی در روایت واقعی اسکیزوفرنی

دوست من آنا (اسم واقعی‌اش نیست) باهوش‌ترین، شجاع‌ترین و توانمندترین انسانی بود که می‌شناختم. وقتی کم‌کم نشانه‌های بیماری روانی در او ظاهر شد، مطمئن بودم که همه‌چیز به استرس برمی‌گردد و موقتی است. فکر می‌کردم فشار زندگی او را خسته کرده، نه چیزی عمیق‌تر و ترسناک‌تر. اشتباه می‌کردم.

اولین بار زمانی با هم آشنا شدیم که از یک ازدواج اول فاجعه‌بار در پیتسبورگ فرار کردم و به منهتن پناه آوردم. یک آپارتمان کوچک، درست مثل جعبه کفش، پیدا کردم، اما بزرگ‌ترین شانس من این بود که آنا اولین دوست جدیدم شد. وقتی با آن کاریزمای خیره‌کننده درِ خانه‌ام را زد، حس کردم جرقه‌هایی در وجودم روشن شد. لبخند زد و گفت: «بیا توی این شهر بازی کنیم.»

سال‌های آزادی، هنر و شور زندگی

و خدای من، چه بازی‌ای کردیم. آنا فقط با جذابیت و اعتمادبه‌نفسش برایمان بلیت‌های رایگان باله، تئاتر و اپرا می‌گرفت. ساعت‌ها در کافه‌ها می‌نشستیم، بی‌دعوت وارد مهمانی‌ها می‌شدیم و تا پنج صبح در کلاب‌ها می‌رقصیدیم. او یک رقصنده حرفه‌ای مدرن بود و کسب‌وکار موفق خودش را در زمینه رقص در آب ساخته بود. مردان یکی‌یکی عاشقش می‌شدند، و راستش را بخواهید، چه کسی نمی‌شد؟ من هم دوستش داشتم. عمیق و بی‌قیدوشرط.

اما بهترین لحظه‌ها، آن‌هایی که برای من بیشترین اهمیت را داشتند، شب‌هایی بود که در آپارتمانش تا چهار صبح حرف می‌زدیم. آنا با تمام وجود گوش می‌داد، آرام و مهربان راهنمایی می‌کرد و ما بی‌وقفه یکدیگر را تشویق می‌کردیم. هر دوی ما تقریباً هم‌زمان عاشق شدیم، با دوست‌پسرهایمان زندگی می‌کردیم و چهارتایی بیرون می‌رفتیم. زندگی ساده و خوش به نظر می‌رسید.

فروپاشی ناگهانی زندگی

چهار سال بعد، درست دو هفته مانده به عروسی‌ام، دوست‌پسرم در آغوشم بر اثر حمله قلبی جان داد. جهانم فرو ریخت و من از هم پاشیدم. آنا با تمام عشق، شدت و مهربانی‌اش کنارم ماند. دو ماه مرا به آپارتمانش برد. مطمئن می‌شد غذا می‌خورم، مطمئن می‌شد از خانه بیرون می‌آیم، و وقتی گریه می‌کردم، مرا در آغوش می‌گرفت. حضورش مرا زنده نگه داشت.

یک سال بعد، آن‌قدر قوی شده بودم که دوباره به آپارتمان خودم برگردم، و این بار نوبت زندگی آنا بود که فرو بریزد. دوست‌پسرش بی‌رحمانه ترکش کرد. کسب‌وکارش از هم پاشید. این بار من ماندم تا از او مراقبت کنم. درست همان زمان بود که آنا مطمئن شد تلفنش شنود می‌شود و نامه‌هایش را باز می‌کنند. ناگهان تصمیم گرفت به لس‌آنجلس برگردد، در حالی که آپارتمانش را نگه داشت. من این را نشانه‌ای از بازگشت زودهنگامش می‌دانستم.

تماس وحشتناک از لس‌آنجلس

یک هفته بعد، آنا تماس گرفت. صدایش ناآرام و پرش‌دار بود. گفت: «باید کمکم کنی.» او را هنگام رانندگی دستگیر کرده بودند و برخلاف میلش در بیمارستان روانی بستری شده بود. با التماس گفت: «برام وکیل بگیر.»

مات و خشمگین، این کار را کردم. چند روز بعد دکترش تماس گرفت و گفت آنا با سرعت ۸۰ مایل در ساعت، خلاف جهت، در بزرگراه رانندگی می‌کرده. او باور داشت دولت قصد کشتنش را دارد و موجودات فضایی روی او آزمایش می‌کنند. فریاد می‌زد و متوقف نمی‌شد. دکتر فقط گفت: «فروپاشی روان‌پریشانه. اسکیزوفرنی.» نمی‌توانستم نفس بکشم. نمی‌توانستم حرف بزنم.

شش ماه بعد، بیمارستان او را ترخیص کرد و قرار شد در منهتن همدیگر را ببینیم. اما زنی که آمد، آنا نبود. انرژی‌اش خاموش شده بود. لباس‌هایش کثیف بود، سایه چشم آبی و رژلب بنفش تندی به صورت داشت و از تماس چشمی فرار می‌کرد. وقتی خواستم بغلش کنم، عقب کشید. فقط گفت: «من عاشق خداوند هستم.»

ترس در خیابان‌های نیویورک

او ناگهان به راه افتاد. خودش را به دیوارها می‌چسباند، مردم را کنار می‌زد، وارد خیابان می‌شد و دستگیره ماشین‌ها را می‌کشید. راننده‌ها فریاد می‌زدند. من وحشت‌زده نامش را صدا می‌زدم، اما دستم را پس زد و سوار تاکسی شد و ناپدید شد. ماه‌ها گذشت. گاهی جوابم را می‌داد. گاهی از زندگی با مردی می‌گفت که ۱۳ گربه داشت. یک بار کتابی که درباره بستری شدنش نوشته بود برایم فرستاد؛ پر از جملات آشفته و عکسی روی جلد که نتوانستم به آن نگاه کنم. تنها چیزی که توانستم بگویم این بود که به او افتخار می‌کنم.

او دوباره بیمار شد. این بار با نام جدیدی؛ «میلی». شخصیتی که به نظر می‌رسید او را خوشحال‌تر می‌کند. اما وقتی تماس گرفتم، فقط فریاد شنیدم: «وقت حرف زدن نیست!»

تماس آخر

چند روز پیش، دلتنگش، با بیمارستان تماس گرفتم. وقتی آنا گوشی را برداشت، مرا نشناخت. گفتم: «من کارولاین هستم. دوستت دارم.» سکوت کرد و بعد گفت: «لازم دارم ساکت باشی.» این جمله را بارها تکرار کرد. با قلبی سنگین خداحافظی کردم. می‌دانم شما هم آرزو دارید این داستان پایان خوشی داشته باشد. من هم همین‌طور. هنوز نمی‌توانم بپذیرم که معجزه‌ای در کار نیست. تنها کاری که از من برمی‌آید این است که دستم را دراز کنم و بگویم اینجا هستم؛ حالا، وقتی بیمار است، و اگر روزی خوب شد. چون عشق، واقعاً از بین نمی‌رود، نه؟

اشتراگ گذاری

X
Facebook
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email
Pinterest

مطالب مرتبط

رهایی از تله اثبات والدین خوب بودن؛ راهکاری برای کاهش استرس و بهبود تربیت فرزند

تلاش افراطی برای اثبات والد خوب بودن استرس خانوادگی را افزایش می‌دهد. بررسی راهکارهای رهایی از کمال‌گرایی در تربیت و تقویت صمیمیت با فرزندان.
  ۱۴۰۵/۰۶/۰۱ ۱۸:۳۲

دلبستگی انسان به هوش مصنوعی؛ نگاهی به یک پدیده‌ نوظهور

دلبستگی انسان به هوش مصنوعی یک پدیده نوظهور روانشناختی است. بررسی علل عاطفی، آسیب‌ها و راهکارهای تعامل متوازن با فناوری.
  ۱۴۰۵/۰۶/۰۱ ۱۸:۲۲

بحران بلوغ یا سرکشی‌های نوجوانان؛ نشانه‌های شایع اضطراب در دوران نوجوانانی

سرکشی‌های دوران بلوغ می‌تواند نشانه پنهان اضطراب در نوجوانان باشد. شناخت نشانه‌ها و راهکارهای روانشناختی به والدین در مدیریت استرس فرزندان کمک می‌کند.
  ۱۴۰۵/۰۶/۰۱ ۱۸:۱۲

پرورش مهارت تفکر انتقادی در فرزندان؛ یک ضرورت حیاتی در دنیای امروز

پرورش مهارت تفکر انتقادی در فرزندان آن‌ها را برای تصمیم‌گیری هوشمندانه آماده می‌سازد. بررسی راهکارهای والدین و مدرسه برای تقویت استقلال فکری کودکان.
  ۱۴۰۵/۰۶/۰۱ ۱۸:۰۵

قضاوت کردن دیگران؛ سدی نامرئی در برابر آرامش درونی

قضاوت کردن دیگران سدی نامرئی در برابر آرامش درونی است. بررسی روانشناختی علل قضاوت‌گری به کاهش استرس و بهبود روابط فردی کمک می‌کند.
  ۱۴۰۵/۰۶/۰۱ ۱۷:۵۷

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد سردبیر/آموزش روانشناسی

  • برگزیده‌ها
  • پربازدیدها
  • آخرین اخبار
اندازه‌گیری سرعت پیری و پیش‌بینی زوال عقل با فناوریهای نوین از ذهن تا خلاقیت: راز سیگنال‌های درونی و معنای پشت آن‌ها آنچه انیشتین را نابغه کرد، بهره هوشی او نبود فرآیند مشاوره و اهمیت درک احساسات افسردگی گاهی الهام‌بخش است، گاهی مانع سامانه تلفنی؛ مسیر کمک فوری در بحران‌های اجتماعی روانشناسی پول: از ذهن تا ثروت دیدن اوتیسم به عنوان تفاوت، نه نقص مزایا و معایب بازی‌های اینترنتی برای کودکان | توصیه‌های والدین اضطراب در نوجوانان: علل، علائم و راهکارهای مقابله عشوه‌گری و صداقت در رابطه؛ نقش‌بازی یا احساس واقعی؟ مدیریت سرمایه در فارکس و روانشناسی معامله‌گری روانشناسی مالی: شناخت ذهن و احساس در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی زندگی بدون الکل: انتخاب هوشیارانه در هنجارهای اجتماعی مشکل نوظهور «روان‌پریشی هوش مصنوعی» روانشناسی پشت تفکر «ما در برابر آنها» | روانشناسی چیست؟ معضل همزاد هوش مصنوعی چگونه زمان را متوقف کنیم ایمنی روان‌شناختی در محیط کار؛ افسانه‌ها و واقعیت‌ها آیا شما هم به لبوبو ( Labubu ) علاقه دارید؟ چه زمانی راز خود را به معشوقتان می‌گویید؟ قابل‌اعتماد بودن در محیط کار: نقطه قوت یا مانع پیشرفت؟ دوستی نوجوانی: رشد عاطفی و تاب‌آوری در همسالان APA: انجمن روان‌شناسی آمریکا و استانداردهای علمی و اخلاقی دانشکده روان‌شناسی UCLA: مرکز برتر آموزش و پژوهش روان‌شناسی دانشکده روان‌شناسی دانشگاه ییل: مرکز برجسته آموزش و پژوهش روان‌شناسی دانشکده روان‌شناسی UC Berkeley: پیشرو در آموزش و پژوهش روان‌شناسی تأثیر گرمای شدید بر روان انسان: خواب، خلق و عملکرد مغز چرا ممکن است نخواهید به یک تست شخصیت اعتماد کنید استرس و اثرات آن بر دهان و دندان رئیس سازمان نظام روان‌شناسی: «ستاد امنیت روان و آرام‌بخشی» راه اندازی شد معرفی کتاب چگونه کارهای خسته‌کننده، طاقت‌فرسا، دشوار، اما ضروری را انجام دهیم: هنر تحمل سختی‌ها و انجام کارهایی که از آنها متنفرید (کتاب ۱۹ زندگی منظم) نسخه کیندل معرفی کتاب «روانشناسی تاریک پرده‌برداری شد» ارتباط بین افسردگی و عزت نفس اثرات آتش‌بازی بر مغز و سلامت: علم پشت ذرات معلق دو کلمه کوچک می‌توانند تفاوت بزرگی در یک رابطه ایجاد کنند راه های کاهش استرس استرس در افراد بزرگسال دکتر آزادارمکی: سن بالای ازدواج، آسیب نیست چرا نابرابری اجتماعی باعث افزایش خشونت در جامعه می شود؟ ضرورت توجه به فناوری‌های ارتباط از راه دور برای توانبخشی ضرورت آموزش تاب آوری برای خانواده ها تدوین برنامه «حمایت روانی و اجتماعی» از زنان در شرایط بحران ضروری است بایدها و نبایدهای مواجهه کودکان با بحران راهنمای حفظ سلامت روان در شرایط جنگی/ نشانه‌های شدید روانی جدی گرفته شود رئیس انجمن مددکاران اجتماعی : فقدان سیاستگذاری در حوزه کنترل  و کاهش آسیب‌های اجتماعی مشهود است رهایی از تله اثبات والدین خوب بودن؛ راهکاری برای کاهش استرس و بهبود تربیت فرزند دلبستگی انسان به هوش مصنوعی؛ نگاهی به یک پدیده‌ نوظهور بحران بلوغ یا سرکشی‌های نوجوانان؛ نشانه‌های شایع اضطراب در دوران نوجوانانی پرورش مهارت تفکر انتقادی در فرزندان؛ یک ضرورت حیاتی در دنیای امروز قضاوت کردن دیگران؛ سدی نامرئی در برابر آرامش درونی تفاوت‌های فردی در سوگواری؛ چرا هر کس به شیوه‌ای متفاوت عزاداری می‌کند؟ افسردگی زنان؛ وقتی خستگی فراتر از یک نیاز به استراحت است چرا مغز همیشه تصمیم‌های یکسان می‌گیرد؟ بررسی علمی میانبرهای ذهنی ایماگوتراپی؛ روشی مؤثر برای افزایش تاب‌آوری زنان در مواجهه با تعارض زناشویی نقش کلیدی والدین و مدرسه در کاهش گوشه‌گیری کودکان

دسته‌بندی‌ها

پیمایش به بالا