جورج «اسکیپ» پاکنهام در کودکی با لکنت شدید دستوپنجه نرم میکرد و کمتر کسی باور داشت روزی سخنگوی کسی شود یا به جایگاه ملی برسد. او از سن ۱۰ سالگی لکنت گرفت و ترس شدیدی از صحبت کردن در کلاس داشت. آنقدر مضطرب میشد که از معلمش، خانم کولی، میخواست: «لطفاً منو صدا نزنید!» و معلم هم به درخواستش احترام گذاشت. پاکنهام در وستفیلد، نیوجرسی بزرگ شد و بیش از ۴۵ سال است که ساکن نیویورک سیتی است. تا بعد از دانشگاه در دانشگاه آریزونا، اعتماد به نفس کافی برای صحبت کردن پیدا نکرده بود. او بهتدریج صدای خود را یافت و امروز الگویی از پشتکار و تلاش برای محیطی پاکیزه است.
تحصیلات و الهامبخشی طبیعت
پاکنهام درباره دوران دانشگاهش میگوید: «دانشگاه آریزونا در توسان چشمانم را به مناظری خیرهکننده باز کرد—کوههای بکر، کاکتوسهای زیبا و پاکترین هوایی که تاکنون دیدهام.» او و نویسنده این مطلب، هر دو ساکن مترو نیویورک، در دانشگاه آریزونا با هم آشنا شدند و در طول دوران دانشگاه با هیجان به سفرهای طبیعی و پارکهای ملی آمریکا رفتند؛ از یلوستون، پارک ملی گلسییر در مونتانا، گرند تتون در وایومینگ، زایون، تا گرند کنیون. شبها در زیر آسمانی صاف و ستارهبار، کهکشان راه شیری را میشد دید، همانند تصویری که با هزاران نقطه سفید کشیده شده باشد. این تجربه زندگی هر دوی آنها را تغییر داد؛ یکی به خبرنگاری رفت و دیگری به تلاش برای نجات محیطزیست در نیویورک.
آغاز مبارزه با آلودگی هوا
پاکنهام که در آن زمان مشاور بینالمللی وام در دویچه بانک منهتن، عکاس و رماننویس نوظهور بود، الهام خود را از آسمان گرفت و ماموریتی انفرادی برای هوای پاک در نیویورک آغاز کرد، شهری که با آلودگی شدید دستوپنجه نرم میکرد. او متوجه شد که بسیاری از خودروها، اتوبوسها و کامیونها با وجود قانونی قدیمی از سال ۱۹۷۱ که توقف بیش از سه دقیقه را ممنوع میکرد، موتور خود را برای بیش از یک ساعت روشن نگه میدارند. پاکنهام هشدار داد که این آلودگی میتواند باعث سرطان، زوال عقل، آسم و بیش از ۳۰۰۰ مرگ زودرس در نیویورک شود و مصرف بیش از ۶ میلیارد گالن بنزین در سال را به دنبال دارد، که نهتنها آلودگی محلی و بیماریهای تنفسی ایجاد میکند بلکه تغییرات اقلیمی جهانی را نیز تسریع میکند.
مبارزه خیابانی با موتورها
پاکنهام با پوشیدن لباسهای رسمی بانکی، پیراهن یقهدار سفید، کراوات و کفش رسمی، شروع به مراجعه به پنجره خودروها، اتوبوسها و کامیونهای روشن کرد و به رانندگان با آرامش و اعتماد به نفس توضیح میداد که در حال نقض قانون هستند. او حتی کارت ویزیتی طراحی کرده بود که قانون توقف موتور را توضیح میداد. واکنشها متنوع بود و او در کتاب خود، Razzamatazz—99 Excuses، بسیاری از آنها را ذکر کرده است؛ از جمله اعتراضها: «چرا زندگی خودت رو نجات نمیدی؟»، «از جلویم برو کنار! من به پلیس گوش میدم، نه تو!»، «من منتظرم، موتورم روشن نیست.»
با وجود این مخالفتها، پاکنهام تسلیم نشد و توانست توجه رانندگان را جلب کند و بسیاری از آنها موتورهایشان را خاموش کنند. او یک جدول تهیه کرد که شامل محل خودرو، نوع وسیله نقلیه، توصیف راننده و میزان آگاهی او از قانون بود؛ اکثر رانندگان از قانون مطلع نبودند.
مستند و توجه جهانی
پاکنهام همچنین مستندی پنج ساله با عنوان Idle Threat: Man on Emission تولید کرد که جوایز متعددی کسب کرد. تلاشهای او در رسانههای جهانی مورد توجه قرار گرفت، از جمله در نیویورکر، نیویورک تایمز، نیویورک دیلی نیوز، NPR، CBS و تلویزیونهای هلند، آلمان و فرانسه.
با کمک وکیل سامارا سوانستون، مسئول مسائل محیطزیستی شورای شهر نیویورک، پاکنهام توانست حمایت شورای شهر و سپس شهردار بیل د بلازیو را برای تصویب قانونی که اجازه و تشویق شهروندان به پیگیری قانون توقف موتور را میدهد، جلب کند. قانون جدید شامل جریمه ۳۵۰ دلاری است که ۲۵ درصد آن پس از تأیید به «جنگجویان موتور خاموش» که پاکنهام نام آنها را گذاشته، پرداخت میشود. شهروندان باید ثبتنام کنند و ویدئوهای تخلف را برای پیگیری قانونی ارائه دهند. تاکنون حدود ۲۵۰۰ نفر ثبتنام کردهاند و ۶۰ نفر بهطور فعال گشتزنی میکنند، برخی درآمد سالانه ۱۰۰ هزار دلار و یکی حتی ۲۵۰ هزار دلار دارد.
ادامه مأموریت و مبارزه با بیماری
پاکنهام هنوز هم فعالیتهای خود را ادامه میدهد، هرچند با سرعت کمتر. زندگی بار دیگر چرخیده است: حدود دو سال پیش، او که مردی با ایمان قوی است، به پارکینسون مبتلا شد؛ بیماری عصبی-تحلیلروندهای که علائمی مانند لرزش، سفتی، کندی حرکت و مشکلات تعادل ایجاد میکند. پاکنهام اکنون ترس بازگشت لکنت خود را دارد. همچنین نویسنده این مطلب چند سال پیش به آلزایمر و سرطان مبتلا شد—بیماریهایی خانوادگی که مسیر خود را طی میکنند. پاکنهام به نویسنده یاد داده است که هرگز تسلیم نشود و هر دو هنوز خاطرات شبهای آرام و ستارهبار غرب آمریکا را مرور میکنند و میدانند چیزی بزرگتر از آنها وجود دارد.
