رواندرمان، به نقل از انجمن روانشناسی آمریکا (APA) گزارش میدهد: گسترش سریع هوش مصنوعی مولد، مفهوم تقلب و صداقت علمی را در دانشگاهها با چالشهای تازهای روبهرو کرده است. در چنین شرایطی، کارشناسان آموزش و روانشناسی معتقدند دانشگاهها نباید فقط به دنبال ابزارهایی برای شناسایی تقلب باشند. آنها میتوانند با آموزش اخلاق، گفتوگوی شفاف با دانشجویان و طراحی تکالیف هدفمند، زمینه صداقت علمی را تقویت کنند.
هوش مصنوعی مولد در مدت کوتاهی به یکی از ابزارهای رایج در محیطهای آموزشی تبدیل شده است. دانشجویان اکنون میتوانند از این فناوری برای ایدهپردازی، خلاصهسازی، ویرایش، ترجمه و تولید محتوا کمک بگیرند. همین تحول، پرسشهای مهمی درباره مرز میان «استفاده مجاز از فناوری» و «تقلب علمی» ایجاد کرده است.
هالی تیتوم، استاد روانشناسی و پژوهشگر حوزه تقلب دانشجویی و صداقت علمی، در مقالهای در وبسایت انجمن روانشناسی آمریکا توضیح میدهد که استادان باید صداقت علمی را به یکی از اهداف آموزشی درس تبدیل کنند. از نگاه او، دانشجویان فقط با خواندن قوانین دانشگاه، مفهوم اخلاق علمی را بهطور کامل یاد نمیگیرند.
آموزش اخلاق میتواند از تقلب جلوگیری کند
بسیاری از دانشجویان تعریف یکسانی از تقلب ندارند. حتی دانشجویان و استادان گاهی درباره مصداقهای رفتار متقلبانه اختلاف نظر دارند.
به همین دلیل، استادان باید در ابتدای هر دوره درباره صداقت علمی با دانشجویان گفتوگو کنند. آنها میتوانند نمونههای واقعی از اشتباهات رایج را توضیح دهند و درباره شیوه درست استفاده از منابع، ابزارهای هوش مصنوعی، کمک استاد یا همکاری با همکلاسیها صحبت کنند.
برای مثال، استاد میتواند از دانشجویان بپرسد که آیا همکاری برای انجام تکالیف مجاز است یا خیر. سپس باید توضیح دهد که همکاری مجاز چه تفاوتی با کپیبرداری دارد.
استادان همچنین میتوانند بحث اخلاق را به حوزه گستردهتر علم روانشناسی ارتباط دهند. موضوعاتی مانند تخلف پژوهشی، رضایت آگاهانه، حقوق انسانها و حیوانات در پژوهش، همکاری علمی، ترتیب نویسندگان و اصول اخلاقی نگارش و تحلیل آماری، نمونههایی از این حوزه هستند.
دانشجویان نیز باید فرصت تمرین تصمیمگیری اخلاقی داشته باشند. استاد میتواند موقعیتهایی درباره سرقت علمی، تقلب یا استفاده نادرست از هوش مصنوعی طراحی کند و از دانشجویان بخواهد درباره هر موقعیت تصمیم بگیرند.
تکالیف آموزشی باید هدف مشخصی داشته باشند
یکی از نگرانیهای اصلی درباره هوش مصنوعی این است که دانشجو ممکن است بخشی از فعالیتهای ضروری برای یادگیری را به ابزار واگذار کند. در چنین شرایطی، دانشجو شاید تکلیف را سریعتر تمام کند، اما مهارت مورد نظر درس را یاد نگیرد.
پژوهشهای آموزشی نشان میدهند وقتی دانشجویان هدف درس را یادگیری و تسلط بر مهارتها بدانند، کمتر به رفتارهای نادرست تحصیلی روی میآورند.
استادان باید برای هر تکلیف توضیح دهند که آن فعالیت چه مهارتی را تقویت میکند. این توضیح به دانشجو کمک میکند ارزش واقعی تکلیف را بهتر درک کند.
برای مثال، فرض کنید هدف یک درس، تقویت مهارت ویرایش مقاله باشد. در این شرایط، استاد باید توضیح دهد که چرا دانشجو نباید متن نهایی را به هوش مصنوعی بسپارد.
اگر استاد استفاده از AI را مجاز بداند، میتواند محدوده استفاده از این فناوری را مشخص کند. برای نمونه، دانشجو ممکن است اجازه داشته باشد از AI برای ایدهپردازی، برنامهریزی یا تهیه طرح اولیه کمک بگیرد. سپس باید ایدهها را خودش توسعه دهد و متن نهایی را بر اساس آموختههای خود تنظیم کند.
دانشگاهها باید قوانین صداقت علمی را شفاف توضیح دهند
دانشگاهها معمولاً قوانین مشخصی برای برخورد با تقلب و تخلف علمی دارند. با این حال، همه استادان و دانشجویان لزوماً با روند اجرای این قوانین آشنا نیستند.
یک پژوهش در سال ۲۰۱۷ نشان داد که ۳۱ درصد اعضای هیئت علمی شرکتکننده در مطالعه، روند گزارش تقلب دانشجویان را بهخوبی نمیشناختند.
از سوی دیگر، پژوهش دیگری درباره دانشجویانی که به دلیل تقلب گزارش شده بودند، نشان داد بسیاری از آنها با قوانین دانشگاه یا پیامدهای تخلف آشنایی کافی نداشتند. برخی از این دانشجویان نیز معتقد بودند اگر استاد درباره قوانین صحبت میکرد و آنها را در طول ترم یادآوری میکرد، احتمالاً از تقلب خودداری میکردند.
بنابراین، استادان باید قوانین صداقت علمی دانشگاه را برای دانشجویان توضیح دهند. آنها همچنین باید پیامدهای تخلف را روشن کنند و در طول دوره آموزشی، اهمیت صداقت علمی را دوباره یادآوری کنند.
استفاده از هوش مصنوعی به معنای تقلب نیست
ورود هوش مصنوعی به دانشگاه یک پرسش مهم ایجاد کرده است: آیا هر نوع استفاده از AI تقلب محسوب میشود؟
پاسخ به این پرسش به هدف تکلیف و قوانین هر درس بستگی دارد. اگر دانشجو برای ایدهپردازی از یک ابزار هوش مصنوعی کمک بگیرد و استاد چنین استفادهای را مجاز بداند، این رفتار لزوماً تخلف نیست.
اما اگر دانشجو از AI برای انجام مهارتی استفاده کند که استاد قصد دارد همان مهارت را ارزیابی کند، فناوری ممکن است جای فرایند یادگیری را بگیرد.
به همین دلیل، استادان باید دقیقاً توضیح دهند که دانشجو در هر تکلیف چه مقدار میتواند از هوش مصنوعی استفاده کند. دانشجو نیز باید در صورت نیاز، استفاده خود از این ابزار را اعلام کند.
آموزش اخلاق باید با تجربه واقعی دانشجو ارتباط داشته باشد
آموزش اخلاق زمانی اثر بیشتری دارد که دانشجو بتواند آن را در موقعیتهای واقعی تجربه کند.
برای مثال، استاد میتواند یک موقعیت فرضی درباره استفاده از هوش مصنوعی در یک مقاله علمی مطرح کند. سپس از دانشجویان بخواهد درباره پیامدهای اخلاقی تصمیمهای مختلف بحث کنند.
این روش به دانشجویان کمک میکند فقط قوانین را حفظ نکنند. آنها یاد میگیرند در موقعیتهای پیچیده، پیامدهای تصمیم خود را بررسی کنند و مسئولیت انتخابشان را بپذیرند.
چنین مهارتی در رشته روانشناسی اهمیت زیادی دارد. دانشجویان آینده ممکن است از هوش مصنوعی در پژوهش، آموزش، ارزیابی و فعالیت حرفهای استفاده کنند.
صداقت علمی فقط یک مسئله انضباطی نیست
مقاله انجمن روانشناسی آمریکا یک پیام مهم دارد: دانشگاهها نباید صداقت علمی را فقط با مجازات تقلب دنبال کنند.
استادان میتوانند با طراحی بهتر تکالیف، توضیح روشن قوانین و گفتوگوی مستمر با دانشجویان، زمینه رفتار اخلاقی را تقویت کنند.
در چنین رویکردی، دانشگاه بهجای تمرکز صرف بر کشف تقلب، دانشجو را برای تصمیمگیری اخلاقی آماده میکند.
هوش مصنوعی این ضرورت را بیشتر کرده است. فناوری میتواند بسیاری از فعالیتهای فکری را سادهتر کند، اما مسئولیت یادگیری همچنان بر عهده دانشجو قرار دارد.
در نهایت، هدف آموزش اخلاق نباید فقط تربیت دانشجویانی باشد که قوانین را رعایت میکنند. دانشگاه باید دانشجویانی تربیت کند که بتوانند در موقعیتهای جدید، پیچیده و پیشبینینشده، تصمیمهای مسئولانه بگیرند.
