📅 سه‌شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵ | ۱۳:۰۹📂 برگزیده ها🆔 کد خبر: 12598✍️ خبرنگار: ستایش ایدی زاده ستایش ایدی زاده🖨 چاپ

وقتی سوگ به سینما می‌رود؛ فیلم‌ها چگونه می‌توانند به تجربه فقدان کمک کنند؟

سینمادرمانی و سوگ و نقش فیلم‌ها در پردازش احساسات ناشی از فقدان

سوگ پس از فقدان یکی از پیچیده‌ترین تجربه‌های عاطفی انسان است. گاهی فردی که عزیزی را از دست داده، نه‌تنها با غم و دلتنگی، بلکه با احساس بی‌معنایی، ترس و فاصله گرفتن از زندگی روبه‌رو می‌شود. در چنین شرایطی، حتی تماشای یک فیلم می‌تواند احساساتی را فعال کند که بیان کردن آنها در زندگی روزمره دشوار است.

سینما می‌تواند به افراد کمک کند تا با احساسات مرتبط با سوگ ارتباط بیشتری برقرار کنند. این موضوع یکی از محورهای اصلی رویکردی به نام «سینمادرمانی» است؛ رویکردی که از فیلم و واکنش عاطفی فرد به داستان‌ها و شخصیت‌ها برای شناخت بهتر دنیای درونی استفاده می‌کند.

در مقاله‌ای منتشرشده در Psychology Today، وینیتا مهتا، روان‌شناس بالینی و روزنامه‌نگار، با بررسی دو فیلم «Fall» و «Fall ۲: Deadpoint» به این پرسش می‌پردازد که چرا تجربه ترس و خطر در یک فیلم می‌تواند با تجربه سوگ ارتباط پیدا کند و چگونه بازگشت به فعالیت‌های مورد علاقه ممکن است به فرد کمک کند دوباره احساس زنده بودن داشته باشد.

سینمادرمانی چیست و چه ارتباطی با سوگ دارد؟

سینمادرمانی نوعی روش مکمل در کنار روان‌درمانی است که از تأثیر عاطفی فیلم‌ها برای کمک به افراد در شناخت و بررسی دنیای درونی خود استفاده می‌کند.

تماشای یک داستان می‌تواند فرد را با شخصیت یا موقعیتی خاص همدل و همراه کند. این فرایند ممکن است احساساتی را فعال کند که فرد در زندگی واقعی به‌راحتی به آنها دسترسی ندارد یا نمی‌تواند آنها را به زبان بیاورد.

یکی از چارچوب‌های مطرح‌شده برای سینمادرمانی، این فرایند را در چهار مرحله توضیح می‌دهد:

  • همانندسازی با یک شخصیت یا موقعیت
  • تجربه و تخلیه هیجانی
  • رسیدن به بینش درباره خود
  • درک این موضوع که فرد در تجربه‌های خود تنها نیست

پژوهش درباره سینمادرمانی هنوز در مراحل اولیه قرار دارد. با این حال، این رویکرد می‌تواند راهی متفاوت برای نزدیک شدن به احساسات دشوار فراهم کند.

فیلم «Fall»؛ بازگشت به چیزی که زمانی دوست داشتیم

فیلم «Fall» محصول سال ۲۰۲۲ داستان بکی را روایت می‌کند؛ زنی که پس از مرگ همسرش، دن، در یک حادثه صخره‌نوردی، از زندگی فاصله گرفته است.

دوست بکی پیشنهاد می‌کند برای پراکنده کردن خاکستر دن و کمک به عبور از فقدان، از یک برج تلویزیونی متروکه با ارتفاع حدود ۲ هزار فوت بالا بروند.

برای بکی، صعود فقط یک فعالیت هیجان‌انگیز نیست. صخره‌نوردی بخشی از هویت او بوده است. این فعالیت را با همسرش انجام می‌داده و حادثه‌ای که به مرگ او منجر شد نیز در همین زمینه اتفاق افتاده است.

بنابراین، بازگشت به صخره‌نوردی می‌تواند معنایی فراتر از یک فعالیت فیزیکی داشته باشد. بکی در واقع تلاش می‌کند بخشی از هویت خود را که پس از مرگ همسرش کنار گذاشته بود، دوباره پیدا کند.

این موضوع می‌تواند با یکی از چالش‌های مهم سوگ ارتباط داشته باشد. فرد پس از فقدان ممکن است احساس کند بخشی از هویت، برنامه‌های روزمره یا معنای زندگی خود را نیز از دست داده است.

«Fall ۲: Deadpoint»؛ مواجهه دوباره با ترس و فقدان

فیلم «Fall ۲: Deadpoint» نیز داستانی مشابه دارد. جکس و لوس هرکدام فردی عزیز را از دست داده‌اند. آنها برای تحقق رویای فرد ازدست‌رفته، راهی یک مسیر خطرناک در کوهستان کائان در تایلند می‌شوند.

اما شرایط به‌سرعت تغییر می‌کند. یک ریزش سنگ باعث می‌شود آنها در ارتفاعی بسیار زیاد و روی سکویی شکننده گرفتار شوند. سفری که با هدف یافتن آرامش و کنار آمدن با فقدان آغاز شده بود، به مبارزه‌ای برای زنده ماندن تبدیل می‌شود.

در این فیلم نیز فعالیت خطرناک با تجربه سوگ پیوند می‌خورد. شخصیت اصلی با انجام کاری که فرد ازدست‌رفته به آن علاقه داشته، تلاش می‌کند ارتباط خود را با او حفظ کند و در عین حال با ترس‌های شخصی خود روبه‌رو شود.

آیا فرار از سوگ با تجربه هیجان امکان‌پذیر است؟

یکی از پرسش‌های مهمی که این دو فیلم مطرح می‌کنند، تفاوت میان فرار از سوگ و مواجهه با آن است.

در شرایط سوگ شدید، فرد ممکن است بخواهد از احساسات دردناک خود فاصله بگیرد. از طرف دیگر، ممکن است همزمان نیاز داشته باشد با همان احساسات روبه‌رو شود و معنای تازه‌ای برای زندگی پیدا کند.

در فیلم «Fall»، صعود به ارتفاع بالا شخصیت اصلی را مجبور می‌کند تمام توجه خود را به لحظه اکنون معطوف کند. وقتی فرد در شرایطی قرار می‌گیرد که باید برای حفظ تعادل و زنده ماندن تلاش کند، فرصت بسیار کمتری برای تمرکز بر افکار و احساسات مربوط به گذشته باقی می‌ماند.

از این منظر، خطر موجود در داستان می‌تواند نمادی از تلاش برای بیدار شدن دوباره از حالت بی‌حسی عاطفی باشد.

چرا ترس در فیلم می‌تواند احساسات بدنی شدیدی ایجاد کند؟

تجربه ارتفاع، ترس و خطر فقط یک تجربه ذهنی نیست. مغز و بدن برای حفظ تعادل و واکنش به تهدید، همزمان چندین فرایند را فعال می‌کنند.

اطلاعات دریافتی از چشم‌ها، گوش داخلی و سایر بخش‌های بدن باید با یکدیگر هماهنگ شوند تا فرد بتواند وضعیت بدن خود را کنترل کند. بخش‌هایی مانند هسته‌های دهلیزی در ساقه مغز و مخچه در حفظ وضعیت بدن و جهت‌یابی فضایی نقش دارند.

همزمان، شبکه‌هایی از مغز که شامل آمیگدال، اینسولای قدامی و قشر کمربندی قدامی هستند، در پردازش تهدید و برانگیختگی بدنی مشارکت می‌کنند.

همین واکنش‌ها می‌توانند هنگام تماشای یک فیلم پرتنش نیز تا حدی فعال شوند.

تماشاگر ممکن است هنگام دیدن یک صحنه خطرناک نفس خود را حبس کند، دسته صندلی را محکم بگیرد یا ضربان قلب بیشتری را تجربه کند. با اینکه فرد می‌داند در محیط امن سینما یا خانه قرار دارد، بدن او می‌تواند برای مدت کوتاهی واکنشی شبیه آماده شدن برای خطر نشان دهد.

پژوهش‌های تصویربرداری مغزی درباره تماشای فیلم‌های ترسناک نیز نشان داده‌اند که صحنه‌های ناگهانی و تعلیق می‌توانند فعالیت شبکه‌های مغزی مرتبط با پاسخ به تهدید و پردازش محرک‌های حسی را افزایش دهند.

فیلم چگونه می‌تواند احساس سوگ را قابل دسترس‌تر کند؟

یکی از ویژگی‌های مهم سینمادرمانی این است که فیلم می‌تواند احساسات دشوار را در محیطی نسبتاً امن فعال کند.

فرد ممکن است هنگام مشاهده داستان یک شخصیت، احساساتی را تجربه کند که به زندگی خودش ارتباط دارند. این ارتباط لزوماً به معنای شباهت کامل شرایط زندگی فرد با شخصیت فیلم نیست.

گاهی یک موقعیت، رابطه یا تصمیم شخصیت می‌تواند خاطره‌ای را فعال کند. گاهی نیز تماشای واکنش یک شخصیت به فقدان باعث می‌شود فرد درباره واکنش‌های خودش فکر کند.

به همین دلیل، فیلم می‌تواند مانند یک واسطه عمل کند. فرد ابتدا احساسات خود را در داستان دیگری می‌بیند و سپس ممکن است راحت‌تر درباره تجربه شخصی خود فکر کند.

آیا بازگشت به فعالیت‌های مورد علاقه می‌تواند بخشی از مسیر سوگ باشد؟

سوگ همیشه به معنای کنار گذاشتن کامل زندگی گذشته نیست. گاهی بازگشت تدریجی به فعالیت‌هایی که پیش از فقدان برای فرد معنا داشته‌اند، می‌تواند بخشی از روند سازگاری با زندگی جدید باشد.

در «Fall»، بازگشت بکی به صخره‌نوردی نمادی از همین فرایند است. او فعالیتی را که با مرگ همسرش پیوند خورده بود، دوباره تجربه می‌کند و تلاش دارد رابطه خود با بخشی از هویتش را بازسازی کند.

این موضوع یک نکته مهم درباره سوگ را نشان می‌دهد. ادامه دادن زندگی الزاماً به معنای فراموش کردن فرد ازدست‌رفته نیست.

گاهی فرد می‌تواند خاطره، ارزش‌ها یا علایق مشترک با فرد ازدست‌رفته را با خود به زندگی آینده منتقل کند.

سوگ و تلاش برای دوباره احساس کردن زندگی

یکی از ویژگی‌های سوگ شدید می‌تواند احساس بی‌حسی یا فاصله گرفتن از زندگی باشد. فرد ممکن است احساس کند فعالیت‌هایی که پیش‌تر برایش لذت‌بخش بودند، دیگر همان معنا را ندارند.

در چنین شرایطی، تجربه هیجان می‌تواند موقتاً احساس زنده بودن را افزایش دهد. فیلم‌های «Fall» و «Fall ۲: Deadpoint» این ایده را از طریق موقعیت‌های بسیار شدید و خطرناک به تصویر می‌کشند.

البته این موضوع به معنای آن نیست که افراد برای مقابله با سوگ باید به دنبال موقعیت‌های خطرناک بروند. نکته اصلی این است که تجربه‌های عاطفی و جسمانی می‌توانند فرد را دوباره با احساس زنده بودن و ارتباط با زندگی مواجه کنند.

تماشای یک فیلم می‌تواند بخشی از این تجربه را در محیطی امن ایجاد کند.

سینما چگونه می‌تواند به درک بهتر سوگ کمک کند؟

تماشای فیلم درباره فقدان ممکن است فرصتی برای تأمل درباره چند پرسش مهم فراهم کند:

  • چه بخشی از شخصیت یا داستان فیلم برای من آشناست؟
  • بعد از یک فقدان، کدام بخش از هویت من تغییر کرده است؟
  • آیا هنوز فعالیت‌هایی وجود دارند که به زندگی من معنا می‌دهند؟
  • چگونه می‌توانم خاطره فرد ازدست‌رفته را بدون متوقف کردن زندگی خود حفظ کنم؟
  • آیا می‌توانم دوباره به فعالیت‌هایی برگردم که پیش از فقدان برایم اهمیت داشتند؟

این پرسش‌ها قرار نیست جایگزین روان‌درمانی یا حمایت تخصصی شوند. با این حال، می‌توانند نقطه شروعی برای خوداندیشی و گفت‌وگو درباره تجربه سوگ باشند.

فیلم‌ها می‌توانند پنجره‌ای به دنیای درونی ما باشند

فیلم «Fall» و دنباله آن، «Fall ۲: Deadpoint»، سوگ را از زاویه‌ای متفاوت نشان می‌دهند. شخصیت‌های این داستان‌ها تلاش می‌کنند با انجام کاری مرتبط با فرد ازدست‌رفته، ارتباط خود را با گذشته حفظ کنند و در عین حال دوباره به زندگی بازگردند.

از نگاه سینمادرمانی، اهمیت چنین فیلم‌هایی فقط در داستان آنها نیست. واکنش عاطفی تماشاگر نیز بخشی از تجربه محسوب می‌شود.

ممکن است یک صحنه باعث ترس، اندوه، خشم یا حتی احساس امید شود. همین واکنش‌ها می‌توانند فرصتی برای شناخت بهتر احساسات فراهم کنند.

در نهایت، مواجهه با سوگ الزاماً به معنای کنار گذاشتن فردی که از دست داده‌ایم نیست. گاهی سازگاری با فقدان یعنی پیدا کردن راهی برای ادامه زندگی، در حالی که خاطره و معنای رابطه گذشته همچنان بخشی از زندگی ما باقی می‌ماند.

سینما می‌تواند این فرایند را به شکلی قابل مشاهده و ملموس نشان دهد. داستان شخصیت‌هایی که با فقدان، ترس و تلاش برای بازگشت به زندگی روبه‌رو می‌شوند، ممکن است به ما یادآوری کند که ادامه دادن زندگی با فراموش کردن تفاوت دارد.

شناسنامه و منبع مطلب

عنوان اصلی مقاله: When Grief Goes to the Movies

نویسنده: Vinita Mehta, Ph.D., Ed.M.

مرجع و رسانه: Psychology Today، بخش Head Games

تاریخ انتشار: ۳ سپتامبر ۲۰۲۶

موضوع: سوگ، سینمادرمانی، فقدان، هیجان و بازگشت به زندگی

لینک دسترسی مستقیم به مطلب اصلی: مشاهده مقاله اصلی در Psychology Today

نویسنده مقاله، وینیتا مهتا، روان‌شناس بالینی و روزنامه‌نگار است و پیش‌تر به‌عنوان تهیه‌کننده توسعه و ویراستار علمی در برنامه This Emotional Life شبکه PBS فعالیت داشته است.

اشتراگ گذاری

▼
X
Facebook
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email
Pinterest

مطالب مرتبط

▼

آیا باید چت‌های ChatGPT شریک عاطفی‌مان را بخوانیم؟

استفاده از ChatGPT برای صحبت درباره مشکلات عاطفی و دریافت راهنمایی درباره رابطه، به موضوعی تازه در زندگی زوج‌ها تبدیل شده است. اما وقتی یکی از طرفین چت‌های خصوصی شریک خود را می‌خواند، ممکن است اعتماد میان آنها آسیب ببیند.…
  ۱۴۰۵/۰۷/۲۹ ۲۲:۴۹

۳ راهکار عملی برای مقابله با کسالت در زندگی زناشویی

گاهی رابطه‌ای که زمانی سرشار از هیجان، گفت‌وگو و تجربه‌های تازه بوده، به مرور وارد چرخه‌ای تکراری می‌شود. زوج‌ها همچنان یکدیگر را دوست دارند، اما احساس می‌کنند روزهایشان بیش از حد شبیه هم شده است. خستگی از کار، مسئولیت‌های خانوادگی…
  ۱۴۰۵/۰۷/۲۹ ۱۶:۴۴

آیا درمانگر شما از رفتار آزارگرانه حمایت می‌کند؟

رابطه سالم بدون احساس امنیت شکل نمی‌گیرد. وقتی در یک رابطه رفتارهای آزارگرانه وجود دارد، حل تعارض‌ها و ایجاد صمیمیت واقعی نیز دشوار می‌شود. به همین دلیل، واکنش درمانگر به خشونت و آزار در جلسات روان‌درمانی اهمیت زیادی دارد. برخی…
  ۱۴۰۵/۰۷/۲۹ ۱۶:۳۷

چرا «می‌توانی همه‌چیز را ببینی» از نظر روان‌شناختی آزاردهنده است؟

مستند جدید «می‌توانی همه‌چیز را ببینی» زندگی و رفتار الیزابت هولمز را در روزهای پایانی آزادی او دنبال می‌کند. تماشای این مستند برای بسیاری از مخاطبان تجربه‌ای ناراحت‌کننده است؛ زیرا بیننده با فردی روبه‌رو می‌شود که در موقعیت‌های مختلف، چهره‌ها…
  ۱۴۰۵/۰۷/۲۹ ۱۶:۳۲

قهرمانان فقط نشان پلیس ندارند؛ چه چیزی افراد عادی را در لحظات خطر شجاع می‌کند؟

گاهی در لحظات بحرانی، برخی افراد برخلاف واکنش طبیعی فرار از خطر، به سمت موقعیت تهدیدکننده می‌روند تا از دیگران محافظت کنند. این رفتار فقط به نیروهای پلیس، آتش‌نشانان یا نظامیان محدود نمی‌شود و ممکن است در والدین، معلمان و…
  ۱۴۰۵/۰۷/۲۹ ۱۶:۱۴

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد سردبیر/آموزش روانشناسی

▼
  • برگزیده‌ها
  • پربازدیدها
  • آخرین اخبار
اندازه‌گیری سرعت پیری و پیش‌بینی زوال عقل با فناوریهای نوین از ذهن تا خلاقیت: راز سیگنال‌های درونی و معنای پشت آن‌ها آنچه انیشتین را نابغه کرد، بهره هوشی او نبود فرآیند مشاوره و اهمیت درک احساسات افسردگی گاهی الهام‌بخش است، گاهی مانع سامانه تلفنی؛ مسیر کمک فوری در بحران‌های اجتماعی روانشناسی پول: از ذهن تا ثروت دیدن اوتیسم به عنوان تفاوت، نه نقص مزایا و معایب بازی‌های اینترنتی برای کودکان | توصیه‌های والدین اضطراب در نوجوانان: علل، علائم و راهکارهای مقابله عشوه‌گری و صداقت در رابطه؛ نقش‌بازی یا احساس واقعی؟ مدیریت سرمایه در فارکس و روانشناسی معامله‌گری روانشناسی مالی: شناخت ذهن و احساس در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی زندگی بدون الکل: انتخاب هوشیارانه در هنجارهای اجتماعی مشکل نوظهور «روان‌پریشی هوش مصنوعی» روانشناسی پشت تفکر «ما در برابر آنها» | روانشناسی چیست؟ معضل همزاد هوش مصنوعی چگونه زمان را متوقف کنیم ایمنی روان‌شناختی در محیط کار؛ افسانه‌ها و واقعیت‌ها آیا شما هم به لبوبو ( Labubu ) علاقه دارید؟ چه زمانی راز خود را به معشوقتان می‌گویید؟ قابل‌اعتماد بودن در محیط کار: نقطه قوت یا مانع پیشرفت؟ دوستی نوجوانی: رشد عاطفی و تاب‌آوری در همسالان APA: انجمن روان‌شناسی آمریکا و استانداردهای علمی و اخلاقی دانشکده روان‌شناسی UCLA: مرکز برتر آموزش و پژوهش روان‌شناسی دانشکده روان‌شناسی دانشگاه ییل: مرکز برجسته آموزش و پژوهش روان‌شناسی دانشکده روان‌شناسی UC Berkeley: پیشرو در آموزش و پژوهش روان‌شناسی تأثیر گرمای شدید بر روان انسان: خواب، خلق و عملکرد مغز چرا ممکن است نخواهید به یک تست شخصیت اعتماد کنید استرس و اثرات آن بر دهان و دندان رئیس سازمان نظام روان‌شناسی: «ستاد امنیت روان و آرام‌بخشی» راه اندازی شد معرفی کتاب چگونه کارهای خسته‌کننده، طاقت‌فرسا، دشوار، اما ضروری را انجام دهیم: هنر تحمل سختی‌ها و انجام کارهایی که از آنها متنفرید (کتاب ۱۹ زندگی منظم) نسخه کیندل معرفی کتاب «روانشناسی تاریک پرده‌برداری شد» ارتباط بین افسردگی و عزت نفس اثرات آتش‌بازی بر مغز و سلامت: علم پشت ذرات معلق دو کلمه کوچک می‌توانند تفاوت بزرگی در یک رابطه ایجاد کنند راه های کاهش استرس استرس در افراد بزرگسال دکتر آزادارمکی: سن بالای ازدواج، آسیب نیست چرا نابرابری اجتماعی باعث افزایش خشونت در جامعه می شود؟ ضرورت توجه به فناوری‌های ارتباط از راه دور برای توانبخشی ضرورت آموزش تاب آوری برای خانواده ها تدوین برنامه «حمایت روانی و اجتماعی» از زنان در شرایط بحران ضروری است بایدها و نبایدهای مواجهه کودکان با بحران راهنمای حفظ سلامت روان در شرایط جنگی/ نشانه‌های شدید روانی جدی گرفته شود رئیس انجمن مددکاران اجتماعی : فقدان سیاستگذاری در حوزه کنترل  و کاهش آسیب‌های اجتماعی مشهود است آیا باید چت‌های ChatGPT شریک عاطفی‌مان را بخوانیم؟ ۳ راهکار عملی برای مقابله با کسالت در زندگی زناشویی آیا درمانگر شما از رفتار آزارگرانه حمایت می‌کند؟ چرا «می‌توانی همه‌چیز را ببینی» از نظر روان‌شناختی آزاردهنده است؟ قهرمانان فقط نشان پلیس ندارند؛ چه چیزی افراد عادی را در لحظات خطر شجاع می‌کند؟ چرا وقتی بیمار می‌شویم احساس گناه می‌کنیم؟ خویشاوندان سمی؛ مرز ارتباط کودکان با اعضای آسیب‌زا کجاست؟ تعلق به بشریت؛ چگونه احساس تعلق جهانی می‌تواند به کاهش شکاف و درگیری کمک کند؟ ۶ ویژگی کلیدی که شاید در رابطه عاطفی شما گم شده باشد ام‌دی‌ام‌ای برای PTSD؛ امید، هیاهو و شواهد علمی

دسته‌بندی‌ها

پیمایش به بالا