اعتیاد معمولاً موضوعی است که صحبتکردن درباره آن برای بسیاری از افراد دشوار است. این دشواری در محیط دانشگاهی میتواند شدت بیشتری پیدا کند؛ جایی که اعتبار حرفهای، جایگاه علمی و آینده شغلی اهمیت زیادی دارند.
استادان دانشگاه، پژوهشگران و اعضای هیئت علمی نیز مانند سایر افراد ممکن است با اختلال مصرف مواد یا انواع دیگر اعتیاد دستوپنجه نرم کنند. بااینحال، ترس از قضاوت و آسیبدیدن موقعیت شغلی میتواند آنها را به پنهانکردن مشکل وادار کند.
تد بیوشن، استاد سابق روانشناسی و نویسنده مقاله، بر اساس تجربه شخصی خود توضیح میدهد که چگونه انگ اعتیاد میتواند دانشگاهیان را برای سالها در سکوت نگه دارد. او همچنین روایت افرادی را مطرح میکند که پس از شنیدن داستان زندگیاش، درباره تجربه اعتیاد خود با او تماس گرفتند.
چرا دانشگاهیان اعتیاد خود را پنهان میکنند؟
محیط دانشگاهی معمولاً با رقابت، ارزیابی مداوم و فشار برای حفظ اعتبار حرفهای همراه است. یک استاد ممکن است نگران باشد که افشای مشکل اعتیاد، دیدگاه همکاران، دانشجویان یا مدیران دانشگاه را نسبت به تواناییهای او تغییر دهد.
ترس از دستدادن شغل یا آسیبدیدن سابقه حرفهای میتواند مانعی جدی برای درخواست کمک باشد. نویسنده میگوید خودش نیز به دلیل همین نگرانی، اعتیادش را حدود ۲۵ سال پنهان کرده بود.
این تجربه شخصی برای او یک پرسش مهم ایجاد کرد: اگر فردی با تحصیلات و جایگاه علمی بالا هم از صحبت درباره اعتیاد خود میترسد، وضعیت بسیاری از دانشگاهیان دیگری که با همین مشکل مواجهاند چگونه است؟
پاسخهایی که نویسنده پس از حضور در یک پادکست دریافت کرد، تصویری قابلتوجه ارائه داد. دانشجویان تحصیلات تکمیلی، پژوهشگران پسادکتری و استادان در مراحل مختلف مسیر شغلی با او تماس گرفتند و از تجربههای مشابه خود گفتند. بسیاری از آنها سالها اعتیاد را پنهان کرده بودند.
ترس از نابودی اعتبار حرفهای
تقریباً همه افرادی که با نویسنده تماس گرفتند، نگرانی مشترکی داشتند. آنها میترسیدند اگر درباره اعتیاد خود صحبت کنند، مسیر حرفهایشان پایان پیدا کند و اعتبارشان برای همیشه آسیب ببیند.
چنین ترسی فقط به احتمال از دستدادن شغل محدود نمیشود. دانشگاهیان ممکن است نگران فرصتهای پژوهشی، ارتقای شغلی، روابط حرفهای، همکاریهای علمی و نگاه دانشجویان باشند.
وقتی فرد احساس کند افشای مشکل میتواند تمام هویت حرفهای او را زیر سؤال ببرد، پنهانکاری به راهکاری برای محافظت از خود تبدیل میشود. مشکل اینجاست که همین پنهانکاری میتواند فرد را از دریافت حمایت مناسب دور کند.
در نتیجه، چرخهای شکل میگیرد که در آن انگ باعث سکوت میشود و سکوت نیز به تداوم انگ کمک میکند.
اعتیاد فقط برای افراد خارج از محیط دانشگاه نیست
یکی از پیامهای مهم مقاله این است که اعتیاد را نباید به گروه خاصی از جامعه محدود کرد.
افرادی که در دانشگاهها تدریس یا پژوهش میکنند، از همان آسیبپذیریهای انسانی برخوردارند که سایر افراد دارند. فشار روانی، مشکلات شخصی، تجربههای آسیبزا، دسترسی به مواد و عوامل متعدد دیگر میتوانند بر زندگی هر فرد اثر بگذارند.
بااینحال، تصویری که از استاد دانشگاه در ذهن جامعه وجود دارد، گاهی با تصور فردی که با اعتیاد مواجه است سازگار به نظر نمیرسد. همین تضاد میتواند باعث شود فرد دانشگاهی احساس کند باید مشکل خود را مخفی نگه دارد.
نویسنده معتقد است چنین نگاهی باید تغییر کند. اعتیاد یک مسئله انسانی است و جایگاه علمی یا میزان تحصیلات، فرد را از خطر ابتلا به آن مصون نمیکند.
پنهانکاری چگونه به انگ کمک میکند؟
انگ اجتماعی زمانی قدرت بیشتری پیدا میکند که درباره یک تجربه کمتر صحبت شود. وقتی افراد مبتلا به اعتیاد همیشه در سکوت باقی بمانند، جامعه فرصت کمی برای شناخت واقعیت زندگی آنها پیدا میکند.
در مقابل، روایتهای شخصی میتوانند تصویر انسانیتری از اعتیاد ارائه دهند. وقتی فردی درباره تجربه خود صحبت میکند، دیگر اعتیاد فقط یک مفهوم انتزاعی یا یک برچسب نیست؛ بلکه بخشی از داستان زندگی یک انسان واقعی است.
البته هر فردی نمیتواند یا نمیخواهد داستان شخصی خود را عمومی کند. نویسنده نیز تأکید میکند که همه افراد در موقعیتی نیستند که بتوانند درباره اعتیاد خود صحبت کنند.
افشای چنین تجربهای باید انتخابی شخصی باشد و نباید به یک وظیفه تبدیل شود. مسئولیت کاهش انگ نباید فقط بر دوش افرادی قرار گیرد که خودشان با اعتیاد زندگی کردهاند.
تجربه شخصی نویسنده چه چیزی را نشان میدهد؟
نویسنده مقاله، تد بیوشن، پیشتر استاد روانشناسی در دانشگاههای اوهایو استیت و نوتردام بوده است. او اکنون در حوزه بالینی فعالیت میکند و با افرادی که با اعتیاد دستوپنجه نرم میکنند کار میکند.
او در کتاب خاطرات خود نیز درباره تجربه بیماری روانی و اعتیاد نوشته است. بااینحال، انتشار روایت شخصی برای او فرایندی ساده نبود.
بیوشن توضیح میدهد که ترس از انگ باعث شد سالها درباره اعتیاد خود سکوت کند. تجربه او نشان میدهد که حتی فردی با دانش تخصصی درباره روانشناسی و سلامت روان نیز ممکن است در برابر انگ اجتماعی آسیبپذیر باشد.
همین تجربه باعث شد پس از انتشار مطلبی درباره اعتیاد دانشگاهیان، گفتوگو درباره این موضوع را جدیتر دنبال کند. حضور او در پادکست Get a Grip نیز به موجی از پیامهای شخصی از سوی دانشگاهیان منجر شد.
چرا پادکست توانست افراد بیشتری را به صحبتکردن تشویق کند؟
پادکست مورد اشاره نویسنده درباره زندگی پیش از اعتیاد، دوره اعتیاد و زندگی پس از آن گفتوگو میکند. مهمترین ویژگی آن، به گفته نویسنده، صراحت و بدونپیرایهبودن روایت مهمانان است.
افرادی که تجربه اعتیاد دارند میتوانند در داستانهای دیگران بخشهایی از تجربه خود را ببینند. شنوندهای که با اعتیاد زندگی نکرده نیز میتواند از طریق چنین روایتهایی با جنبههایی از این تجربه آشنا شود که شاید در زندگی روزمره هرگز با آنها روبهرو نشده باشد.
همین ارتباط انسانی میتواند فاصله میان «ما» و «آنها» را کمتر کند. فردی که پیشتر اعتیاد را فقط از طریق کلیشهها میشناخت، ممکن است پس از شنیدن یک داستان واقعی، آن را بیشتر بهعنوان یک تجربه انسانی پیچیده ببیند.
دانشگاهیان چه کسانی هستند که درباره اعتیاد خود سکوت میکنند؟
پیامهایی که نویسنده پس از انتشار پادکست دریافت کرد، فقط از یک گروه خاص نبودند.
دانشجویان تحصیلات تکمیلی، پژوهشگران پسادکتری، استادان جوان، اعضای هیئت علمی در میانه مسیر شغلی و استادان ارشد، همگی با او تماس گرفتند. وجه مشترک بسیاری از آنها، ترس از افشای اعتیاد بود.
این تنوع نشان میدهد که مسئله فقط به یک مرحله خاص از زندگی دانشگاهی مربوط نمیشود. فرد ممکن است در ابتدای مسیر حرفهای خود نگران باشد که اعتیاد فرصت استخدام را از او بگیرد. استاد باسابقه نیز ممکن است از دستدادن اعتبار یا جایگاه خود بترسد.
بنابراین، مقابله با انگ در دانشگاه نیازمند نگاهی گسترده است که دانشجویان، کارکنان و اعضای هیئت علمی را در مراحل مختلف مسیر حرفهای دربر بگیرد.
چرا تغییر نام اختلالها کافی نیست؟
جامعه علمی سالها برای کاهش انگ اعتیاد تلاش کرده است. یکی از رویکردها، تغییر زبان و اصطلاحات مرتبط با اختلالهای مصرف مواد بوده است.
مقایسه اعتیاد با بیماریهایی که انگ کمتری دارند نیز راه دیگری برای تغییر نگرش عمومی بوده است. همچنین متخصصان تلاش کردهاند عود اعتیاد را بخشی از فرایند بهبودی معرفی کنند، نه نشانه شکست اخلاقی یا شخصیتی فرد.
کمپینهای آگاهیرسانی عمومی نیز با همین هدف شکل گرفتهاند.
بااینحال، نویسنده با اشاره به پژوهشهای موجود میگوید این اقدامات بهتنهایی نتوانستهاند روند انگ اجتماعی را متوقف کنند. او معتقد است که شاید جامعه به رویکردی متفاوت نیاز داشته باشد.
انسانیکردن اعتیاد چه معنایی دارد؟
انسانیکردن اعتیاد یعنی فرد مبتلا را فقط با مشکلش تعریف نکنیم.
استاد دانشگاهی که با اعتیاد مواجه است، همچنان یک استاد، پژوهشگر، والد، دوست، همکار یا عضو خانواده است. اعتیاد بخشی از تجربه زندگی اوست، نه تمام هویت او.
روایتهای شخصی میتوانند این پیچیدگی را نشان دهند. شنیدن اینکه یک استاد چگونه با اعتیاد درگیر شده، چه مدت آن را پنهان کرده و چگونه برای بهبود تلاش کرده است، میتواند نگاه کلیشهای جامعه را تغییر دهد.
البته این رویکرد زمانی مفید است که با احترام به حریم خصوصی و انتخاب فرد همراه باشد. هیچ دانشگاهی نباید از اعضای خود انتظار داشته باشد برای کاهش انگ، جزئیات خصوصی زندگیشان را عمومی کنند.
محیط دانشگاه چگونه میتواند حمایت بیشتری ایجاد کند؟
کاهش انگ فقط با تشویق افراد به صحبتکردن اتفاق نمیافتد. دانشگاهها نیز باید محیطی ایجاد کنند که درخواست کمک برای اعضای آن خطرناک نباشد.
دسترسی محرمانه به خدمات سلامت روان و درمان اعتیاد میتواند یکی از اقدامات مهم باشد. دانشگاهها همچنین میتوانند سیاستهای روشنی درباره حمایت از کارکنان و دانشجویان دارای مشکلات سلامت روان و اختلال مصرف مواد داشته باشند.
آموزش مدیران و مسئولان دانشگاه نیز اهمیت دارد. فردی که به دلیل اعتیاد درخواست کمک میکند، نباید بهصورت خودکار فردی غیرقابلاعتماد یا ناتوان تلقی شود.
فرهنگ سازمانی زمانی سالمتر میشود که افراد بدانند درخواست کمک الزاماً به معنای پایان مسیر حرفهای آنها نیست.
کمکگرفتن نباید نشانه ضعف تلقی شود
یکی از پیامهای ضمنی مقاله این است که ترس از قضاوت میتواند مانع دریافت کمک شود. وقتی فرد اعتیاد خود را پنهان میکند، ممکن است مدت بیشتری بدون درمان یا حمایت مناسب باقی بماند.
در مقابل، شناسایی مشکل و درخواست کمک میتواند آغاز فرایند بهبود باشد.
این موضوع درباره دانشگاهیان اهمیت ویژهای دارد. افرادی که سالها برای موفقیت علمی تلاش کردهاند، ممکن است تصور کنند باید بتوانند همه مشکلات خود را بهتنهایی مدیریت کنند.
اما اعتیاد مسئلهای پیچیده است و حل آن صرفاً با اراده فردی همیشه امکانپذیر نیست. دریافت کمک تخصصی میتواند بخشی از مسیر بهبودی باشد و نباید آن را نشانه شکست شخصی دانست.
مبارزه با انگ به یک رویکرد تازه نیاز دارد
تد بیوشن در پایان مقاله میگوید تلاشهای مختلفی برای کاهش انگ اعتیاد انجام شده است، اما به نظر او این اقدامات هنوز کافی نیستند.
او پیشنهاد مشخص و کاملی برای رویکرد آینده ارائه نمیکند و حتی مقاله خود را کوتاهترین مطلبش میداند؛ زیرا هنوز درباره اینکه قدم بعدی چه باید باشد، فکر میکند.
بااینحال، یک نکته برای او روشن است: قرار دادن چهرههای انسانی در برابر مسئله اعتیاد میتواند بخشی از راهحل باشد.
وقتی درباره اعتیاد فقط با آمار، برچسب و اصطلاحات پزشکی صحبت کنیم، ممکن است تجربه انسانی پشت آن دیده نشود. روایت افراد واقعی میتواند این فاصله را کمتر کند.
چرا کاهش انگ اعتیاد در دانشگاه اهمیت دارد؟
پنهانماندن اعتیاد فقط یک مسئله فردی نیست. اگر افراد به دلیل ترس از قضاوت از کمکگرفتن خودداری کنند، مشکلات ممکن است برای مدت طولانی ادامه پیدا کنند.
در محیط دانشگاهی، این وضعیت میتواند بر سلامت فرد، روابط حرفهای و زندگی خانوادگی اثر بگذارد. از سوی دیگر، ترس از افشای مشکل ممکن است افراد دیگری را نیز از درخواست کمک منصرف کند.
کاهش انگ به معنای نادیدهگرفتن پیامدهای اعتیاد نیست. هدف، ایجاد فضایی است که فرد بتواند بدون از دستدادن کرامت انسانی خود درباره مشکلش صحبت کند و برای درمان یا حمایت اقدام کند.
در نهایت، اعتیاد بخشی از زندگی برخی دانشگاهیان است؛ همانطور که میتواند بخشی از زندگی افراد در هر حرفه و طبقه اجتماعی دیگری باشد. شناخت این واقعیت میتواند نخستین گام برای ایجاد محیطی انسانیتر و حمایتگرتر باشد.
شناسنامه و منبع مقاله
عنوان اصلی مقاله: Stigma Keeps Academics’ Addictions in the Shadows
عنوان فارسی: انگ اجتماعی، اعتیاد دانشگاهیان را پنهان نگه میدارد
نویسنده: Ted Beauchaine, Ph.D.
مرجع انتشار: Psychology Today، وبلاگ Psychological Science Meets the Streets
موضوع: اعتیاد، انگ اجتماعی و سلامت روان در محیط دانشگاهی
تاریخ انتشار/بهروزرسانی: ۳ سپتامبر ۲۰۲۶
بازبینی: Margaret Foley
نوع مطلب: مقاله تحلیلی و تجربهمحور؛ این مطلب یک مقاله پژوهشی مستقل و داوریشده نیست.
منابع علمی و محتوایی ذکرشده در مقاله: Scott Carlson (۲۰۲۶)، Chronicle of Higher Education؛ Ted Beauchaine (۲۰۲۶)، Elvis and the northern lights: A psychology professor’s struggles with mental illness and addiction؛ Gillian Brewer (۲۰۲۲)، Disability in Higher Education؛ National Alliance on Mental Illness (۲۰۲۴)؛ Schueth (۲۰۲۲)، Nature Reviews Urology؛ Pescosolido و همکاران (۲۰۲۱)، JAMA Network Open.
شماره ثبت مقاله (DOI / PMCID): برای مقاله Psychology Today شناسه مستقل DOI یا PMCID درج نشده است.
لینک دسترسی مستقیم به مقاله اصلی: https://www.psychologytoday.com/us/blog/psychological-science-meets-the-streets/202609/stigma-keeps-academics-addictions-in-the
