رواندرمان، به گزارش PsyPost، یک پژوهش جدید نشان میدهد عوامل ژنتیکی و محیطی میتوانند بر نگرشهای سیاسی و اجتماعی اثر بگذارند، اما نقش آنها برای همه ویژگیها یکسان نیست. پژوهشگران دریافتند محیط خانواده ارتباط پررنگتری با اقتدارگرایی راستگرا دارد، در حالی که گرایش به سلطه اجتماعی بیشتر با تجربههای فردی خارج از خانواده ارتباط نشان میدهد.
این مطالعه همچنین نشان داد که تأثیر برخی محیطهای مشترک میان دوقلوها در بزرگسالی افزایش پیدا میکند. این یافته با این تصور که نقش محیط خانوادگی با افزایش سن همیشه کاهش مییابد، تفاوت دارد.
دو ویژگی متفاوت در نگرشهای سیاسی
روانشناسان سیاسی معمولاً برای بررسی نگرشهای اجتماعی و سیاسی از دو مفهوم مهم استفاده میکنند: اقتدارگرایی راستگرا و گرایش به سلطه اجتماعی.
اقتدارگرایی راستگرا به تمایل فرد برای پایبندی شدید به هنجارهای اجتماعی، اطاعت از اقتدار و حفظ نظم و امنیت جمعی اشاره دارد. افراد دارای این ویژگی معمولاً اهمیت بیشتری برای سنتها و قواعد پذیرفتهشده قائل هستند.
در مقابل، گرایش به سلطه اجتماعی به ترجیح سلسلهمراتب میان گروههای اجتماعی مربوط میشود. فردی که در این ویژگی نمره بالاتری دارد، ممکن است نابرابری میان گروهها و برتری گروه خود نسبت به گروههای دیگر را بیشتر بپذیرد.
هر دو ویژگی با برخی نگرشهای متعصبانه، تبعیض و حمایت از جریانهای سیاسی افراطی ارتباط دارند. با این حال، پژوهش جدید نشان میدهد منشأ روانشناختی و محیطی آنها یکسان نیست.
پژوهش روی بیش از هزار خانواده دوقلو
کریستین کاندلر و یانا اینستینسکه از دانشگاه بیلهفلد آلمان، همراه با ادوارد بل از دانشگاه وسترن انتاریو، برای بررسی این موضوع از دادههای پروژه TwinLife استفاده کردند.
نمونه پژوهش شامل ۱٬۴۴۰ خانواده دوقلو بود. این مجموعه شامل ۱٬۱۹۸ جفت دوقلوی کامل، ۴۳۵ خواهر و برادر غیر دوقلو و ۲٬۰۱۶ والد دوقلوها میشد.
پژوهشگران سه گروه سنی از دوقلوها را بررسی کردند. میانگین سن این گروهها حدود ۱۵، ۲۱ و ۲۷ سال بود. به این ترتیب، مطالعه امکان مقایسه دوران نوجوانی، اوایل بزرگسالی و بزرگسالی جوان را فراهم کرد.
چرا مطالعه دوقلوها اهمیت دارد؟
مطالعات دوقلو به پژوهشگران کمک میکنند سهم نسبی عوامل ژنتیکی و محیطی را بهتر بررسی کنند.
دوقلوهای همسان تقریباً تمام ژنهای خود را با یکدیگر مشترک دارند. دوقلوهای غیرهمسان، مانند خواهر و برادرهای معمولی، بهطور متوسط حدود نیمی از تنوع ژنتیکی خود را مشترک دارند.
پژوهشگران با مقایسه شباهت میان این گروهها میتوانند بررسی کنند که تفاوتهای فردی تا چه اندازه با عوامل ژنتیکی یا محیطی ارتباط دارند.
وجود والدین و خواهر و برادرهای غیر دوقلو در این پژوهش نیز امکان بررسی دقیقتر محیط خانواده و انتقال نگرشها میان نسلها را فراهم کرد.
ژنتیک برای هر دو ویژگی اهمیت دارد
نتایج نشان دادند عوامل ژنتیکی در شکلگیری هر دو ویژگی نقش دارند. با این حال، ساختار این تأثیر ژنتیکی برای اقتدارگرایی راستگرا و سلطه اجتماعی یکسان نبود.
اقتدارگرایی راستگرا هم از عوامل ژنتیکی افزایشی و هم از عوامل ژنتیکی غیر افزایشی تأثیر میگرفت. عوامل غیر افزایشی به تعامل پیچیده میان اثرات ژنی اشاره دارند.
در مقابل، نتایج مدل پژوهش نشان دادند گرایش به سلطه اجتماعی عمدتاً با عوامل ژنتیکی افزایشی ارتباط دارد.
با این حال، مهمترین تفاوت میان دو ویژگی به محیط مربوط میشد. پژوهشگران برای اقتدارگرایی راستگرا شواهدی از انتقال بیننسلی غیرژنتیکی و ارتباط ژن و محیط پیدا کردند، اما چنین الگوهایی برای سلطه اجتماعی بسیار ضعیف یا ناچیز بودند.
نقش پررنگتر خانواده در اقتدارگرایی راستگرا
یکی از یافتههای مهم پژوهش این بود که محیط خانواده با اقتدارگرایی راستگرا ارتباط قابل توجهی داشت.
برای مثال، والدینی که نگرشهای سنتگرایانه و تمایل بیشتری به همنوایی اجتماعی دارند، ممکن است با افرادی دارای نگرشهای مشابه وارد رابطه شوند. در ادامه، فرزندان آنها همزمان با برخی زمینههای ژنتیکی، در محیطی رشد میکنند که همان ارزشها را تقویت میکند.
پژوهشگران این الگو را با مفهوم همبستگی منفعل ژن و محیط یا passive genotype-environment correlation توضیح میدهند.
در این وضعیت، کودک هم ویژگیهای ژنتیکی مرتبط با یک گرایش را از والدین دریافت میکند و هم در محیطی رشد میکند که میتواند همان گرایش را تقویت کند. بنابراین، ژن و محیط مستقل از یکدیگر عمل نمیکنند.
سلطه اجتماعی بیشتر به تجربههای فردی وابسته است
الگوی متفاوتی برای گرایش به سلطه اجتماعی مشاهده شد.
نتایج نشان دادند انتقال خانوادگی منفعل نقش ناچیزی در این ویژگی دارد. محیط خانوادگی نیز ارتباط محدودی با تفاوتهای فردی در گرایش به سلسلهمراتب اجتماعی نشان داد.
در عوض، تجربههایی که هر فرد بهطور اختصاصی در خارج از محیط خانواده به دست میآورد، اهمیت بیشتری داشتند.
این تجربهها میتوانند شامل روابط اجتماعی، گروه همسالان، محیط آموزشی، تعاملات اجتماعی و سایر شرایطی باشند که همه اعضای یک خانواده به شکل یکسان تجربه نمیکنند.
به همین دلیل، پژوهشگران معتقدند برای درک گرایش به سلطه اجتماعی باید به تجربههای منحصربهفرد افراد در محیطهای خارج از خانواده توجه بیشتری داشت.
چرا خانواده برای اقتدارگرایی اهمیت بیشتری دارد؟
پژوهشگران برای تفاوت مشاهدهشده یک توضیح نظری ارائه کردند.
اقتدارگرایی راستگرا با مفاهیمی مانند نظم، اطاعت، سنت و هنجارهای اخلاقی ارتباط دارد. این موضوعات بخش مهمی از زندگی خانوادگی را تشکیل میدهند.
والدین میتوانند از طریق قوانین خانوادگی، شیوه تربیت، باورهای اخلاقی و رفتارهای روزمره، نگرشهای مربوط به نظم و همنوایی را به فرزندان منتقل کنند.
در مقابل، سلطه اجتماعی بیشتر به رابطه میان گروهها و جایگاه آنها در جامعه مربوط میشود. به همین دلیل، محیطهای خارج از خانه ممکن است نقش بیشتری در شکلگیری این نگرش داشته باشند.
البته این یافته به معنای آن نیست که خانواده تنها عامل تعیینکننده اقتدارگرایی است. پژوهش همچنان نقش عوامل ژنتیکی و تجربههای فردی را نیز نشان میدهد.
نقش محیط با افزایش سن چه تغییری میکند؟
پژوهشگران انتظار داشتند با افزایش سن، نقش محیط خانوادگی کاهش پیدا کند. آنها فرض کرده بودند افراد در دوران بزرگسالی استقلال بیشتری پیدا میکنند و محیط اجتماعی خود را بیشتر بر اساس ویژگیهای شخصی انتخاب میکنند.
اما نتایج کاملاً مطابق این انتظار نبود.
تأثیر کلی عوامل ژنتیکی در سه گروه سنی تغییر معناداری نشان نداد. در عین حال، برخی عوامل محیطی مشترک میان دوقلوها برای اقتدارگرایی راستگرا در بزرگسالی اهمیت بیشتری پیدا کردند.
این تأثیر در نوجوانی بسیار محدود بود، اما در گروههای ۲۱ و ۲۷ ساله بیشتر دیده شد. پژوهشگران احتمال میدهند افزایش مشارکت سیاسی، گفتوگوهای سیاسی با دوستان و خواهر یا برادر دوقلو و شکلگیری هویت سیاسی در اوایل بزرگسالی در این روند نقش داشته باشد.
آیا این یافتهها به معنای «ژنتیکی بودن سیاست» است؟
خیر. یکی از نکات مهم در تفسیر این پژوهش، تفکیک میان تأثیر ژنتیکی و تعیین ژنتیکی است.
وجود مؤلفه ژنتیکی به این معنا نیست که یک نگرش سیاسی از بدو تولد ثابت و غیرقابل تغییر است. ژنتیک میتواند احتمال شکلگیری برخی گرایشها را تحت تأثیر قرار دهد، اما محیط و تجربههای فردی نیز در این فرایند نقش دارند.
نتایج این پژوهش دقیقاً بر همین پیچیدگی تأکید میکنند. دو ویژگی سیاسی ممکن است هر دو مؤلفه ژنتیکی داشته باشند، اما محیطهایی که در شکلگیری آنها نقش دارند، متفاوت باشند.
محدودیتهای پژوهش
این مطالعه چند محدودیت مهم دارد.
نخست اینکه پژوهشگران سه گروه سنی متفاوت را در یک بازه زمانی بررسی کردند و همان افراد را از نوجوانی تا بزرگسالی بهصورت طولی دنبال نکردند. بنابراین، نمیتوان با اطمینان گفت هر تغییری میان گروههای سنی دقیقاً نتیجه رشد فردی است. تفاوتهای نسلی نیز میتوانند بخشی از این تفاوتها را توضیح دهند.
دوم اینکه بسیاری از تفاوتهای آماری میان گروههای سنی از نظر آماری معنادار نبودند. بنابراین، برای تأیید برخی الگوهای مرتبط با سن به نمونههای بزرگتر نیاز است.
پژوهش همچنین از مقیاسهای نسبتاً کوتاه برای سنجش ویژگیهای مورد مطالعه استفاده کرد. چنین ابزارهایی میتوانند دقت اندازهگیری برخی جنبههای پیچیده شخصیت و نگرش سیاسی را محدود کنند.
علاوه بر این، مدلهای آماری پژوهش به فرضهایی درباره ثبات واریانسهای ژنتیکی و محیطی در نسلهای مختلف نیاز داشتند. تغییرات فرهنگی و اجتماعی میتوانند این فرض را با چالش مواجه کنند.
جمعبندی
این پژوهش نشان میدهد اقتدارگرایی راستگرا و گرایش به سلطه اجتماعی، با وجود شباهتهایی که دارند، الزاماً از مسیرهای یکسانی شکل نمیگیرند.
محیط خانواده و انتقال بیننسلی در اقتدارگرایی راستگرا نقش پررنگتری نشان دادند. در مقابل، گرایش به سلطه اجتماعی بیشتر با تجربههای منحصربهفرد فرد خارج از خانواده ارتباط داشت.
یافتهها همچنین نشان میدهند نقش برخی محیطهای مشترک میان دوقلوها میتواند در بزرگسالی افزایش پیدا کند. این نتیجه اهمیت تجربههای اجتماعی دوران نوجوانی و جوانی را در شکلگیری نگرشهای سیاسی برجسته میکند.
در مجموع، مطالعه حاضر تصویری پیچیده از شکلگیری نگرشهای سیاسی ارائه میدهد. ژنتیک، خانواده و تجربههای فردی در کنار یکدیگر عمل میکنند و سهم آنها برای هر ویژگی روانشناختی یکسان نیست.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
عنوان اصلی مقاله:
Sources of Differences in Right-Wing Authoritarianism and Social Dominance Orientation from Adolescence to Adulthood: A Multi-Cohort Twin Family Study
نویسندگان:
Christian Kandler
Jana Instinske
Edward Bell
مرجع و مجله:
Behavior Genetics، جلد ۵۵، شماره ۶، صفحات ۴۶۴ تا ۴۸۲، سال ۲۰۲۵
شماره ثبت مقاله (PMCID / DOI):
PMCID: PMC12719354
PMID: 41182575
DOI: 10.1007/s10519-025-10242-0
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی:
مقاله کامل در Springer Nature
منبع خبر:
گزارش PsyPost
