پژوهش جدیدی از دانشگاه بینگهمتون نشان میدهد که افسردگی میتواند نحوه توجه کودکان به چهرههای هیجانی را تغییر دهد. با این حال، این تغییر برای همه کودکان یکسان نیست و سابقه افسردگی مادر میتواند در شکلگیری این الگو نقش داشته باشد. ScienceDaily
پژوهشگران دریافتند کودکانی که مادرشان سابقه اختلال افسردگی اساسی داشت، با افزایش علائم افسردگی خود، توجه بیشتری به چهرههای غمگین نشان میدادند. به بیان سادهتر، هرچه علائم افسردگی در این کودکان بیشتر میشد، جدا کردن توجه آنها از نشانههای غمگین دشوارتر به نظر میرسید. ScienceDaily
در مقابل، در کودکانی که مادرشان سابقه افسردگی نداشت، افزایش علائم افسردگی بیشتر با کاهش توجه به چهرههای شاد همراه بود. این تفاوت نشان میدهد که افسردگی ممکن است در کودکان مختلف، بر پردازش و توجه به نشانههای هیجانی به شکل متفاوتی اثر بگذارد. ScienceDaily
توجه کودکان چگونه با افسردگی ارتباط پیدا میکند؟
مدتهاست پژوهشگران میدانند که افسردگی میتواند بر نحوه توجه فرد به اطلاعات عاطفی اثر بگذارد. برای مثال، برخی افراد مبتلا به افسردگی ممکن است توجه بیشتری به محرکهای منفی مانند چهرههای غمگین داشته باشند.
با این حال، یک پرسش مهم همچنان بدون پاسخ روشن باقی مانده بود: آیا این سوگیری توجه میتواند به ایجاد یا تشدید افسردگی کمک کند، یا اینکه خود افسردگی باعث شکلگیری چنین الگوی توجهی میشود؟
پژوهش جدید تلاش کرده است این رابطه را در طول زمان بررسی کند. پژوهشگران به جای اینکه فقط در یک مقطع زمانی وضعیت کودکان را بررسی کنند، تغییرات علائم افسردگی و الگوهای توجه آنها را طی دو سال دنبال کردند. ScienceDaily
این رویکرد به پژوهشگران اجازه داد بررسی کنند که تغییر در علائم افسردگی چگونه با تغییرات بعدی در توجه به محرکهای هیجانی ارتباط دارد.
مطالعه روی ۲۴۲ کودک انجام شد
پژوهشگران دانشگاه بینگهمتون در این مطالعه ۲۴۲ کودک و مادران آنها را به مدت دو سال دنبال کردند.
کودکان در زمان ورود به پژوهش بین ۸ تا ۱۴ سال سن داشتند. ارزیابیها هر شش ماه یک بار انجام شد و در مجموع پنج مرحله ارزیابی در طول دوره پژوهش صورت گرفت. PubMed Central (PMC)
در میان مادران شرکتکننده، ۱۲۳ نفر سابقه اختلال افسردگی اساسی داشتند و گروه دیگر سابقهای از این اختلال نداشتند. این تقسیمبندی به پژوهشگران امکان داد بررسی کنند که آیا سابقه افسردگی مادر با نحوه ارتباط میان علائم افسردگی و توجه کودک به چهرههای هیجانی ارتباط دارد یا خیر. PubMed Central (PMC)
پژوهشگران با ردیابی حرکات چشم چه چیزی را بررسی کردند؟
در هر جلسه، کودکان روی صفحه نمایش با جفتهایی از چهرهها مواجه میشدند.
در هر جفت، یک چهره حالت خنثی داشت و چهره دیگر یکی از حالتهای هیجانی زیر را نشان میداد:
- چهره شاد
- چهره غمگین
- چهره عصبانی
پژوهشگران با استفاده از فناوری ردیابی حرکات چشم یا Eye Tracking بررسی کردند که کودکان به کدام چهره بیشتر توجه میکنند و نگاه آنها چه مدت روی هر چهره باقی میماند. ScienceDaily
این روش به پژوهشگران اجازه داد الگوی توجه کودکان را به شکل دقیقتری بررسی کنند؛ زیرا در بسیاری از موارد، فرد ممکن است بهصورت آگاهانه نداند که توجهش بیشتر به کدام نوع محرک جلب میشود.
سابقه افسردگی مادر الگوی توجه کودکان را تغییر داد
یکی از مهمترین یافتههای پژوهش این بود که ارتباط میان علائم افسردگی و توجه به چهرههای هیجانی، در همه کودکان یکسان نبود.
در کودکانی که مادرشان سابقه اختلال افسردگی اساسی داشت، افزایش علائم افسردگی با افزایش توجه به چهرههای غمگین در ارزیابیهای بعدی همراه بود.
این یافته میتواند نشان دهد که در کودکانی که از قبل به دلیل سابقه خانوادگی در معرض خطر بیشتری قرار دارند، افزایش علائم افسردگی ممکن است توجه آنها را بیش از پیش به نشانههای منفی و غمگین محیط معطوف کند. ScienceDaily
پژوهشگران این وضعیت را به نوعی دشواری در جدا کردن توجه از محرکهای غمگین توصیف میکنند.
به عبارت دیگر، ممکن است کودک نهتنها چهره غمگین را بیشتر ببیند، بلکه هنگام مواجهه با چنین محرکی، سختتر بتواند توجه خود را به سمت اطلاعات خنثی یا مثبت منتقل کند.
چرا کودکان دارای سابقه خانوادگی افسردگی ممکن است متفاوت باشند؟
پژوهش حاضر علت دقیق این تفاوت را مشخص نکرده است. بنابراین نمیتوان گفت که سابقه افسردگی مادر مستقیماً باعث ایجاد این الگوی توجه در کودک میشود.
با این حال، پژوهشگران یک احتمال را مطرح کردهاند. کودکانی که مادرشان افسردگی داشته است، ممکن است در تعاملات روزمره خود بیشتر با نشانههای عاطفی منفی یا غمگین مواجه شده باشند.
در نتیجه، این نشانهها ممکن است برای آنها برجستهتر شوند. هنگامی که خود کودک نیز علائم افسردگی را تجربه میکند، این حساسیت احتمالی میتواند با افزایش توجه به چهرههای غمگین همراه شود. ScienceDaily
البته این توضیح هنوز یک فرضیه است و مطالعه حاضر نمیتواند آن را بهعنوان یک سازوکار قطعی اثبات کند.
در کودکان کمخطر، توجه به چهرههای شاد کاهش یافت
الگوی متفاوتی در کودکانی مشاهده شد که مادرشان سابقه افسردگی نداشت.
در این گروه، افزایش علائم افسردگی با افزایش توجه به چهرههای غمگین همراه نبود. در عوض، کودکان با افزایش علائم افسردگی، توجه کمتری به چهرههای شاد نشان دادند. ScienceDaily
این یافته از نظر روانشناختی اهمیت دارد.
توجه به نشانههای مثبت محیط میتواند در برخی شرایط نقش محافظتی داشته باشد. برای مثال، توانایی مشاهده و پردازش نشانههای مثبت اجتماعی ممکن است به فرد کمک کند همچنان با تجربیات خوشایند و حمایتکننده ارتباط برقرار کند.
بنابراین، کاهش توجه به چهرههای شاد ممکن است نشاندهنده تضعیف یکی از عوامل محافظتی در برابر پیامدهای منفی افسردگی باشد. پژوهشگران تأکید دارند که این موضوع نیازمند بررسی بیشتر است. ScienceDaily
آیا این یافته به معنی تشخیص افسردگی از روی چشم کودکان است؟
خیر.
این پژوهش به هیچ وجه نشان نمیدهد که میتوان با نگاه کردن به حرکات چشم یک کودک، افسردگی او را تشخیص داد.
مطالعه حاضر یک پژوهش طولی درباره رابطه میان علائم افسردگی و سوگیری توجه است. الگوهای مشاهدهشده هنوز یک ابزار بالینی معتبر برای تشخیص افسردگی محسوب نمیشوند.
همچنین همه کودکانی که توجه بیشتری به چهرههای غمگین دارند، لزوماً افسرده نیستند. توجه انسان تحت تأثیر عوامل زیادی قرار دارد و یک رفتار یا الگوی توجه بهتنهایی نمیتواند نشاندهنده وجود یک اختلال روانی باشد.
تشخیص افسردگی در کودکان باید توسط متخصص و با بررسی مجموعهای از علائم، سابقه فرد، شرایط خانوادگی، عملکرد تحصیلی و اجتماعی و سایر عوامل مرتبط انجام شود.
رابطه افسردگی و توجه میتواند پیچیده باشد
یکی از نکات مهم این مطالعه این است که پژوهشگران صرفاً به دنبال پیدا کردن یک «نشانه» برای افسردگی نبودند.
آنها تلاش کردند بررسی کنند که علائم افسردگی و سوگیریهای توجه چگونه در طول زمان بر یکدیگر اثر میگذارند.
نتایج مدلهای آماری پژوهش نشان داد که در این نمونه، افزایش علائم افسردگی میتوانست تغییرات بعدی در سوگیری توجه را پیشبینی کند؛ اما شواهد مشابهی برای اینکه سوگیری توجه بهتنهایی تغییرات بعدی در علائم افسردگی را پیشبینی کند، مشاهده نشد. همچنین نوع تغییر سوگیری توجه به سابقه افسردگی مادر بستگی داشت. PubMed Central (PMC)
این یافته از این نظر اهمیت دارد که نشان میدهد رابطه میان افسردگی و توجه ممکن است یک رابطه ساده و یکطرفه نباشد و باید آن را در بستر رشد کودک و عوامل خانوادگی بررسی کرد.
دوران کودکی فرصت مهمی برای شناسایی عوامل خطر است
پژوهشگران دانشگاه بینگهمتون بر اهمیت بررسی این فرایندها در دوران کودکی تأکید دارند.
بسیاری از آسیبپذیریهای روانشناختی در دوران کودکی و نوجوانی همچنان در حال شکلگیری هستند. بنابراین، مطالعه این فرایندها پیش از تثبیت الگوهای روانشناختی میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره نحوه شکلگیری افسردگی در اختیار پژوهشگران قرار دهد. ScienceDaily
شناخت زودهنگام عوامل خطر همچنین میتواند در آینده به طراحی برنامههای پیشگیرانه کمک کند.
با این حال، شناسایی یک عامل خطر به معنی آن نیست که کودک حتماً در آینده به افسردگی مبتلا خواهد شد. افسردگی حاصل تعامل پیچیده عوامل ژنتیکی، زیستی، روانشناختی، خانوادگی و محیطی است.
پژوهشگران کودکان را در دوران نوجوانی نیز دنبال میکنند
پژوهشگران همچنان در حال پیگیری این کودکان هستند و قصد دارند آنها را در مسیر ورود به دوران نوجوانی بررسی کنند.
نوجوانی دورهای مهم در رشد روانی است و برای بسیاری از افراد، خطر بروز اختلالات خلقی در این دوره افزایش پیدا میکند.
پژوهشگران امیدوارند با ادامه این پیگیری مشخص شود که آیا الگوهای توجه مشاهدهشده در کودکی میتوانند با احتمال بیشتر تشخیص افسردگی در سالهای بعد ارتباط داشته باشند یا خیر. ScienceDaily
اگر این ارتباط در مطالعات آینده نیز تأیید شود، بررسی نحوه توجه کودکان به نشانههای هیجانی میتواند به درک بهتر فرایندهای مرتبط با افسردگی کمک کند.
با این حال، حتی در چنین شرایطی نیز لازم است این روشها در مطالعات بالینی مستقل ارزیابی شوند تا مشخص شود آیا واقعاً میتوانند در غربالگری یا پیشبینی خطر افسردگی کاربرد داشته باشند.
یافتههای این مطالعه برای والدین چه معنایی دارد؟
والدین نباید از این پژوهش برای نتیجهگیری درباره وضعیت روانی فرزند خود استفاده کنند.
اگر کودکی گاهی بیشتر به چهرههای غمگین توجه میکند یا کمتر به نشانههای مثبت واکنش نشان میدهد، این رفتار بهتنهایی به معنی افسردگی نیست.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، تغییرات پایدار و مجموعه علائم است. تغییر در خلقوخو، کاهش علاقه به فعالیتهای مورد علاقه، انزوای اجتماعی، اختلال در خواب یا اشتها، کاهش انرژی، مشکلات تمرکز یا احساس بیارزشی میتواند نیازمند توجه بیشتر باشد.
در صورت مشاهده تغییرات قابلتوجه یا پایدار در وضعیت روانی کودک، ارزیابی توسط روانشناس کودک، روانپزشک کودک و نوجوان یا سایر متخصصان واجد شرایط میتواند به تشخیص دقیقتر کمک کند.
جمعبندی
مطالعه جدید دانشگاه بینگهمتون نشان میدهد که افسردگی میتواند با تغییر در نحوه توجه کودکان به چهرههای هیجانی ارتباط داشته باشد و این ارتباط تا حدی به سابقه افسردگی مادر بستگی دارد.
در کودکانی که مادرشان سابقه اختلال افسردگی اساسی داشت، افزایش علائم افسردگی با افزایش توجه به چهرههای غمگین همراه بود. در کودکانی که مادرشان سابقه افسردگی نداشت، افزایش علائم افسردگی بیشتر با کاهش توجه به چهرههای شاد ارتباط داشت. ScienceDaily
این نتایج نشان میدهد که افسردگی ممکن است بر نحوه پردازش نشانههای عاطفی در کودکان اثر بگذارد و سابقه خانوادگی نیز میتواند در نوع این تغییر نقش داشته باشد.
با وجود این، این یافتهها هنوز به معنای وجود یک روش تشخیصی برای افسردگی از طریق ردیابی حرکات چشم نیستند. پژوهشهای آینده باید مشخص کنند که آیا این الگوهای توجه میتوانند در پیشبینی خطر افسردگی در دوران نوجوانی یا شناسایی زودهنگام آسیبپذیریهای روانشناختی کاربرد داشته باشند یا خیر.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
عنوان اصلی مقاله:
Transactional Relations Between Attentional Biases for Affective Stimuli and Depressive Symptoms in Offspring of Mothers With and Without Major Depressive Disorder
ترجمه عنوان:
رابطه متقابل میان سوگیریهای توجه به محرکهای هیجانی و علائم افسردگی در فرزندان مادران دارای اختلال افسردگی اساسی و مادران بدون این اختلال
نویسندگان:
Kelly A. Gair، Leslie A. Brick و Brandon E. Gibb PubMed Central (PMC)
مرجع و مجله:
Journal of Psychopathology and Clinical Science، سال ۲۰۲۶، جلد ۱۳۵، شماره ۶، صفحات ۷۷۴ تا ۷۸۴. PubMed
تاریخ انتشار مقاله علمی:
۷ مه ۲۰۲۶ PubMed
PMID:
42095857 PubMed
PMCID:
PMC13155365 PubMed
DOI:
10.1037/abn0001132 PubMed Central (PMC)
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی:
مقاله علمی در PubMed
لینک متن کامل مقاله در PubMed Central:
متن کامل مقاله در PubMed Central
منبع خبر:
ScienceDaily – Children at risk for depression get “stuck” on sad faces
منبع دانشگاهی:
Binghamton University
