لینکدین با هدف ایجاد ارتباطهای حرفهای و گسترش فرصتهای شغلی فعالیت میکند؛ اما حضور مداوم در این شبکه همیشه تجربهای مفید و سازنده نیست. پژوهشی تازه نشان میدهد که استفاده منفعلانه از لینکدین با افزایش احساس فشار ارتباطی همراه است؛ موضوعی که میتواند تجربه کاربران از شبکههای اجتماعی حرفهای را تحت تأثیر قرار دهد.
به گزارش روان۲۴، پژوهشی با عنوان «وقتی شبکهسازی حرفهای خستهکننده میشود» در سال ۲۰۲۶ در مجله «علوم رفتاری» منتشر شد. پژوهشگران در این مطالعه رابطه میان استفاده منفعلانه از لینکدین، حجم ارتباطات و خستگی ناشی از شبکههای اجتماعی را بررسی کردند.
چرا لینکدین گاهی به منبع خستگی ارتباطی تبدیل میشود؟
لینکدین برای بسیاری از افراد فضایی جهت معرفی تواناییها، دنبالکردن فرصتهای شغلی و حفظ ارتباط با همکاران است. بااینحال، استفاده حرفهای از شبکههای اجتماعی هم میتواند فشار روانی ایجاد کند. دریافت پیامهای متعدد، درخواستهای ارتباطی و اعلانهای پیدرپی ممکن است توجه و انرژی ذهنی کاربران را درگیر کند.
پژوهشگران در این مطالعه، استفاده منفعلانه را به معنای مشاهده صفحهها، مرور مطالب و دنبالکردن فعالیت دیگران بدون مشارکت مستقیم تعریف کردند. آنها استفاده فعال را نیز شامل انتشار مطلب، نوشتن نظر، حضور در گروهها و ارسال پیام دانستند.
بررسی ۱۳۷ کاربر لینکدین
پژوهشگران دادههای ۱۳۷ کاربر لینکدین را از طریق یک پرسشنامه آنلاین گردآوری کردند. سپس رابطه میان استفاده منفعلانه، فشار ارتباطی، فشار اطلاعاتی و خستگی شبکههای اجتماعی را سنجیدند.
نتایج نشان داد استفاده منفعلانه از لینکدین با افزایش فشار ارتباطی رابطهای مثبت، اما ضعیف دارد. در مقابل، پژوهشگران ارتباط معناداری میان این نوع استفاده و فشار اطلاعاتی یا خستگی شبکههای اجتماعی پیدا نکردند.
فشار ارتباطی چه نقشی دارد؟
یکی از یافتههای مهم پژوهش به تفاوت میان فشار اطلاعاتی و فشار ارتباطی مربوط میشود. فشار اطلاعاتی زمانی شکل میگیرد که حجم مطالب از توان فرد برای پردازش آنها فراتر برود. فشار ارتباطی زمانی رخ میدهد که تعداد پیامها، درخواستهای گفتوگو و ارتباطات از ظرفیت فرد برای پاسخگویی بیشتر شود.
پژوهشگران دریافتند هر دو نوع فشار با خستگی شبکههای اجتماعی رابطه مثبت دارند؛ اما فشار ارتباطی مسیر مشخصی میان استفاده منفعلانه از لینکدین و خستگی ایجاد میکند. به بیان دیگر، حتی کاربری که بیشتر وقت خود را صرف تماشای مطالب دیگران میکند، ممکن است همزمان با پیامها و درخواستهای ارتباطی متعددی روبهرو شود.
آیا استفاده منفعلانه مستقیماً باعث خستگی میشود؟
خیر. پژوهشگران رابطه مستقیم و معناداری میان استفاده منفعلانه از لینکدین و خستگی شبکههای اجتماعی پیدا نکردند. همچنین اثر کلی مدل میانجیگری معنادار نبود؛ بنابراین نمیتوان گفت صرفاً مرور مطالب لینکدین به خستگی روانی منجر میشود.
یافته دقیقتر این است که فشار ارتباطی میتواند بخشی از ارتباط میان استفاده منفعلانه و خستگی را توضیح دهد. در عین حال، فشار اطلاعاتی نیز با خستگی شبکههای اجتماعی ارتباط داشت، اما نقش میانجی آن در رابطه مورد بررسی تأیید نشد.
چگونه فشار ارتباطی را کاهش دهیم؟
مدیریت اعلانها، محدودکردن زمان حضور در شبکه و تعیین زمان مشخص برای بررسی پیامها میتواند به کاهش فشار ارتباطی کمک کند. کاربران همچنین میتوانند درخواستهای ارتباطی غیرضروری را نادیده بگیرند و میان زمان کاری و زمان استراحت مرز روشنتری ایجاد کنند.
این اقدامات به معنای کنارگذاشتن لینکدین نیست. هدف آن است که کاربران از امکانات حرفهای این شبکه استفاده کنند، بدون آنکه پیوسته درگیر اعلانها و مطالب تازه بمانند.
محدودیتهای پژوهش
این مطالعه فقط ۱۳۷ کاربر را بررسی کرد و پژوهشگران دادهها را در یک مقطع زمانی گردآوری کردند. به همین دلیل، نتایج رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکند. برای مثال، ممکن است خستگی شبکههای اجتماعی نیز کاربران را به استفاده منفعلانهتر از لینکدین سوق دهد.
پژوهشگران همچنین تأکید کردند که ابزار سنجش اختصاصی فعالیت کاربران لینکدین هنوز به بررسی و اعتبارسنجی بیشتری نیاز دارد. بنابراین، برای نتیجهگیری قطعی درباره اثرات روانی این شبکه باید مطالعات گستردهتر و طولانیمدت انجام شود.
این پژوهش یادآوری میکند که شبکهسازی حرفهای فقط به تعداد ارتباطها و پیامها مربوط نیست. مدیریت کیفیت ارتباطات و حفظ تعادل میان حضور آنلاین و استراحت ذهنی نیز بخشی از تجربه سالم در محیطهای حرفهای دیجیتال است.
