استفاده روزافزون درمانگران از هوش مصنوعی، پرسشهای جدی و تازهای درباره حریم خصوصی مراجعان و مالکیت دادههای درمانی ایجاد کرده است. حتی درمانگران مسئولیتپذیر نیز ممکن است شناخت دقیقی از ریسکها و پیامدهای اخلاقی استفاده از AI نداشته باشند. در چنین شرایطی، حفظ «رضایت آگاهانه» تنها زمانی ممکن است که شفافیت کامل درباره استفاده از هوش مصنوعی میان درمانگر و مراجع برقرار شود.
از زمانی که ChatGPT در دسامبر ۲۰۲۳ معرفی شد، بحث درباره نقش هوش مصنوعی در تغییر ابعاد مختلف زندگی انسان به شکل چشمگیری گسترش یافته است. از دانشگاهها و محیطهای علمی گرفته تا هنر، رسانه و نظامهای سلامت، AI حضوری پررنگ و گاه بحثبرانگیز پیدا کرده است. این تحولات برای برخی نویدبخش پیشرفت و برای برخی دیگر نگرانکننده است، اما آنچه مسلم است، گستردگی و عمق تأثیر آن بر زندگی معاصر است.
آیا رواندرمانی از تأثیر هوش مصنوعی مصون است؟
برای مدتها این تصور وجود داشت که رواندرمانی، بهدلیل ماهیت انسانی و رابطهمحور خود، کمتر از سایر حوزهها تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار خواهد گرفت. مگر نه اینکه درمان روانشناختی بر همدلی، ارتباط انسانی و تجربه زیسته مشترک بنا شده است؟ با این حال، شواهد علمی نشان میدهد که این فرض چندان دقیق نیست.
نوجوانان، سلامت روان و رجوع به هوش مصنوعی
مطالعات اخیر نشان میدهد که نوجوانان و جوانان بهطور فزایندهای برای دریافت حمایت روانی به سراغ هوش مصنوعی میروند؛ نهتنها رباتهای درمانگر طراحیشده برای سلامت روان، بلکه ابزارهای عمومیتری مانند ChatGPT. بر اساس پژوهشی از McBain و همکاران در سال ۲۰۲۵، از هر هشت نوجوان، یک نفر دستکم یکبار از چتباتهای هوش مصنوعی برای دریافت مشاوره سلامت روان استفاده کرده است. این روند نگرانیهای جدی به همراه دارد، از جمله احتمال تقویت افکار خودکشی در افراد آسیبپذیر یا تشدید علائم روانپریشی بهدلیل پاسخهای بیش از حد تأییدگر، همدلانه و چاپلوسانه که میتواند فاصله فرد با واقعیت را افزایش دهد.
نفوذ پنهان AI به رواندرمانی حضوری
در حالی که توجهها بیشتر معطوف به استفاده مستقیم مراجعان از هوش مصنوعی بوده، موضوعی کمتر دیدهشده اما بسیار مهم در حال وقوع است: ورود تدریجی هوش مصنوعی به درمانهای حضوری و انسانبهانسان. نکته نگرانکننده آن است که این نفوذ گاه بدون آگاهی کامل خود درمانگران اتفاق میافتد.
امروزه ابزارهای متعددی با تکیه بر هوش مصنوعی به درمانگران معرفی میشوند؛ از نرمافزارهای خودکار یادداشتبرداری و خدمات رونویسی جلسات گرفته تا پلتفرمهای ضبط، مدیریت پرونده و سیستمهای نوبتدهی. این ابزارها با وعده افزایش بهرهوری، کاهش بار اداری و صرفهجویی در زمان ارائه میشوند و در نگاه نخست، کاملاً مفید و حتی ضروری به نظر میرسند.
اما قراردادهایی که درمانگران با این شرکتها امضا میکنند، اغلب بهطور شفاف درباره خطرات احتمالی حریم خصوصی و برنامههای بلندمدت استفاده از دادهها توضیح نمیدهند. این ابهام، پرسشهای مهمی را مطرح میکند: دادههای مراجعان دقیقاً چگونه ذخیره و پردازش میشوند؟ چه کسی مالک واقعی این اطلاعات حساس است؟ آیا این دادهها در آینده برای آموزش الگوریتمها و جایگزینهای رباتیک درمانگران مورد استفاده قرار میگیرند؟
استفاده درمانگران از AI برای مشاوره حرفهای
برخی درمانگران ممکن است از هوش مصنوعی برای دریافت مشاوره حرفهای، تحلیل موارد درمانی پیچیده یا کمک در تصمیمگیری بالینی استفاده کنند؛ رویکردی که در بسیاری از حرفههای دیگر نیز رایج است. با این حال، در حوزه رواندرمانی، این موضوع حساسیت دوچندانی دارد. حتی درمانگران متعهد و اخلاقمدار ممکن است آگاهی کافی از ریسکهای محرمانگی و پیامدهای دادهای چنین استفادهای نداشته باشند. در اینجا، مرز میان کمک حرفهای و نقض حریم خصوصی مراجع میتواند بسیار باریک باشد.
پرسشهایی که هر مراجع باید بپرسد
در مواجهه با این عدم قطعیتها، شفافیت به یک اصل اساسی تبدیل میشود. مراجعان حق دارند بدانند داستانهای شخصی و خصوصی آنها چگونه ثبت، ذخیره و استفاده میشود. نخستین گام، مطالعه دقیق سند رضایت آگاهانهای است که در ابتدای درمان امضا شده است. در صورت در دسترس نبودن این سند، درخواست نسخه جدید کاملاً منطقی و ضروری است. پس از آن، گفتوگو با درمانگر درباره استفاده از هوش مصنوعی میتواند بخش مهمی از فرایند درمان باشد؛ گفتوگویی درباره تغییرات احتمالی در مدیریت درمان، استفاده از AI در یادداشتبرداری، ضبط جلسات آنلاین، نقش هوش مصنوعی در تصمیمگیریهای درمانی و شیوههای تضمین حریم خصوصی مراجع.
شروع درمان برای بسیاری از افراد تجربهای همراه با اضطراب است و طبیعی است که برخی مراجعان نخواهند با پرسیدن پرسشهای حساس، رابطه درمانی را به خطر بیندازند. اما واقعیت این است که این سؤالات نه حاشیهای، بلکه در قلب فرایند درمان قرار دارند. در عصر هوش مصنوعی، رضایت آگاهانه دیگر یک فرم امضاشده ساده نیست، بلکه یک گفتوگوی مداوم، شفاف و اخلاقمحور میان درمانگر و مراجع است.
در نهایت، درمانگران، مراجعان و جامعه بهطور کلی حق دارند بدانند خصوصیترین بخشهای زندگی انسان چگونه دیده میشود، چگونه ذخیره میشود و با چه هدفی مورد استفاده قرار میگیرد؛ بهویژه زمانی که هوش مصنوعی آرام و بیصدا وارد اتاق درمان شده است.
