📅 سه‌شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵ | ۰۲:۵۴📂 برگزیده ها🆔 کد خبر: 12582✍️ خبرنگار: ستایش ایدی زاده ستایش ایدی زاده🖨 چاپ

وقتی بهتر شدن در روان‌درمانی به یک وظیفه تبدیل می‌شود؛ چگونه فشار برای تغییر، روند درمان را دشوار می‌کند؟

کمال‌گرایی در روان‌درمانی و فشار روانی ناشی از تلاش مداوم برای بهتر شدن

بسیاری از افراد با این امید به روان‌درمانی مراجعه می‌کنند که احساسات دشوار خود را بهتر مدیریت کنند، روابط سالم‌تری بسازند و از مشکلات روان‌شناختی فاصله بگیرند. این هدف‌ها ارزشمندند؛ اما گاهی میل به تغییر چنان شدید می‌شود که فرد به‌جای تجربه آرامش، خودش را زیر فشار بیشتری قرار می‌دهد.

ممکن است فرد دائماً از خود بپرسد: «چرا هنوز بهتر نشده‌ام؟»، «چرا نمی‌توانم احساساتم را کنترل کنم؟» یا «آیا درمان را درست پیش می‌برم؟» در چنین شرایطی، روان‌درمانی که قرار است فضایی برای شناخت، پذیرش و تغییر فراهم کند، به وظیفه‌ای دیگر برای موفق شدن تبدیل می‌شود.

بئاتریس انگ-کسلر، روان‌شناس بالینی و مدرس طرحواره‌درمانی، در مقاله‌ای در Psychology Today به این مسئله می‌پردازد. او توضیح می‌دهد که فشار برای بهبود سریع می‌تواند خودانتقادی را افزایش دهد و رابطه فرد با تجربه‌های عاطفی‌اش را دشوارتر کند. از نگاه او، درمانگر باید میان پذیرش وضعیت فعلی مراجع و کمک به ایجاد تغییر، تعادل برقرار کند.

وقتی تلاش برای بهتر شدن به فشار روانی تبدیل می‌شود

برخی افراد عادت دارند در بخش‌های مختلف زندگی خود عملکرد بالایی داشته باشند. آن‌ها مسئولیت‌پذیرند، برای رسیدن به هدف‌ها تلاش می‌کنند و معمولاً از خود انتظار زیادی دارند. این ویژگی‌ها در بعضی موقعیت‌ها به پیشرفت کمک می‌کنند؛ اما همین الگو ممکن است در روان‌درمانی مشکل‌ساز شود.

در این شرایط، فرد ممکن است درمان را پروژه‌ای برای اصلاح خود بداند. او انتظار دارد هر جلسه پیشرفت مشخصی ایجاد کند و هر بار که احساس غم، اضطراب یا خشم را تجربه می‌کند، آن را نشانه شکست تلقی کند.

اما تغییر روان‌شناختی معمولاً روندی خطی و قابل‌اندازه‌گیری در هر لحظه نیست. بعضی احساسات به زمان نیاز دارند و برخی الگوهای رفتاری پس از سال‌ها تکرار، به‌سرعت تغییر نمی‌کنند. اگر فرد برای هر قدم از مسیر درمان معیارهای سخت‌گیرانه تعیین کند، ممکن است به‌جای شناخت خود، بیشتر به ارزیابی و سرزنش خویش بپردازد.

برای مثال، فردی که اضطراب را تجربه می‌کند، ممکن است تصور کند پس از چند جلسه درمان دیگر نباید مضطرب شود. اگر اضطراب دوباره برگردد، به‌جای بررسی عوامل مؤثر بر آن، خودش را به کم‌کاری یا ناتوانی متهم می‌کند. این نوع برخورد می‌تواند فشار تازه‌ای به مشکل اولیه اضافه کند.

تعادل میان پذیرش و تغییر

یکی از نکته‌های اصلی مقاله، اهمیت ایجاد تعادل میان دو نیاز متفاوت است: پذیرش تجربه فعلی و حرکت به سوی تغییر.

برخی مراجعان بیش از هر چیز به فضایی امن نیاز دارند تا بتوانند احساسات خود را بدون ترس از قضاوت تجربه کنند. آن‌ها شاید سال‌ها آموخته باشند که باید قوی بمانند، اشتباه نکنند یا احساسات ناخوشایند خود را پنهان کنند. برای این افراد، درمانگر می‌تواند با ایجاد فضایی پذیرا به آن‌ها کمک کند از فشار دائمی برای اصلاح خود فاصله بگیرند.

در مقابل، برخی افراد هنگام مواجهه با احساسات دشوار خیلی زود به اجتناب روی می‌آورند. آن‌ها ممکن است موضوع گفت‌وگو را تغییر دهند، از موقعیت ناراحت‌کننده فاصله بگیرند یا به فعالیت‌های دیگری پناه ببرند. این افراد گاهی به تمرین بیشتری برای تحمل ناراحتی و ماندن در کنار احساسات خود نیاز دارند.

البته این دو وضعیت همیشه از هم جدا نیستند. یک فرد ممکن است در برخی موقعیت‌ها به پذیرش بیشتری نیاز داشته باشد و در موقعیت‌های دیگر، از تمرین و مواجهه تدریجی سود ببرد.

به همین دلیل، درمانگر نباید برای همه مراجعان یک روش یکسان در نظر بگیرد. او باید شرایط فرد، سابقه زندگی، الگوهای عاطفی و نیازهای فعلی او را بررسی کند و بر اساس آن‌ها مسیر درمان را تنظیم کند.

چگونه کمال‌گرایی، خودبهسازی را به خودانتقادی تبدیل می‌کند؟

نویسنده برای توضیح این مسئله از مفهومی در طرحواره‌درمانی استفاده می‌کند: «حالت کنترل‌گر کمال‌گرا» (Perfectionistic Overcontroller Mode).

این حالت به الگویی اشاره دارد که فرد را به کنترل مداوم خود، رعایت معیارهای سخت‌گیرانه و تلاش بی‌وقفه برای بهتر شدن سوق می‌دهد. فردی که با این الگو زندگی می‌کند، ممکن است برای اشتباه‌های کوچک خود را سرزنش کند یا ارزشمندی خود را به عملکرد و موفقیت گره بزند.

چنین فردی معمولاً مسائل را با معیارهای دوگانه می‌سنجد: موفقیت یا شکست، درست یا غلط، خوب یا بد. در نتیجه، فرصت چندانی برای پذیرش تجربه‌های مبهم و پیچیده باقی نمی‌ماند.

این الگو حتی می‌تواند در لحظه‌های مثبت نیز ظاهر شود. برای مثال، فردی که احساس شادی می‌کند، ممکن است از خودش بپرسد: «آیا به‌اندازه کافی خوشحالم؟» به‌جای آنکه از لحظه لذت ببرد، کیفیت احساسش را ارزیابی می‌کند و می‌کوشد آن را به سطحی ایده‌آل برساند.

در روان‌درمانی نیز همین الگو می‌تواند فرد را درگیر کند. او ممکن است به‌جای توجه به آنچه واقعاً تجربه می‌کند، دائماً بررسی کند که آیا به‌اندازه کافی پیشرفت کرده است یا خیر.

شناخت این الگو به معنای کنار گذاشتن تلاش برای رشد نیست. هدف آن است که فرد بتواند بدون تحقیر و تنبیه خود، برای تغییر قدم بردارد.

چرا کنار گذاشتن کمال‌گرایی دشوار است؟

رفتارهای کمال‌گرایانه همیشه از ابتدا مشکل‌ساز به نظر نمی‌رسند. گاهی این رفتارها به فرد کمک می‌کنند در محیط‌های رقابتی موفق شود، مسئولیت‌هایش را انجام دهد یا تأیید دیگران را به دست آورد.

در بعضی خانواده‌ها و فرهنگ‌ها، اطرافیان تلاش بی‌وقفه، کنترل احساسات و عملکرد بالا را تشویق می‌کنند. فرد ممکن است از همان سال‌های نخست زندگی یاد بگیرد که دیگران زمانی او را می‌پذیرند که مفید، موفق و بی‌اشتباه باشد.

وقتی این الگو سال‌ها تکرار می‌شود، فرد به آن عادت می‌کند. حتی اگر چنین رفتاری او را خسته کند، کنار گذاشتنش ممکن است احساس ناامنی ایجاد کند. وضعیت آشنا همیشه راحت نیست؛ گاهی فقط به این دلیل ادامه پیدا می‌کند که فرد راه دیگری را تجربه نکرده است.

در چنین شرایطی، درمانگر باید به مراجع کمک کند به‌تدریج راه‌های تازه‌ای برای ارتباط با خود پیدا کند. این فرایند ممکن است زمان‌بر باشد. فرد باید فرصت داشته باشد یاد بگیرد که ارزشمندی او فقط به عملکرد، پیشرفت یا رضایت دیگران وابسته نیست.

ذهن‌آگاهی چگونه می‌تواند به پذیرش کمک کند؟

ذهن‌آگاهی یکی از روش‌هایی است که می‌تواند رابطه فرد با تجربه‌های درونی‌اش را تغییر دهد. در تمرین ذهن‌آگاهی، فرد تلاش می‌کند افکار، احساسات و واکنش‌های بدنی خود را با توجه و بدون قضاوت فوری مشاهده کند.

برای مثال، وقتی اضطراب ظاهر می‌شود، فرد می‌تواند به‌جای تلاش فوری برای حذف آن، متوجه نشانه‌های بدنی و افکار همراهش شود. او لازم نیست هر فکر را حقیقت بداند یا برای هر احساس ناخوشایند فوراً راه‌حلی پیدا کند.

این رویکرد به معنای تسلیم شدن در برابر مشکلات نیست. ذهن‌آگاهی به فرد کمک می‌کند پیش از واکنش نشان دادن، تجربه خود را بهتر بشناسد و با انعطاف بیشتری تصمیم بگیرد.

البته ذهن‌آگاهی برای همه افراد و همه شرایط به یک شکل عمل نمی‌کند. درمانگر می‌تواند با توجه به وضعیت مراجع، درباره مناسب بودن این تمرین‌ها تصمیم بگیرد و در صورت نیاز، آن‌ها را با روش‌های دیگر ترکیب کند.

گاهی مشغول بودن راهی برای فرار از احساسات است

نویسنده به الگوی دیگری نیز اشاره می‌کند: برخی افراد برای مواجهه نشدن با احساسات آسیب‌پذیر، خود را دائماً مشغول نگه می‌دارند.

آن‌ها ممکن است به کار، برنامه‌ریزی، یادگیری یا فعالیت‌های به‌ظاهر مفید روی بیاورند. در ظاهر، این رفتارها نشانه تلاش و بهره‌وری هستند؛ اما گاهی به فرد کمک می‌کنند از تجربه غم، ترس، شرم یا نیاز به حمایت فاصله بگیرد.

برای مثال، فردی که از احساس تنهایی رنج می‌برد، ممکن است تمام وقت خود را با کار پر کند تا فرصت چندانی برای مواجهه با این احساس نداشته باشد. چنین راهبردی شاید در کوتاه‌مدت آرامش ایجاد کند، اما لزوماً به شناخت نیازهای عاطفی او کمک نمی‌کند.

در روان‌درمانی، هدف این نیست که فرد فعالیت‌های مفید خود را کنار بگذارد. درمانگر به او کمک می‌کند تشخیص دهد چه زمانی فعالیت، انتخابی سالم است و چه زمانی نقش راهی برای اجتناب از احساسات را بازی می‌کند.

فرهنگ و روابط اجتماعی چه نقشی در روند درمان دارند؟

نیازهای افراد در روان‌درمانی فقط به ویژگی‌های فردی آن‌ها محدود نمی‌شود. فرهنگ، خانواده و نوع روابط اجتماعی نیز بر شیوه بیان احساسات و درخواست حمایت تأثیر می‌گذارند.

در برخی زمینه‌های فرهنگی، افراد ارتباط نزدیکی میان احساسات خود و وضعیت عاطفی اطرافیان تجربه می‌کنند. آن‌ها ممکن است هنگام صحبت با درمانگر نگران باشند که او را ناراحت کنند، بار اضافی بر دوش او بگذارند یا رابطه درمانی را به خطر بیندازند.

در چنین شرایطی، مراجع شاید به‌جای بیان مستقیم نیازها و ناراحتی‌های خود، تلاش کند رضایت درمانگر را جلب کند. حتی ممکن است احساسات واقعی‌اش را پنهان کند تا در نگاه او فردی همکاری‌کننده و موفق به نظر برسد.

شناخت این الگوها اهمیت زیادی دارد؛ زیرا آنچه در اتاق درمان اتفاق می‌افتد، همیشه فقط بازتاب رویدادهای بیرونی نیست. گاهی رفتار مراجع بخشی از تلاش او برای حفظ رابطه، مدیریت احساسات دیگران یا جلوگیری از طرد شدن است.

درمانگر می‌تواند با بررسی محترمانه این الگوها به مراجع کمک کند نیازهای خود را روشن‌تر بیان کند و در رابطه درمانی احساس امنیت بیشتری داشته باشد.

هدف درمان؛ تغییر بدون حمله به خود

درمان مؤثر قرار نیست فرد را به نسخه‌ای بی‌نقص از خودش تبدیل کند. هدف، افزایش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و توانایی مواجهه با تجربه‌های متفاوت زندگی است.

فرد می‌تواند برای تغییر تلاش کند، بدون آنکه هر بار به‌دلیل پیشرفت نکردن سریع خود را سرزنش کند. همچنین می‌تواند احساسات ناخوشایند را تحمل کند، بدون آنکه فوراً از آن‌ها فرار کند. او می‌تواند از حمایت درمانگر بهره ببرد، بدون آنکه روان‌درمانی را به امتحانی برای اثبات شایستگی خود تبدیل کند.

این تغییر نگرش به معنای کنار گذاشتن مسئولیت‌پذیری نیست. فرد همچنان می‌تواند اهداف مشخصی داشته باشد و برای بهتر شدن قدم بردارد؛ اما لازم نیست ارزشمندی خود را به سرعت پیشرفت گره بزند.

جمع‌بندی: لازم نیست در درمان هم کامل باشید

گاهی افراد حتی در مسیر بهبود روانی نیز همان فشارهایی را تکرار می‌کنند که در زندگی روزمره تجربه می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند بهترین مراجع باشند، احساساتشان را درست مدیریت کنند و در کوتاه‌ترین زمان ممکن تغییر کنند. اما همین تلاش ممکن است فرصتی را که درمان برای پذیرش و شناخت فراهم می‌کند، محدود کند.

مقاله بئاتریس انگ-کسلر بر اهمیت تعادل میان پذیرش و تغییر تأکید دارد. بعضی افراد به فضای بیشتری برای تجربه و پذیرش احساسات نیاز دارند؛ بعضی دیگر باید یاد بگیرند در کنار ناراحتی بمانند و سریع از آن فاصله نگیرند. درمانگر با شناخت شرایط هر فرد می‌تواند به انتخاب مسیر مناسب کمک کند.

بهبود روان‌شناختی همیشه به معنای احساس بهتر در هر لحظه نیست. گاهی پیشرفت یعنی فرد زودتر متوجه خودانتقادی می‌شود، نیازهایش را روشن‌تر بیان می‌کند یا در برابر یک احساس دشوار با مهربانی بیشتری رفتار می‌کند.

در نهایت، روان‌درمانی نباید به مسابقه‌ای برای رسیدن به کمال تبدیل شود. فرد می‌تواند خواهان تغییر باشد و هم‌زمان وضعیت فعلی خود را با واقع‌بینی و شفقت بپذیرد.

شناسنامه و منبع مقاله

عنوان اصلی: When Getting Better in Therapy Becomes a Task

عنوان فارسی: وقتی بهتر شدن در روان‌درمانی به یک وظیفه تبدیل می‌شود

نویسنده: Beatrice Ng-Kessler, MSc

مرجع انتشار: Psychology Today، بخش When Therapy Meets Cultures

تاریخ آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶

بازبین: Michelle Quirk

نوع محتوا: مقاله آموزشی و تحلیلی در زمینه روان‌درمانی، طرحواره‌درمانی و تفاوت‌های فرهنگی؛ نه گزارش یک پژوهش تجربی جدید

شناسه DOI / PMCID: در صفحه منبع درج نشده است.

لینک دسترسی مستقیم: https://www.psychologytoday.com/us/blog/when-therapy-meets-cultures/202610/when-getting-better-in-therapy-becomes-a-task

اشتراگ گذاری

▼
X
Facebook
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email
Pinterest

مطالب مرتبط

▼

آیا باید چت‌های ChatGPT شریک عاطفی‌مان را بخوانیم؟

استفاده از ChatGPT برای صحبت درباره مشکلات عاطفی و دریافت راهنمایی درباره رابطه، به موضوعی تازه در زندگی زوج‌ها تبدیل شده است. اما وقتی یکی از طرفین چت‌های خصوصی شریک خود را می‌خواند، ممکن است اعتماد میان آنها آسیب ببیند.…
  ۱۴۰۵/۰۷/۲۹ ۲۲:۴۹

۳ راهکار عملی برای مقابله با کسالت در زندگی زناشویی

گاهی رابطه‌ای که زمانی سرشار از هیجان، گفت‌وگو و تجربه‌های تازه بوده، به مرور وارد چرخه‌ای تکراری می‌شود. زوج‌ها همچنان یکدیگر را دوست دارند، اما احساس می‌کنند روزهایشان بیش از حد شبیه هم شده است. خستگی از کار، مسئولیت‌های خانوادگی…
  ۱۴۰۵/۰۷/۲۹ ۱۶:۴۴

آیا درمانگر شما از رفتار آزارگرانه حمایت می‌کند؟

رابطه سالم بدون احساس امنیت شکل نمی‌گیرد. وقتی در یک رابطه رفتارهای آزارگرانه وجود دارد، حل تعارض‌ها و ایجاد صمیمیت واقعی نیز دشوار می‌شود. به همین دلیل، واکنش درمانگر به خشونت و آزار در جلسات روان‌درمانی اهمیت زیادی دارد. برخی…
  ۱۴۰۵/۰۷/۲۹ ۱۶:۳۷

چرا «می‌توانی همه‌چیز را ببینی» از نظر روان‌شناختی آزاردهنده است؟

مستند جدید «می‌توانی همه‌چیز را ببینی» زندگی و رفتار الیزابت هولمز را در روزهای پایانی آزادی او دنبال می‌کند. تماشای این مستند برای بسیاری از مخاطبان تجربه‌ای ناراحت‌کننده است؛ زیرا بیننده با فردی روبه‌رو می‌شود که در موقعیت‌های مختلف، چهره‌ها…
  ۱۴۰۵/۰۷/۲۹ ۱۶:۳۲

قهرمانان فقط نشان پلیس ندارند؛ چه چیزی افراد عادی را در لحظات خطر شجاع می‌کند؟

گاهی در لحظات بحرانی، برخی افراد برخلاف واکنش طبیعی فرار از خطر، به سمت موقعیت تهدیدکننده می‌روند تا از دیگران محافظت کنند. این رفتار فقط به نیروهای پلیس، آتش‌نشانان یا نظامیان محدود نمی‌شود و ممکن است در والدین، معلمان و…
  ۱۴۰۵/۰۷/۲۹ ۱۶:۱۴

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد سردبیر/آموزش روانشناسی

▼
  • برگزیده‌ها
  • پربازدیدها
  • آخرین اخبار
اندازه‌گیری سرعت پیری و پیش‌بینی زوال عقل با فناوریهای نوین از ذهن تا خلاقیت: راز سیگنال‌های درونی و معنای پشت آن‌ها آنچه انیشتین را نابغه کرد، بهره هوشی او نبود فرآیند مشاوره و اهمیت درک احساسات افسردگی گاهی الهام‌بخش است، گاهی مانع سامانه تلفنی؛ مسیر کمک فوری در بحران‌های اجتماعی روانشناسی پول: از ذهن تا ثروت دیدن اوتیسم به عنوان تفاوت، نه نقص مزایا و معایب بازی‌های اینترنتی برای کودکان | توصیه‌های والدین اضطراب در نوجوانان: علل، علائم و راهکارهای مقابله عشوه‌گری و صداقت در رابطه؛ نقش‌بازی یا احساس واقعی؟ مدیریت سرمایه در فارکس و روانشناسی معامله‌گری روانشناسی مالی: شناخت ذهن و احساس در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی زندگی بدون الکل: انتخاب هوشیارانه در هنجارهای اجتماعی مشکل نوظهور «روان‌پریشی هوش مصنوعی» روانشناسی پشت تفکر «ما در برابر آنها» | روانشناسی چیست؟ معضل همزاد هوش مصنوعی چگونه زمان را متوقف کنیم ایمنی روان‌شناختی در محیط کار؛ افسانه‌ها و واقعیت‌ها آیا شما هم به لبوبو ( Labubu ) علاقه دارید؟ چه زمانی راز خود را به معشوقتان می‌گویید؟ قابل‌اعتماد بودن در محیط کار: نقطه قوت یا مانع پیشرفت؟ دوستی نوجوانی: رشد عاطفی و تاب‌آوری در همسالان APA: انجمن روان‌شناسی آمریکا و استانداردهای علمی و اخلاقی دانشکده روان‌شناسی UCLA: مرکز برتر آموزش و پژوهش روان‌شناسی دانشکده روان‌شناسی دانشگاه ییل: مرکز برجسته آموزش و پژوهش روان‌شناسی دانشکده روان‌شناسی UC Berkeley: پیشرو در آموزش و پژوهش روان‌شناسی تأثیر گرمای شدید بر روان انسان: خواب، خلق و عملکرد مغز چرا ممکن است نخواهید به یک تست شخصیت اعتماد کنید استرس و اثرات آن بر دهان و دندان رئیس سازمان نظام روان‌شناسی: «ستاد امنیت روان و آرام‌بخشی» راه اندازی شد معرفی کتاب چگونه کارهای خسته‌کننده، طاقت‌فرسا، دشوار، اما ضروری را انجام دهیم: هنر تحمل سختی‌ها و انجام کارهایی که از آنها متنفرید (کتاب ۱۹ زندگی منظم) نسخه کیندل معرفی کتاب «روانشناسی تاریک پرده‌برداری شد» ارتباط بین افسردگی و عزت نفس اثرات آتش‌بازی بر مغز و سلامت: علم پشت ذرات معلق دو کلمه کوچک می‌توانند تفاوت بزرگی در یک رابطه ایجاد کنند راه های کاهش استرس استرس در افراد بزرگسال دکتر آزادارمکی: سن بالای ازدواج، آسیب نیست چرا نابرابری اجتماعی باعث افزایش خشونت در جامعه می شود؟ ضرورت توجه به فناوری‌های ارتباط از راه دور برای توانبخشی ضرورت آموزش تاب آوری برای خانواده ها تدوین برنامه «حمایت روانی و اجتماعی» از زنان در شرایط بحران ضروری است بایدها و نبایدهای مواجهه کودکان با بحران راهنمای حفظ سلامت روان در شرایط جنگی/ نشانه‌های شدید روانی جدی گرفته شود رئیس انجمن مددکاران اجتماعی : فقدان سیاستگذاری در حوزه کنترل  و کاهش آسیب‌های اجتماعی مشهود است آیا باید چت‌های ChatGPT شریک عاطفی‌مان را بخوانیم؟ ۳ راهکار عملی برای مقابله با کسالت در زندگی زناشویی آیا درمانگر شما از رفتار آزارگرانه حمایت می‌کند؟ چرا «می‌توانی همه‌چیز را ببینی» از نظر روان‌شناختی آزاردهنده است؟ قهرمانان فقط نشان پلیس ندارند؛ چه چیزی افراد عادی را در لحظات خطر شجاع می‌کند؟ چرا وقتی بیمار می‌شویم احساس گناه می‌کنیم؟ خویشاوندان سمی؛ مرز ارتباط کودکان با اعضای آسیب‌زا کجاست؟ تعلق به بشریت؛ چگونه احساس تعلق جهانی می‌تواند به کاهش شکاف و درگیری کمک کند؟ ۶ ویژگی کلیدی که شاید در رابطه عاطفی شما گم شده باشد ام‌دی‌ام‌ای برای PTSD؛ امید، هیاهو و شواهد علمی

دسته‌بندی‌ها

پیمایش به بالا