رواندرمان، به گزارش Psychology Today گزارش میدهد: انسان فقط برای تأمین نیازهای روزمره زندگی نمیکند؛ ذهن ما دائماً تلاش میکند میان تجربهها، اهداف و اتفاقات زندگی ارتباط برقرار کند. داشتن هدف میتواند به زندگی جهت بدهد و به انسان کمک کند در شرایط دشوار نیز انگیزه خود را حفظ کند.
جان تسلیمپاریس، رواندرمانگر و نویسنده، در مقالهای برای Psychology Today توضیح میدهد که انسانها بهطور طبیعی در جستوجوی معنا هستند. از نگاه او، فعالیتهای روزمره، مسئولیتها و هدفهایی که برای خود تعیین میکنیم، میتوانند به زندگی ساختار بدهند و از غرق شدن بیش از حد در نگرانیها و گذشته جلوگیری کنند.
پژوهشهای روانشناختی نیز نشان میدهند «معنای زندگی» مفهومی چندبعدی است و فقط به داشتن یک هدف مشخص محدود نمیشود. احساس معنا میتواند شامل درک و انسجام زندگی، داشتن هدف و احساس ارزشمندی و اهمیت باشد.
چرا انسان به معنا نیاز دارد؟
انسانها فقط اتفاقات زندگی را تجربه نمیکنند؛ آنها برای این تجربهها معنا و تفسیر میسازند. فرد تلاش میکند اتفاقات گذشته را درک کند، شرایط فعلی را توضیح دهد و برای آینده مسیر مشخصی داشته باشد.
این فرایند به زندگی انسجام میدهد. برای مثال، فردی که شغل خود را بخشی از مسیر رشد شخصی میداند، ممکن است فشارها و دشواریهای کاری را متفاوت از فردی تجربه کند که هیچ ارتباطی میان فعالیت روزانه و اهداف شخصی خود نمیبیند.
مرور علمی منتشرشده در Annual Review of Psychology نشان میدهد معنای زندگی را میتوان در سه مؤلفه اصلی بررسی کرد: احساس انسجام و قابلفهم بودن زندگی، داشتن هدف و احساس اهمیت و ارزشمندی وجود فرد. پژوهشگران همچنین ارتباط معنای زندگی با جنبههای مختلف بهزیستی را بررسی کردهاند.
وقتی هدف روزمره از بین میرود
تسلیمپاریس در مقاله خود این پرسش را مطرح میکند که اگر افراد برای مدت طولانی فعالیتها و مسئولیتهایی را که به روزهایشان ساختار میدهند از دست بدهند، چه اتفاقی رخ میدهد.
کار، تحصیل، مراقبت از فرزندان، رسیدگی به خانه، ارتباط با دیگران یا حتی انجام یک پروژه شخصی میتواند بخشی از ساختار روزانه زندگی را تشکیل دهد. از دست دادن این ساختار ممکن است فرصت بیشتری برای نگرانی، نشخوار ذهنی و تمرکز بر اشتباهات گذشته ایجاد کند.
البته این موضوع به معنای آن نیست که هر فردی در صورت بیکار شدن یا داشتن اوقات فراغت دچار مشکل روانی میشود. استراحت و فراغت بخش مهمی از زندگی سالم هستند. مسئله زمانی اهمیت پیدا میکند که فرد برای مدت طولانی احساس کند فعالیتهای زندگیاش هیچ ارتباطی با ارزشها، اهداف یا احساس معنا ندارند.
پژوهشهای جدید نیز میان «معنای زندگی» و «هدف در زندگی» تمایز قائل میشوند. هدف بیشتر به جهتگیری و اهداف آینده مربوط است، در حالی که معنا میتواند تجربه فرد از انسجام و اهمیت زندگی را نیز دربر بگیرد.
ایکای چیست؟
یکی از مفاهیم مهم مقاله Psychology Today، «ایکای» یا Ikigai است؛ مفهومی ژاپنی که در سالهای اخیر در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته است.
ایکای را نمیتوان فقط به داشتن یک شغل یا مشغول بودن دائمی محدود کرد. پژوهشهای علمی نشان میدهند این مفهوم در فرهنگ و ادبیات ژاپنی دامنه گستردهای دارد و میتواند به چیزی اشاره کند که به زندگی فرد ارزش و دلیل ادامه دادن میدهد. این معنا ممکن است از کار، روابط، خانواده، فعالیتهای روزمره، علایق شخصی یا اهداف آینده سرچشمه بگیرد.
بنابراین، ایکای برای یک نفر ممکن است در فعالیت حرفهای او معنا پیدا کند و برای فرد دیگری در خانواده، دوستی، یادگیری، کمک به دیگران یا یک فعالیت ساده روزانه.
این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا پیدا کردن معنا الزاماً به معنای پیدا کردن «یک مأموریت بزرگ» برای زندگی نیست. گاهی مجموعهای از فعالیتهای کوچک و ارزشمند میتواند چنین نقشی داشته باشد.
آیا کار بیشتر همیشه به معنای زندگی بهتر است؟
مقاله Psychology Today بر فعالیت، هدف و بهرهوری تأکید زیادی دارد. بااینحال، این ایده نباید به این معنا تعبیر شود که انسان برای داشتن زندگی معنادار باید دائماً کار کند.
هدف و معنا با بهرهوری یکسان نیستند.
اگر فرد ارزش شخصی خود را فقط به میزان کار، درآمد یا دستاوردهایش وابسته کند، ممکن است فشار روانی افزایش یابد. در مقابل، هدف میتواند در فعالیتهایی وجود داشته باشد که الزاماً درآمدزا یا رقابتی نیستند.
یک رابطه صمیمانه، مراقبت از یکی از اعضای خانواده، یادگیری یک مهارت، فعالیت داوطلبانه یا حتی اختصاص زمان به یک علاقه شخصی نیز میتواند بخشی از تجربه معنا باشد.
پژوهش درباره ایکای نیز نشان میدهد این مفهوم در میان افراد به شکلهای متفاوتی ظاهر میشود و نباید آن را صرفاً معادل موفقیت شغلی دانست.
فلو؛ وقتی کاملاً در یک فعالیت غرق میشویم
مفهوم دیگری که مقاله به آن میپردازد، «فلو» یا Flow است. فلو به وضعیتی اشاره دارد که فرد چنان در یک فعالیت غرق میشود که گذر زمان و حواسپرتیهای اطراف را کمتر احساس میکند.
برای مثال، یک ورزشکار ممکن است هنگام مسابقه کاملاً روی عملکرد خود تمرکز کند. یک نویسنده ممکن است هنگام نوشتن متوجه گذشت چند ساعت نشود. یک دانشجو نیز ممکن است هنگام انجام کاری که برایش جذاب است، چنین تجربهای داشته باشد.
مقاله Psychology Today فلو را با هدف و احساس معنا مرتبط میداند.
پژوهشهای جدید نیز از ارتباط میان فلو و بهزیستی روانشناختی حمایت میکنند. یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نشان داد تجربه فلو با بهزیستی رابطه مثبت و نسبتاً نیرومندی دارد؛ البته شدت این ارتباط به نوع شاخص بهزیستی و ویژگیهای فعالیت نیز بستگی دارد.
بنابراین، فلو را میتوان یکی از تجربههایی دانست که ممکن است احساس درگیری، تمرکز و رضایت از فعالیت را افزایش دهد؛ اما نباید آن را نسخهای قطعی برای خوشبختی یا سلامت روان دانست.
هدف چگونه به زندگی جهت میدهد؟
داشتن هدف میتواند به فرد کمک کند تصمیمهای روزانه خود را در چارچوبی بزرگتر ببیند.
برای نمونه، دانشجویی که تحصیل را بخشی از مسیر حرفهای خود میداند، ممکن است دشواری امتحانات را بخشی از یک مسیر بلندمدت تلقی کند. فردی که مراقبت از خانواده برایش ارزشمند است نیز ممکن است بسیاری از مسئولیتهای روزانه را در ارتباط با همین ارزش تجربه کند.
پژوهشهای روانشناختی، هدف در زندگی را با فرایند تعیین اهداف و تلاش برای پیشرفت در مسیر آنها مرتبط میدانند. این هدف میتواند منبعی برای انگیزه و درگیری با زندگی باشد.
بااینحال، هدف باید با ارزشها و شرایط فرد هماهنگ باشد. اگر فرد هدفی را صرفاً به دلیل فشار اجتماعی یا انتظارات دیگران دنبال کند، ممکن است احساس معنا و رضایت مورد انتظار را تجربه نکند.
نبود معنا چه زمانی اهمیت پیدا میکند؟
احساس سردرگمی درباره آینده، نداشتن هدف مشخص یا تجربه دورههایی از بیمعنایی لزوماً نشانه اختلال روانی نیست. بسیاری از افراد در مقاطع مختلف زندگی درباره مسیر خود دچار تردید میشوند.
بااینحال، اگر احساس پوچی یا بیهدفی شدید و طولانی شود و با مشکلات قابلتوجه در عملکرد، روابط یا سلامت روان همراه باشد، توجه تخصصی اهمیت پیدا میکند.
پژوهشهای انجامشده درباره معنای زندگی نشان میدهند این مفهوم با بهزیستی روانشناختی ارتباط دارد. در یک مرور نظاممند جدید درباره دانشجویان دانشگاهی نیز احساس معنای بیشتر با عواملی مانند رضایت از زندگی، عزتنفس و تابآوری بیشتر ارتباط داشت.
این یافتهها به معنای آن نیست که «داشتن هدف» بهتنهایی از مشکلات روانی جلوگیری میکند. سلامت روان حاصل تعامل عوامل متعدد فردی، اجتماعی و محیطی است.
چگونه هدف شخصی خود را پیدا کنیم؟
پیدا کردن هدف لزوماً به یک تصمیم بزرگ و ناگهانی نیاز ندارد. فرد میتواند از بررسی تجربههای روزمره خود شروع کند.
یک سؤال ساده میتواند این باشد: چه فعالیتهایی باعث میشوند احساس کنم کاری که انجام میدهم برایم ارزشمند است؟
سؤالهای دیگری نیز میتوانند به روشن شدن مسیر کمک کنند:
- چه فعالیتهایی باعث میشوند گذر زمان را کمتر احساس کنم؟
- چه کارهایی حتی در روزهای دشوار برایم ارزشمند باقی میمانند؟
- چه افرادی و چه روابطی برای من اهمیت دارند؟
- دوست دارم در چند سال آینده چه تغییری در زندگی خود ایجاد کنم؟
- آیا اهداف فعلی من با ارزشهایی که واقعاً برایم اهمیت دارند هماهنگ هستند؟
پاسخ این سؤالها لزوماً یک هدف واحد و نهایی ایجاد نمیکند. هدف زندگی میتواند با تغییر شرایط، سن، روابط و اولویتهای فرد تغییر کند.
معنا همیشه در اتفاقهای بزرگ پیدا نمیشود
یکی از نکات مهم درباره ایکای این است که معنا میتواند در تجربههای کوچک روزمره نیز وجود داشته باشد. پژوهشها درباره این مفهوم نشان میدهند که ایکای برای افراد مختلف میتواند منابع متفاوتی داشته باشد و به تجربه «ارزشمند بودن زندگی» مربوط شود.
بنابراین، جستوجوی معنا الزاماً به معنای یافتن یک شغل رؤیایی، رسیدن به موفقیت بزرگ یا داشتن یک مأموریت خارقالعاده نیست.
گاهی یک گفتوگوی صمیمانه، یادگیری موضوعی جدید، مراقبت از یک عزیز یا انجام کاری که با ارزشهای فرد هماهنگ است، میتواند به روزمرگی معنا بدهد.
جمعبندی
انسان بهطور طبیعی تلاش میکند برای زندگی خود معنا، انسجام و جهت ایجاد کند. پژوهشهای روانشناختی نیز نشان میدهند معنای زندگی و هدف، مفاهیمی مهم در مطالعه بهزیستی و انگیزش انسان هستند.
مقاله Psychology Today مفهوم ایکای و تجربه فلو را بهعنوان دو مسیر برای درگیر شدن بیشتر با زندگی مطرح میکند. بااینحال، شواهد علمی نشان میدهند که ایکای مفهومی گستردهتر از «همیشه مشغول بودن» است و فلو نیز تنها یکی از تجربههایی است که با بهزیستی ارتباط دارد.
شاید پیدا کردن هدف زندگی به معنای کشف یک پاسخ نهایی نباشد؛ بلکه بیشتر به این معناست که فرد به تدریج بفهمد چه چیزهایی برای او ارزشمند هستند و چگونه میتواند زندگی روزمره خود را با آن ارزشها هماهنگ کند.
پرسش برای مخاطبان
اگر کار و مسئولیتهای روزمره را کنار بگذارید، چه چیزی در زندگی شما همچنان ارزشمند و معنادار باقی میماند؟
