پژوهشی جدید نشان میدهد زنان به مشاغلی که بیشتر کارکنان آن زن هستند، علاقه بیشتری نشان میدهند و در چنین محیطهایی احساس تعلق بیشتری دارند. این اثر حتی زمانی مشاهده شد که آگهی شغلی بر «نبوغ» و استعداد ذاتی تأکید میکرد؛ موضوعی که میتواند برای درک شکاف جنسیتی در برخی مشاغل اهمیت داشته باشد.
نتایج چهار مطالعه با حضور ۱٬۶۸۰ نفر نشان داد که میزان حضور زنان در یک محیط کاری میتواند بر علاقه زنان به آن شغل و پیشبینی آنها از احساس تعلقشان تأثیر بگذارد. پژوهشگران میگویند این یافته میتواند نشان دهد که «نمایندگی جنسیتی» در یک حرفه، زمینه را برای حضور بیشتر همان جنسیت در آینده فراهم میکند.
چرا زنان ممکن است به محیطهای کاری زنانهتر جذب شوند؟
زنان همچنان در برخی حوزهها مانند علوم، فناوری، سیاست و دانشگاه کمتر از مردان حضور دارند. یکی از توضیحهای مطرحشده برای این مسئله آن است که برخی مشاغل به تواناییهایی مانند «نبوغ» یا استعداد ذاتی نسبت داده میشوند؛ ویژگیهایی که در کلیشههای جنسیتی، بیشتر مردانه تصور شدهاند.
مطالعات قبلی نشان دادهاند که تأکید بر نبوغ و استعداد ذاتی میتواند علاقه زنان به برخی فرصتهای تحصیلی و شغلی را کاهش دهد.
پژوهشگران دانشگاه اموری در مطالعه جدید پرسش دیگری را بررسی کردند: آیا تعداد زنان حاضر در یک حرفه نیز میتواند بر تصمیم زنان برای انتخاب آن شغل تأثیر بگذارد؟
برای پاسخ به این پرسش، چهار مطالعه انجام شد که در مجموع ۱٬۶۸۰ شرکتکننده آمریکایی داشتند.
چهار مطالعه درباره انتخاب شغل
در مطالعه نخست، ۹۶ نفر شرکت کردند که ۶۰ نفر از آنها زن بودند. شرکتکنندگان درباره ۳۰ شغل، تعداد تقریبی زنان و مردان شاغل در آنها را تخمین زدند.
سپس از آنها خواسته شد میزان احساس تعلق خود را به هر شغل ارزیابی کنند. آنها همچنین درباره میزان نیاز هر شغل به استعداد ذاتی، رقابتی بودن محیط کاری و شباهت خود به افراد شاغل در آن حرفه نظر دادند.
نتایج نشان داد زنان در مشاغلی که تصور میکردند زنان بیشتری در آنها فعالیت میکنند، احساس تعلق بیشتری داشتند. این ارتباط حتی پس از در نظر گرفتن باور افراد درباره نبوغ، فرهنگ محیط کار و شباهت به کارکنان نیز مشاهده شد. در مورد مردان چنین ارتباطی میان برآورد حضور زنان و احساس تعلق مشاهده نشد.
تأثیر نحوه نوشته شدن آگهیهای شغلی
در مطالعه دوم، ۱۹۴ نفر شرکت کردند. آنها یک آگهی شغلی فرضی را مشاهده کردند که در یک نسخه بر «نبوغ» و در نسخه دیگر بر «پشتکار و تلاش» تأکید داشت.
شرکتکنندگان سپس تعداد زنان و مردان حاضر در محیط کاری را تخمین زدند و میزان علاقه خود به درخواست برای شغل و احساس تعلق احتمالی خود را ارزیابی کردند.
افرادی که تصور میکردند زنان بیشتری در محیط کار حضور دارند، علاقه و احساس تعلق بیشتری گزارش کردند. جالب اینکه پس از در نظر گرفتن برآورد آنها از ترکیب جنسیتی محیط کار، نوع پیام آگهی دیگر پیشبینیکننده معناداری برای این دو شاخص نبود.
وقتی تعداد زنان در محیط کار بهطور مستقیم اعلام شد
مطالعه سوم با ۳۹۹ شرکتکننده، آزمایش دقیقتری انجام داد.
این بار آگهیهای شغلی بهطور مستقیم اعلام میکردند که ۷۵ درصد کارکنان زن یا ۷۵ درصد کارکنان مرد هستند. آگهیها همچنین بر «نبوغ» یا «پشتکار» تأکید داشتند.
نتایج نشان داد زنان به مشاغلی که بیشتر کارکنان آنها زن بودند، علاقه بیشتری داشتند. در محیطهای زنانه، میزان علاقه زنان به شغل حتی با علاقه مردان قابل مقایسه بود.
زنان همچنین در محیطهایی که بیشتر کارکنان زن بودند، احساس تعلق بیشتری داشتند؛ حتی زمانی که آگهی شغلی بر نبوغ و استعداد تأکید میکرد.
حضور زنان گاهی از پیام آگهی مهمتر بود
یکی از یافتههای قابل توجه مطالعه سوم این بود که زنان در یک شغل با اکثریت زن و آگهی تأکیدکننده بر «نبوغ»، احساس تعلق بیشتری داشتند تا در شغلی با اکثریت مرد و آگهی تأکیدکننده بر «پشتکار».
این نتیجه نشان میدهد ترکیب جنسیتی محیط کار ممکن است در برخی شرایط تأثیری قویتر از نحوه توصیف ویژگیهای لازم برای موفقیت در شغل داشته باشد.
با این حال، پیام آگهی کاملاً بیاهمیت نبود. در محیطهایی که بیشتر کارکنان زن بودند، زنان همچنان زمانی احساس تعلق بیشتری داشتند که آگهی بر تلاش و پشتکار تأکید میکرد.
بنابراین به نظر میرسد هم پیامهای شغلی و هم میزان حضور زنان در محیط کار میتوانند اهمیت داشته باشند.
افزایش فاصله جنسیتی، واکنش زنان را بیشتر کرد
مطالعه چهارم بزرگترین بخش پژوهش بود و ۹۹۱ نفر در آن شرکت کردند. این مطالعه تنها مطالعهای بود که طراحی و تحلیلهای آن از پیش ثبت شده بود.
پژوهشگران نسبت زنان و مردان در محیط کار را در سه سطح تغییر دادند:
- ۶۰ درصد در برابر ۴۰ درصد
- ۷۵ درصد در برابر ۲۵ درصد
- ۹۰ درصد در برابر ۱۰ درصد
نتایج نشان داد واکنش زنان با افزایش سهم زنان در محیط کار، عموماً قویتر میشد.
زنان زمانی که ۷۵ یا ۹۰ درصد کارکنان زن بودند، علاقه و احساس تعلق بیشتری نسبت به شرایطی داشتند که مردان اکثریت بودند. اما در نسبت ۶۰ به ۴۰، تفاوت چندان چشمگیری مشاهده نشد.
مردان نیز تا حدی محیطهای مردانهتر را ترجیح دادند
نتایج فقط درباره زنان نبود.
مردان نیز در برخی موارد ترجیح بیشتری برای محیطهایی نشان دادند که تعداد مردان در آنها بیشتر بود. با این حال، این الگو در مورد مردان به اندازه الگوی مشاهدهشده در زنان منسجم نبود.
پژوهشگران همچنین دریافتند زمانی که مردان اکثریت محیط کاری بودند، زنان احساس تعلق کمتری نسبت به مردان داشتند و این فاصله با افزایش عدم توازن جنسیتی بیشتر میشد.
در مقابل، در محیطهای زنانه، علاقه و احساس تعلق زنان با سطح مشاهدهشده در مردان در محیطهای مردانه قابل مقایسه بود.
فرهنگ رقابتی محیط کار نیز اهمیت دارد
پژوهشگران فقط تعداد زنان و مردان را بررسی نکردند. آنها همچنین به برداشت افراد از فرهنگ محیط کار توجه داشتند.
افرادی که یک محیط کاری را بسیار رقابتی، خشن یا «بیرحمانه» تصور میکردند، معمولاً علاقه و احساس تعلق کمتری نسبت به آن محیط داشتند.
احساس شباهت به کارکنان نیز یکی دیگر از عوامل مهم بود.
به گفته پژوهشگران، نسبت زنان و مردان ممکن است برای افراد نوعی علامت درباره فضای کلی محیط کار باشد. برای مثال، تعداد زنان حاضر در یک محیط میتواند بر برداشت فرد از میزان حمایت، رقابت و سازگاری اجتماعی آن محیط تأثیر بگذارد.
آیا فقط تغییر متن آگهیهای شغلی کافی است؟
یافتههای این پژوهش یک پیام مهم برای سازمانهایی دارد که تلاش میکنند حضور زنان را در مشاغلی که مردان در آنها اکثریت دارند افزایش دهند.
پژوهشگران معتقدند تغییر نحوه بیان ویژگیهای مورد نیاز برای موفقیت در یک شغل، اگرچه میتواند مفید باشد، ممکن است بهتنهایی کافی نباشد.
اگر زنان ببینند که زنان دیگری در یک محیط کاری حضور دارند، ممکن است آن محیط را برای خود مناسبتر تصور کنند و احساس کنند احتمال تعلق آنها به آنجا بیشتر است.
به همین دلیل، افزایش واقعی تنوع جنسیتی در کنار اصلاح پیامهای استخدامی ممکن است اثربخشی بیشتری داشته باشد.
چرا «احساس تعلق» در انتخاب شغل مهم است؟
احساس تعلق به این معناست که فرد تصور کند با محیط و افرادی که در آن حضور دارند، سازگار است و میتواند خود را عضوی از آن گروه بداند.
این احساس میتواند در تصمیمگیری درباره ورود به یک محیط تحصیلی یا شغلی اهمیت داشته باشد.
اگر فرد تصور کند افراد شبیه او در یک محیط حضور ندارند، ممکن است احتمال دهد که با فضای آنجا سازگار نخواهد شد. در مقابل، مشاهده افرادی با ویژگیهای مشابه میتواند این تصور را تقویت کند که حضور او در آن محیط طبیعی و پذیرفتهشده است.
مطالعه جدید نشان میدهد ترکیب جنسیتی محیط کار میتواند یکی از نشانههایی باشد که افراد هنگام ارزیابی این احساس به آن توجه میکنند.
آیا این یافته به معنای تأثیر قطعی جنسیت کارکنان بر انتخاب شغل است؟
خیر.
پژوهشگران تأکید کردهاند که باید در تفسیر نتایج احتیاط کرد. بیشتر موقعیتهای مورد بررسی، آگهیهای شغلی فرضی بودند. بنابراین مشخص نیست که پاسخ افراد در یک آزمایش تا چه اندازه رفتار واقعی آنها هنگام انتخاب شغل یا ارسال درخواست استخدام را پیشبینی میکند.
همچنین تنها مطالعه چهارم از پیش ثبت شده بود و اندازه اثرهای مشاهدهشده عموماً کوچک تا متوسط بود.
بنابراین نمیتوان گفت صرفاً افزایش تعداد زنان در یک محیط کاری بهطور قطعی باعث میشود زنان بیشتری برای آن شغل درخواست دهند. این مطالعه بیشتر نشان میدهد که نمایندگی جنسیتی میتواند یکی از عوامل مؤثر بر علاقه و احساس تعلق زنان نسبت به محیطهای شغلی باشد.
پیام پژوهش برای روانشناسی شغلی
از دیدگاه روانشناسی اجتماعی و روانشناسی سازمانی، این یافتهها اهمیت «نشانههای اجتماعی» را در انتخابهای شغلی برجسته میکنند.
افراد هنگام ارزیابی یک شغل فقط به وظایف، حقوق یا عنوان شغلی توجه نمیکنند. آنها ممکن است به این موضوع نیز توجه داشته باشند که چه افرادی در آن محیط کار میکنند و آیا خود را عضوی از آن گروه تصور میکنند یا خیر.
برای زنان، حضور زنان بیشتر در یک محیط ممکن است این پیام را منتقل کند که آن محیط برای آنها نیز مناسب و پذیراست.
از این منظر، افزایش تنوع جنسیتی میتواند نوعی چرخه ایجاد کند: حضور بیشتر زنان ممکن است احساس تعلق زنان دیگر را افزایش دهد و این احساس تعلق نیز به افزایش علاقه به حضور در همان محیط کمک کند.
جمعبندی
یک پژوهش جدید نشان میدهد زنان در مواجهه با مشاغل فرضی، زمانی که میدانند بیشتر کارکنان آن محیط زن هستند، علاقه بیشتری به آن شغل نشان میدهند و احساس تعلق بیشتری را پیشبینی میکنند.
این اثر در چهار مطالعه و با حضور مجموعاً ۱٬۶۸۰ شرکتکننده بررسی شد. نتایج نشان داد میزان حضور زنان در محیط کار در برخی شرایط میتواند حتی از تأکید آگهی شغلی بر نبوغ و استعداد ذاتی اهمیت بیشتری داشته باشد.
در عین حال، پژوهش نشان نمیدهد که تغییر ترکیب جنسیتی محیط کار بهتنهایی مشکل کمبود زنان در برخی مشاغل را حل میکند. مطالعات آینده باید بررسی کنند که آیا همین الگو در تصمیمهای واقعی استخدامی نیز مشاهده میشود یا خیر.
پیام اصلی پژوهش این است که نمایندگی جنسیتی میتواند به بازتولید همان نمایندگی کمک کند؛ یعنی حضور زنان در یک حرفه ممکن است خود یکی از عواملی باشد که زنان بیشتری را به حضور در آن حرفه ترغیب میکند.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
عنوان اصلی مقاله:
Gender representation begets gender representation
نویسندگان:
Stella F. Lourenco، Kylee Novick، Ryno Kruger و Arber Tasimi
مرجع و مجله:
PLOS ONE
شماره ثبت مقاله:
DOI: 10.1371/journal.pone.0351865
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی:
مقاله علمی در PLOS ONE
منبع گزارش خبری:
گزارش PsyPost درباره پژوهش
تعداد مطالعات: ۴ مطالعه
تعداد کل شرکتکنندگان: ۱٬۶۸۰ نفر
جامعه پژوهش: شرکتکنندگان مستقر در آمریکا که از طریق پلتفرم آنلاین Prolific جذب شدند.
