پژوهشی جدید نشان میدهد افراد دارای رابطه عاطفی معمولاً رضایت بیشتری از زندگی خود گزارش میکنند، اما اندازه این تفاوت در همه مناطق یکسان نیست. بررسی بیش از ۳۸۰ هزار بزرگسال در بریتانیای کبیر نشان داد که فاصله رضایت از زندگی میان افراد دارای رابطه و افراد مجرد، در مناطقی که روابط عاطفی در آنها رایجتر است، بیشتر میشود.
این یافته نشان میدهد که فقط داشتن یا نداشتن رابطه عاطفی اهمیت ندارد. محیط اجتماعی و هنجارهای رایج درباره روابط عاطفی نیز ممکن است با تجربه افراد از رضایت از زندگی ارتباط داشته باشد.
رابطه عاطفی و رضایت از زندگی
پژوهشهای پیشین بارها نشان دادهاند که افراد دارای شریک عاطفی، بهطور میانگین رضایت بیشتری از زندگی نسبت به افراد مجرد گزارش میکنند. با این حال، شدت این تفاوت در جوامع و مناطق مختلف یکسان نیست.
پژوهشگران مطالعه جدید تلاش کردند دلیل این تفاوت را بهتر بررسی کنند. آنها به جای تمرکز صرف بر خود رابطه عاطفی، به محیطی توجه کردند که افراد در آن زندگی میکنند.
به گفته پژوهشگران، ممکن است فرد زمانی احساس رضایت بیشتری داشته باشد که سبک زندگی و شرایط شخصی او با هنجارهای رایج در جامعه اطرافش هماهنگ باشد. از این دیدگاه، رایج بودن رابطه عاطفی در یک منطقه میتواند با تجربه افراد از زندگی ارتباط داشته باشد.
پژوهش روی بیش از ۳۸۰ هزار بزرگسال
تیم پژوهشی دادههای ۳۸۲٬۰۷۸ بزرگسال را بررسی کرد. این افراد در ۳۷۹ منطقه محلی در بریتانیای کبیر زندگی میکردند.
دادهها از آزمون بزرگ شخصیت بیبیسی یا BBC Big Personality Test به دست آمده بود. شرکتکنندگان مشخص کردند که در زمان انجام مطالعه در یک رابطه عاطفی قرار دارند یا مجرد هستند. سپس رضایت خود از زندگی را در مقیاسی هفتدرجهای ارزیابی کردند.
پژوهشگران برای هر منطقه نیز میزان رواج روابط عاطفی را محاسبه کردند. این میزان در مناطق مختلف از حدود ۵۵ درصد تا ۸۰ درصد متغیر بود.
برای کاهش تأثیر عوامل دیگر، پژوهشگران متغیرهایی مانند سن، جنسیت، تحصیلات، اشتغال، درآمد، سلامت، ویژگیهای شخصیتی و برخی ویژگیهای جمعیتی و اجتماعی مناطق را نیز در تحلیلها در نظر گرفتند.
زوجها در مناطق مختلف چه تفاوتی داشتند؟
در کل نمونه، افراد دارای رابطه عاطفی رضایت بیشتری از زندگی گزارش کردند. این تفاوت حدود نیم انحراف معیار بود؛ اندازهای که پژوهشگران آن را با تفاوتهای مرتبط با وضعیت اشتغال یا سلامت قابل مقایسه دانستند.
اما بررسی مناطق مختلف نکته مهمتری را نشان داد.
در مناطقی که کمترین میزان رابطه عاطفی را داشتند، فاصله رضایت از زندگی میان افراد دارای رابطه و افراد مجرد حدود ۰٫۴۹ انحراف معیار بود. این فاصله در مناطقی با بالاترین میزان رابطه عاطفی به حدود ۰٫۶۳ انحراف معیار رسید.
در نتیجه، فاصله میان دو گروه در مناطق دارای روابط عاطفی بیشتر، حدود ۲۹ درصد بزرگتر بود.
افزایش رضایت زوجها عامل اصلی این تفاوت بود
یکی از یافتههای مهم مطالعه این بود که افزایش فاصله میان دو گروه بیشتر به دلیل وضعیت افراد دارای رابطه عاطفی اتفاق افتاد.
رضایت از زندگی افراد مجرد با افزایش میزان رواج روابط عاطفی در منطقه تغییر چشمگیری نشان نداد. در مقابل، افراد دارای رابطه در مناطقی که روابط عاطفی در آنها رایجتر بود، رضایت بیشتری از زندگی گزارش کردند.
این نتیجه با فرض اولیه پژوهشگران تفاوت داشت.
آنها تصور میکردند افراد مجرد ممکن است در مناطقی که بیشتر مردم در رابطه هستند، احساس فشار اجتماعی یا طردشدگی بیشتری داشته باشند. اما دادهها شواهدی برای این توضیح نشان ندادند.
به بیان دیگر، رواج بیشتر رابطه عاطفی در یک منطقه لزوماً باعث کاهش رضایت افراد مجرد نشد. در عوض، افراد دارای رابطه در چنین مناطقی رضایت بیشتری از زندگی گزارش کردند.
نگرش جامعه به مجرد بودن ممکن است مهم باشد
پژوهشگران در تحلیلهای تکمیلی، الگوهای دیگری را نیز مشاهده کردند. فاصله رضایت از زندگی میان افراد دارای رابطه و مجردها در مناطقی بیشتر بود که درآمد متوسط پایینتری داشتند، حمایت بیشتری از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در همهپرسی سال ۲۰۱۶ نشان داده بودند و افراد بیشتری در آنها وابستگی مذهبی گزارش کرده بودند.
در مناطق محافظهکارتر و مذهبیتر، این تفاوت بیشتر به رضایت پایینتر افراد مجرد مربوط میشد.
با این حال، پژوهشگران تأکید کردند که این بخش از تحلیلها از ابتدا در برنامه اصلی مطالعه ثبت نشده بود. همچنین مطالعه مستقیماً نگرش افراد نسبت به مجرد بودن را اندازهگیری نکرد.
بنابراین، ارتباط میان این ویژگیهای منطقهای و رضایت از زندگی را نباید بهعنوان یک رابطه قطعی یا علّی تفسیر کرد.
آیا افراد مجرد در مناطق زوجمحور ناراضیتر هستند؟
یکی از نکات جالب مطالعه این بود که پژوهشگران انتظار داشتند افراد مجرد در مناطقی که رابطه عاطفی در آنها بسیار رایج است، رضایت کمتری داشته باشند.
اما دادهها چنین الگویی را تأیید نکردند.
پژوهشگران همچنین بررسی کردند که آیا افراد ساکن در مناطق دارای روابط بیشتر، اهمیت بیشتری برای داشتن شریک عاطفی قائل هستند یا خیر. شواهدی پیدا نشد که نشان دهد افراد مجرد یا افراد دارای رابطه در چنین مناطقی، رابطه عاطفی را مهمتر میدانند.
حتی افراد مجرد در مناطقی با میزان بالاتر رابطه عاطفی، اندکی اهمیت کمتری برای داشتن رابطه گزارش کردند. پژوهشگران احتمال دادهاند که این افراد ممکن است توجه خود را بیشتر به اهداف دیگری در زندگی معطوف کنند.
نتایج در سطح محله نیز دیده شد
پژوهشگران برای بررسی دقیقتر، یک تحلیل اکتشافی دیگر انجام دادند. این تحلیل شامل ۵۲٬۸۳۶ نفر در ۲۱۸ منطقه پستی لندن بود.
در مناطق لندن که کمترین میزان رابطه عاطفی را داشتند، فاصله رضایت از زندگی میان افراد دارای رابطه و مجردها حدود ۰٫۴۱ انحراف معیار بود. این رقم در مناطق دارای بالاترین میزان رابطه به ۰٫۶۲ انحراف معیار رسید.
بنابراین، در این تحلیل نیز همان الگو مشاهده شد. افراد دارای رابطه در مناطقی که رابطه عاطفی در آنها رایجتر بود، رضایت بیشتری از زندگی داشتند.
با این حال، چون این تحلیل از ابتدا در طرح پژوهش ثبت نشده بود، نتایج آن باید بیشتر بهعنوان یافتهای اکتشافی در نظر گرفته شود.
آیا محیط اجتماعی میتواند تجربه رابطه را تغییر دهد؟
پژوهشگران احتمال میدهند زندگی در محیطی که روابط عاطفی در آن رایج است، برای افراد دارای رابطه تجربه اجتماعی متفاوتی ایجاد کند.
برای مثال، ممکن است افراد دارای شریک عاطفی در چنین محیطهایی احساس هماهنگی بیشتری با هنجارهای اجتماعی داشته باشند. حمایت اجتماعی بیشتر یا احساس تعلق نیز میتواند یکی از عوامل احتمالی باشد.
با این حال، این توضیحات هنوز فرضیه هستند. مطالعه حاضر مستقیماً این سازوکارها را اندازهگیری نکرده است.
به همین دلیل، نمیتوان گفت که «رواج رابطه عاطفی در یک منطقه باعث خوشحالتر شدن زوجها میشود». یافته دقیقتر این است که بین میزان رواج روابط عاطفی در یک منطقه و اندازه تفاوت رضایت از زندگی میان افراد دارای رابطه و مجردها ارتباط مشاهده شد.
نقش محل زندگی در رضایت از زندگی
این مطالعه اهمیت نگاه کردن به رضایت از زندگی در بستر اجتماعی را نشان میدهد.
گاهی پژوهشگران هنگام مقایسه افراد دارای رابطه و مجرد، فقط ویژگیهای فردی آنها را بررسی میکنند. مطالعه جدید نشان میدهد محیط اجتماعی نیز ممکن است در این تفاوتها نقش داشته باشد.
به عبارت دیگر، تجربه یک فرد فقط به وضعیت شخصی او وابسته نیست. شرایط اجتماعی، هنجارهای فرهنگی و ویژگیهای محیط زندگی نیز میتوانند با نحوه ارزیابی افراد از زندگی خود ارتباط داشته باشند.
این موضوع با مفهوم تناسب فرد و فرهنگ نیز ارتباط دارد. بر اساس این دیدگاه، افراد زمانی ممکن است احساس بهزیستی بیشتری داشته باشند که ویژگیها و سبک زندگی آنها با هنجارهای رایج محیط اطراف هماهنگ باشد.
آیا داشتن رابطه عاطفی باعث افزایش رضایت از زندگی میشود؟
این پژوهش به این پرسش پاسخ قطعی نمیدهد.
دادههای مطالعه از نوع همبستگی هستند. بنابراین، نمیتوان بر اساس آنها نتیجه گرفت که زندگی در منطقهای با روابط عاطفی بیشتر، مستقیماً باعث افزایش رضایت زوجها میشود.
حتی ممکن است رابطه در جهت دیگری باشد. برای مثال، افرادی که از زندگی خود رضایت بیشتری دارند شاید بیشتر تمایل داشته باشند در مناطقی زندگی کنند که روابط عاطفی در آنها رایجتر است.
پژوهشگران تلاش کردند این احتمال را با بررسی افرادی که همچنان در منطقهای که در آن بزرگ شده بودند زندگی میکردند، تا حدی بررسی کنند. با این حال، برای روشن شدن رابطه علت و معلولی، مطالعات طولی و پیگیری افراد در طول زمان ضروری است.
محدودیتهای پژوهش
یکی از محدودیتهای مهم مطالعه، قدیمی بودن دادههاست. شرکتکنندگان بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ در آزمون آنلاین شرکت کرده بودند. بنابراین، دادهها بیش از ۱۵ سال قدمت دارند.
همچنین شرکتکنندگان داوطلبانه در آزمون شخصیت شرکت کرده بودند و حدود ۶۴ درصد آنها زن بودند. در نتیجه، نمونه الزاماً نماینده کامل جمعیت بریتانیای کبیر نیست.
محدودیت دیگر این است که پژوهش فقط بریتانیای کبیر را بررسی کرد. هنجارهای مربوط به رابطه عاطفی و مجرد بودن در فرهنگهای مختلف تفاوت دارند. بنابراین، مشخص نیست که همین الگو در کشورهای دیگر نیز دیده شود.
مهمتر از همه، مطالعه ماهیت همبستگی داشت. بنابراین نمیتوان از آن نتیجه گرفت که میزان روابط عاطفی در یک منطقه، علت افزایش یا کاهش رضایت از زندگی افراد است.
پژوهشهای آینده چه چیزی را بررسی میکنند؟
پژوهشهای آینده میتوانند افراد را در طول زمان دنبال کنند تا مشخص شود تغییر وضعیت رابطه یا تغییر محل زندگی چه اثری بر رضایت از زندگی دارد.
همچنین میتوان بررسی کرد که عواملی مانند حمایت اجتماعی، نگرش جامعه به مجرد بودن، سیاستهای مالیاتی، شرایط مسکن و مزایای اجتماعی مربوط به زوجها چگونه با رضایت از زندگی ارتباط دارند.
مقایسه کشورهای مختلف نیز میتواند مشخص کند که آیا این الگو به فرهنگهای خاص محدود است یا در جوامع مختلف دیده میشود.
جمعبندی
پژوهشی گسترده روی بیش از ۳۸۰ هزار بزرگسال نشان داد که افراد دارای رابطه عاطفی بهطور میانگین رضایت بیشتری از زندگی نسبت به افراد مجرد گزارش میکنند. با این حال، اندازه این تفاوت در مناطق مختلف بریتانیای کبیر یکسان نبود.
در مناطقی که روابط عاطفی در آنها رایجتر بود، فاصله رضایت از زندگی میان افراد دارای رابطه و مجردها بیشتر بود. نکته مهم این است که این افزایش فاصله بیشتر از رضایت بالاتر افراد دارای رابطه ناشی میشد، نه از کاهش رضایت افراد مجرد.
این یافته نشان میدهد که محیط اجتماعی و هنجارهای مربوط به روابط عاطفی ممکن است با تجربه افراد از زندگی ارتباط داشته باشند. با این حال، پژوهش رابطه علّی را ثابت نمیکند و برای مشخص شدن علت این الگو به مطالعات طولی و بینفرهنگی بیشتری نیاز است.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
عنوان اصلی مقاله: Ties That Bind, Places That Matter: The Life-Satisfaction Gap Between Partnered and Single Individuals Varies Across Regions
نویسندگان: Tita Gonzalez Avilés، Franz J. Neyer، Peter J. Rentfrow و Tobias Ebert
مرجع و مجله: Psychological Science، جلد ۳۷، شماره ۹، سال ۲۰۲۶
شماره ثبت مقاله (PMCID / DOI): DOI: 10.1177/09567976261470394
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی: مقاله اصلی در Psychological Science
منبع خبر: PsyPost
تاریخ انتشار خبر: ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶
اطلاعات مقاله و DOI بر اساس صفحه رسمی مقاله در Psychological Science بررسی شده است.
