در سالهای اخیر تعداد افرادی که تشخیص اختلال طیف اوتیسم دریافت میکنند، افزایش چشمگیری داشته است. این روند در بسیاری از کشورها دیده میشود و گاهی افراد آن را نشانه افزایش واقعی اوتیسم در جمعیت میدانند.
با این حال، «افزایش تشخیص اوتیسم» با «افزایش واقعی بروز اوتیسم» تفاوت دارد. پژوهشگران برای بررسی این موضوع باید آمار تشخیص را از میزان واقعی بروز این اختلال جدا کنند.
آیا واقعاً تعداد افراد دارای اوتیسم بیشتر شده است؟
آمارهای رسمی معمولاً تعداد تشخیصهای جدید را نشان میدهند. این ارقام مشخص میکنند چند نفر در یک دوره زمانی از متخصصان تشخیص اوتیسم دریافت کردهاند.
اما این دادهها بهتنهایی نمیتوانند نشان دهند که ویژگیهای اوتیسم در هر نسل واقعاً افزایش یافتهاند. پژوهشگران برای پاسخ به این پرسش باید گروههای مختلف جمعیتی را با روشهای یکسان بررسی کنند.
یکی از مطالعات مهم در کره جنوبی همین رویکرد را دنبال کرد. پژوهشگران بیش از ۶۲ هزار کودک را در ۱۲ گروه تولد بررسی کردند و روش غربالگری و تشخیص را در طول زمان ثابت نگه داشتند.
نتایج این مطالعه تغییر چشمگیری در میزان بروز تجمعی اوتیسم تا هفتسالگی نشان نداد. در مقابل، تعداد کودکانی که از وضعیت تشخیصنداده به وضعیت تشخیصدادهشده رسیدند، افزایش پیدا کرد.
این یافته اهمیت زیادی دارد. افزایش شناسایی میتواند بخش مهمی از رشد آمار تشخیص اوتیسم را توضیح دهد.
چرا تعداد تشخیصها افزایش یافته است؟
یکی از مهمترین توضیحها به تغییر شیوه شناسایی اوتیسم مربوط میشود. متخصصان امروزه دامنه گستردهتری از ویژگیهای اوتیسم را تشخیص میدهند.
در گذشته، متخصصان بیشتر کودکانی را شناسایی میکردند که علائم شدیدتر و آشکارتری داشتند. اکنون افراد دارای ویژگیهای متفاوت نیز برای ارزیابی مراجعه میکنند.
معیارهای تشخیصی نیز در چند دهه گذشته تغییر کردهاند. مفهوم اوتیسم گسترش یافته و برخی تشخیصهای قبلی، مانند آسپرگر، در چارچوب گستردهتر اختلال طیف اوتیسم قرار گرفتهاند.
به همین دلیل، جمعیت افرادی که میتوانند معیارهای تشخیص اوتیسم را داشته باشند، نسبت به گذشته گستردهتر شده است.
تشخیص اوتیسم در زنان و بزرگسالان
یکی از تغییرات مهم سالهای اخیر، افزایش تشخیص اوتیسم در زنان و بزرگسالان است.
برای مدت طولانی، بسیاری از متخصصان اوتیسم را بیشتر در پسران و کودکان بررسی میکردند. همین نگاه باعث شد برخی دختران و زنان دارای ویژگیهای اوتیسمی تشخیص مناسبی دریافت نکنند.
پژوهشی در سوئد دادههای پزشکی بیش از ۲.۷ میلیون کودک متولدشده بین سالهای ۱۹۸۵ تا ۲۰۲۰ را بررسی کرد. نتایج نشان داد نسبت تشخیص اوتیسم میان دختران و پسران در نسلهای جدیدتر کاهش یافته است.
دادههای سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ نشان دادند نسبت تجمعی تشخیص اوتیسم میان پسران و دختران تا سن ۲۰ سالگی به حدود ۱.۲ به ۱ رسیده است. پژوهشگران پیشبینی کردند این نسبت در بزرگسالی میتواند به برابری نزدیک شود.
این نتیجه لزوماً به معنای یکسان بودن میزان اوتیسم در زنان و مردان نیست. بخشی از تفاوت تاریخی میتواند به شناسایی دیرتر یا کمتر اوتیسم در دختران و زنان مربوط باشد.
نقش تشخیص اوتیسم در بزرگسالان
افزایش تشخیص در بزرگسالان نیز آمار اوتیسم را تغییر داده است.
فردی ممکن است در دوران کودکی برای اوتیسم ارزیابی نشده باشد. مشکلات اجتماعی، تحصیلی یا شغلی در سالهای بعد میتوانند او را به سمت ارزیابی تخصصی هدایت کنند.
در چنین شرایطی، تشخیص جدید به معنای ایجاد اوتیسم در بزرگسالی نیست. ویژگیهای مرتبط با اوتیسم ممکن است سالها وجود داشته باشند و فرد تنها در بزرگسالی برای نخستین بار تشخیص دریافت کند.
بنابراین آمار سالانه تشخیصها میتواند افرادی را شامل شود که ویژگیهای اوتیسمی آنها از سالهای قبل وجود داشته است.
تغییر معیارهای تشخیصی چه نقشی دارد؟
معیارهای تشخیص اوتیسم در طول زمان ثابت نماندهاند. گسترش مفهوم اختلال طیف اوتیسم باعث شده است متخصصان افراد بیشتری را برای ارزیابی در نظر بگیرند.
این تغییر بهتنهایی نمیتواند تمام افزایش مشاهدهشده را توضیح دهد. با این حال، پژوهشهای مختلف نشان دادهاند که تغییر معیارها و شیوه استفاده از آنها در افزایش تشخیصها نقش داشته است.
یکی از پدیدههای مهم در این زمینه «جایگزینی تشخیصی» نام دارد. در گذشته ممکن بود متخصصان برای یک کودک دارای مشکلات رشدی، تشخیص دیگری مانند ناتوانی ذهنی ثبت کنند.
امروزه همان کودک ممکن است برای اوتیسم نیز ارزیابی شود. بنابراین تغییر الگوی تشخیص میتواند بخشی از افزایش آمار را توضیح دهد.
با این حال، پژوهشگران نمیتوانند افزایش اوتیسم را فقط به جابهجایی برچسبهای تشخیصی نسبت دهند. برخی دادهها افزایش اوتیسم را همزمان با افزایش بعضی تشخیصهای دیگر نشان میدهند.
نقش نظام خدمات و حمایتهای اجتماعی
نظام سلامت و برنامههای حمایت اجتماعی نیز میتوانند بر آمار تشخیص اثر بگذارند.
مطالعهای در استرالیا تأثیر اجرای طرح ملی حمایت از افراد دارای معلولیت را بر تشخیص اوتیسم بررسی کرد. پژوهشگران افزایش ۳۲ درصدی شیوع ثبتشده اوتیسم را پس از اجرای این طرح گزارش کردند.
این مطالعه همچنین نشان داد که اجرای طرح میتواند حدود ۴۷ درصد از تشخیصهای جدید ثبتشده پس از اجرای برنامه را توضیح دهد. پژوهشگران کاهش آستانه شناسایی اوتیسم را یکی از توضیحهای مهم این روند دانستند.
این یافته به معنای نادرست بودن تشخیصهای جدید نیست. ممکن است تغییر نظام حمایت باعث شده باشد افرادی که پیشتر شناسایی نمیشدند، اکنون امکان ارزیابی و دریافت خدمات پیدا کنند.
آیا اوتیسم در موارد خفیفتر بیشتر شناسایی میشود؟
ترکیب جمعیت افراد دارای تشخیص اوتیسم نیز در طول زمان تغییر کرده است.
برخی پژوهشها کاهش سهم افرادی را نشان دادهاند که همزمان ناتوانی ذهنی دارند. این روند میتواند نشان دهد متخصصان در سالهای اخیر افراد دارای ویژگیهای خفیفتر یا متفاوتتر را نیز بیشتر شناسایی میکنند.
چنین تغییری میتواند بخشی از افزایش تعداد تشخیصها را توضیح دهد. وقتی نظام تشخیصی گروه بزرگتری از افراد را شناسایی میکند، تعداد تشخیصها نیز افزایش مییابد.
آیا عوامل ژنتیکی و محیطی نقشی ندارند؟
اینکه بخش زیادی از افزایش تشخیصها با تغییرات تشخیصی ارتباط دارد، به معنای رد نقش عوامل زیستی نیست.
اوتیسم یک وضعیت پیچیده و چندعاملی است. پژوهشهای ژنتیکی نقش مهم عوامل وراثتی را در تفاوتهای فردی مرتبط با اوتیسم نشان دادهاند.
پژوهشگران در کنار ژنتیک، عوامل دوران بارداری و شرایط محیطی را نیز بررسی کردهاند. سن بالاتر والدین، چاقی مادر، دیابت بارداری و برخی شرایط مرتبط با التهاب مادر از جمله عواملی هستند که در مطالعات مختلف با احتمال بیشتر ویژگیهای اوتیسمی در فرزندان ارتباط داشتهاند.
با این حال، وجود یک عامل خطر بهتنهایی نمیتواند توضیح دهد که چرا آمار اوتیسم در یک جمعیت طی چند دهه افزایش یافته است.
برای اینکه یک عامل بتواند روند جمعیتی را تغییر دهد، میزان مواجهه با آن عامل نیز باید در همان دوره افزایش پیدا کرده باشد. همچنین ارتباط آماری میان یک عامل و اوتیسم لزوماً رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکند.
التهاب مادر و رشد مغز جنین
برخی پژوهشها نقش وضعیت سلامت مادر در دوران بارداری را بررسی کردهاند.
عفونتهای شدید دوران بارداری میتوانند فعالیت سیستم ایمنی مادر را تغییر دهند. در چنین شرایطی، سطح برخی مولکولهای التهابی مانند سیتوکینها افزایش پیدا میکند.
پژوهشگران احتمال میدهند تغییرات شدید در محیط التهابی دوران بارداری بتواند بر رشد مغز جنین اثر بگذارد. چاقی و دیابت بارداری نیز با تغییرات متابولیک و التهابی ارتباط دارند.
با وجود این، این یافتهها هنوز نمیتوانند علت افزایش تشخیص اوتیسم در دهههای اخیر را بهطور کامل توضیح دهند. بیشتر این عوامل بهعنوان عوامل خطر مطرح شدهاند و رابطه آنها با اوتیسم پیچیده است.
آیا واکسنها باعث افزایش اوتیسم شدهاند؟
یکی از ادعاهای قدیمی درباره افزایش اوتیسم، ارتباط آن با واکسنهاست.
مرورهای علمی گسترده شواهدی برای ارتباط واکسنها با اوتیسم پیدا نکردهاند. بنابراین پژوهشگران افزایش تشخیص اوتیسم را به واکسیناسیون نسبت نمیدهند.
همزمانی دو پدیده نیز بهتنهایی رابطه علت و معلولی میان آنها را ثابت نمیکند.
یک نکته مهم درباره افزایش اوتیسم
برای درک این موضوع باید میان سه مفهوم تفاوت بگذاریم: تعداد تشخیصها، شیوع اندازهگیریشده با روش ثابت و بروز واقعی.
تعداد تشخیصها نشان میدهد چند نفر وارد نظام تشخیصی شدهاند. شیوع با روش ثابت، تعداد افرادی را نشان میدهد که با استفاده از یک روش یکسان معیارهای اوتیسم را دارند.
بروز واقعی نیز به تعداد موارد جدید در یک جمعیت و بازه زمانی مشخص اشاره میکند. اندازهگیری مستقیم این مفهوم درباره اوتیسم دشوار است؛ زیرا آزمایش زیستی واحدی برای تشخیص این اختلال وجود ندارد.
بنابراین افزایش آمار تشخیص بهتنهایی نمیتواند ثابت کند که میزان واقعی اوتیسم در جمعیت به همان اندازه افزایش یافته است.
دانشمندان به چه نتیجهای نزدیک شدهاند؟
مجموع پژوهشها تصویر نسبتاً پیچیدهای ارائه میکند.
یک توضیح مهم این است که نظام تشخیصی امروز افراد بیشتری را نسبت به گذشته شناسایی میکند. تغییر معیارها، افزایش آگاهی، دسترسی بیشتر به ارزیابی، شناسایی زنان و بزرگسالان و تغییر سیاستهای حمایتی همگی میتوانند در این روند نقش داشته باشند.
مطالعه کره جنوبی نیز اهمیت روش اندازهگیری را نشان میدهد. پژوهشگران با ثابت نگه داشتن روش غربالگری و تشخیص در ۱۲ گروه تولد، تغییر چشمگیری در بروز تجمعی اوتیسم تا هفتسالگی پیدا نکردند.
در مقابل، مطالعات ثبتهای پزشکی و نظامهای خدماتی معمولاً افزایش قابل توجهی در تشخیصها نشان میدهند. این تفاوت میان دو نوع داده نشان میدهد که تغییرات تشخیصی و شناسایی بهتر احتمالاً بخش مهمی از روند مشاهدهشده را توضیح میدهند.
با این حال، پژوهشگران نمیتوانند احتمال تغییرات واقعی در عوامل زیستی را کاملاً کنار بگذارند. مطالعات درباره عوامل ژنتیکی، شرایط دوران بارداری و محیط همچنان ادامه دارند.
نتیجهگیری
افزایش تشخیص اوتیسم در دهههای اخیر یک واقعیت آماری است، اما علت آن یک عامل واحد نیست.
شواهد موجود نشان میدهند افزایش آگاهی، شناسایی بهتر، گسترش دامنه تشخیص، افزایش تشخیص در زنان و بزرگسالان و تغییرات نظامهای حمایتی میتوانند بخش قابل توجهی از این روند را توضیح دهند.
در عین حال، این یافتهها ثابت نمیکنند که هیچ تغییر واقعی در بروز اوتیسم رخ نداده است. پژوهشگران برای بررسی این احتمال به مطالعات جمعیتی طولانیمدت با روشهای ثابت و استاندارد نیاز دارند.
بنابراین پاسخ علمی به پرسش «چرا اوتیسم افزایش یافته است؟» فعلاً یک علت واحد نیست. شواهد فعلی بیشتر به ترکیبی از شناسایی بهتر، تغییرات تشخیصی، تغییر جمعیت تشخیصگرفته و احتمال نقش برخی عوامل زیستی و محیطی اشاره دارند.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
عنوان اصلی مطلب:
Why is autism increasing? Scientists are converging on an unglamorous answer
نویسنده مطلب:
Eric W. Dolan
مرجع و تاریخ انتشار:
PsyPost، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶
نوع محتوا:
مقاله تحلیلی و مروری بر مجموعهای از پژوهشهای علمی منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۶
نکته درباره منبع علمی:
این مطلب یک مقاله پژوهشی مستقل نیست و DOI یا PMCID واحد ندارد. نویسنده PsyPost یافتههای ۱۴ پژوهش منتشرشده در مجلات علمی مختلف را بررسی و با یکدیگر مقایسه کرده است.
مهمترین مطالعات مورد استفاده در گزارش:
پژوهش Young Shin Kim و همکاران در JAMA Pediatrics درباره ثبات بروز تجمعی اوتیسم در ۱۲ گروه تولد؛ پژوهش Caroline Fyfe و همکاران در The BMJ درباره تغییر نسبت تشخیص اوتیسم میان زنان و مردان؛ پژوهش Maathumai Ranjan و Robert Breunig در Journal of Health Economics درباره تأثیر نظام حمایت از معلولیت در استرالیا؛ و مطالعات مروری درباره عوامل ژنتیکی، محیطی و تغییرات تشخیصی.
شماره ثبت مهمترین مطالعات:
مطالعه JAMA Pediatrics: DOI ۱۰.۱۰۰۱/jamapediatrics.۲۰۲۶.۴۰۶۶
مطالعه The BMJ: DOI ۱۰.۱۱۳۶/bmj-۲۰۲۵-۰۸۴۱۶۴
مطالعه Journal of Health Economics: DOI ۱۰.۱۰۱۶/j.jhealeco.۲۰۲۵.۱۰۳۱۰۰
لینک دسترسی مستقیم به مطلب اصلی:
مشاهده مطلب اصلی در PsyPost
