پژوهشی جدید نشان میدهد همسانهمسری یا انتخاب شریک عاطفی با ویژگیهای مشابه، در جمعیتهای انسانی آثار قابل شناسایی در ژنوم بر جای میگذارد. بررسی دادههای صدها هزار نفر در آمریکا و بریتانیا نشان داد که شباهت میان زوجها در ویژگیهایی مانند سطح تحصیلات، مصرف الکل، رفتارهای مرتبط با سیگار کشیدن و برخی ویژگیهای بدنی دیده میشود.
پژوهش همچنین نشان داد که نشانه ژنتیکی همسانهمسری برای برخی ویژگیها، بهویژه تحصیلات و برخی رفتارهای مرتبط با مصرف سیگار، در نسلهای متولدشده در سالهای جدیدتر در آمریکا افزایش یافته است. با این حال، این نتیجه به معنای آن نیست که افراد امروزی آگاهانه بر اساس ژنهای مشابه یکدیگر همسر انتخاب میکنند. عوامل اجتماعی، محیطی و فرصتهای آشنایی نیز میتوانند شباهت میان زوجها را شکل دهند.
همسانهمسری چیست؟
همسانهمسری یا Assortative Mating به الگویی گفته میشود که در آن افراد بهصورت تصادفی شریک زندگی خود را انتخاب نمیکنند و احتمال بیشتری دارد با فردی وارد رابطه شوند که ویژگیهای مشابهی با آنها دارد.
این شباهت میتواند در زمینههای مختلف دیده شود. برای مثال، دو نفر ممکن است سطح تحصیلات مشابهی داشته باشند، در یک محیط اجتماعی مشابه رشد کرده باشند یا سبک زندگی و عادتهای مشابهی داشته باشند.
البته شباهت میان زوجها همیشه از انتخاب مستقیم یک ویژگی خاص ناشی نمیشود. ممکن است دو نفر به دلیل تحصیل در یک دانشگاه، کار در یک محیط مشابه، زندگی در یک محله یا ارتباط با یک شبکه اجتماعی مشترک با یکدیگر آشنا شوند. همین شرایط میتواند احتمال شباهت آنها را افزایش دهد.
به همین دلیل، وقتی پژوهشگران شباهت میان زوجها را مشاهده میکنند، نمیتوانند بلافاصله نتیجه بگیرند که افراد عمداً به دنبال شریکهایی با همان ویژگی بودهاند.
چرا همسانهمسری از نظر ژنتیکی اهمیت دارد؟
اگر دو فرد دارای ویژگیهای ارثپذیر مشابه با یکدیگر فرزند داشته باشند، برخی انواع ژنتیکی مرتبط با آن ویژگیها میتوانند با احتمال بیشتری در یک خانواده کنار هم قرار بگیرند.
تکرار این فرایند در نسلهای مختلف میتواند الگوهای خاصی در ساختار ژنتیکی جمعیت ایجاد کند. ژنتیکدانان برای یکی از این الگوها از مفهوم عدم تعادل فازی گامتها یا gametic phase disequilibrium استفاده میکنند. این وضعیت به ارتباط آماری میان گونههای ژنتیکی در بخشهای مختلف ژنوم اشاره دارد که در شرایط جفتگیری کاملاً تصادفی انتظار نداریم آن را به همان شکل مشاهده کنیم.
پژوهشهای قبلی نیز نشان دادهاند که میتوان آثار همسانهمسری را با استفاده از دادههای ژنتیکی جمعیتها شناسایی کرد. مطالعه جدید تلاش کرد علاوه بر تأیید این الگو، تغییرات آن را در نسلهای مختلف نیز بررسی کند.
پژوهش جدید چگونه انجام شد؟
Gretchen R. B. Saunders از دانشگاه مینهسوتا برای این پژوهش از چند مجموعه داده بزرگ ژنتیکی استفاده کرد.
بخش اصلی دادهها از UK Biobank در بریتانیا و All of Us Research Program در آمریکا به دست آمد. پژوهشگر در مجموعه بریتانیایی ۸۲۳۹۸ زوج احتمالی متأهل یا زوجهای همخانه از جنس مخالف و ۱۶۲۷۳ جفت خواهر و برادر کامل را بررسی کرد.
علاوه بر این، پژوهشگر دادههای ژنتیکی ۳۳۳۴۹۱ فرد غیرخویشاوند در UK Biobank و ۲۲۸۸۷۵ فرد غیرخویشاوند در برنامه All of Us را تحلیل کرد.
پژوهشگر برای افزایش دقت تحلیلها، نمونهها را به افرادی با تبار ژنتیکی اروپایی محدود کرد؛ زیرا مدلهای ژنتیکی مورد استفاده در این مطالعه عمدتاً بر اساس دادههای جمعیتهای اروپایی ساخته شدهاند. بنابراین، نمیتوان نتایج را بدون بررسی بیشتر به همه گروههای قومی و تبارهای ژنتیکی تعمیم داد.
پژوهشگران چه ویژگیهایی را بررسی کردند؟
مطالعه هشت ویژگی را در سه حوزه کلی بررسی کرد:
- سطح تحصیلات
- قد
- شاخص توده بدنی یا BMI
- سابقه شروع مصرف منظم سیگار
- سن شروع سیگار کشیدن
- بیشترین تعداد سیگار مصرفشده در روز
- ترک سیگار
- میزان معمول مصرف نوشیدنیهای الکلی در هفته
پژوهشگر برای هر فرد امتیاز چندژنی یا Polygenic Score نیز محاسبه کرد. این امتیاز تعداد زیادی تغییر ژنتیکی کوچک را در کنار هم قرار میدهد و یک شاخص آماری از استعداد ژنتیکی مرتبط با یک ویژگی ارائه میکند.
البته امتیاز چندژنی، سرنوشت ژنتیکی فرد یا توانایی قطعی او برای دستیابی به یک ویژگی نیست. این امتیاز فقط یک پیشبینی آماری است که به جمعیت و محیط مورد مطالعه نیز وابسته است.
زوجها در ویژگیهای ظاهری و رفتاری چقدر شبیه بودند؟
نتایج نشان داد که زوجها در هر هشت ویژگی بررسیشده نوعی شباهت داشتند.
تحصیلات بیشترین همبستگی میان زوجها را نشان داد و ضریب همبستگی آن به ۰٫۴۵ رسید. پس از آن، میزان مصرف الکل در هفته با ضریب ۰٫۴۲ قرار گرفت.
همچنین پژوهشگر برای ترک سیگار ضریب ۰٫۳۳، برای BMI ضریب ۰٫۲۶ و برای شروع مصرف سیگار ضریب ۰٫۲۳ را مشاهده کرد.
این اعداد نشان میدهند زوجها در برخی ویژگیها شباهت قابل توجهی دارند. با این حال، چنین شباهتی بهتنهایی مشخص نمیکند که افراد دقیقاً به دلیل همان ویژگی شریک خود را انتخاب کردهاند.
برای مثال، دو فرد با تحصیلات مشابه ممکن است به دلیل حضور در یک دانشگاه یا محیط کاری مشترک با یکدیگر آشنا شده باشند. در این حالت، محیط اجتماعی بخشی از شباهت مشاهدهشده را توضیح میدهد.
دو الگوی اصلی شباهت میان زوجها دیده شد
تحلیل ویژگیهای مختلف نشان داد که شباهت زوجها فقط در یک ویژگی خاص باقی نمیماند.
افرادی که تحصیلات بالاتری داشتند، بیشتر با افرادی جفت شده بودند که قد بلندتر، BMI پایینتر و احتمال کمتری برای سیگار کشیدن داشتند.
در مقابل، افرادی که مصرف سیگار یا الکل بیشتری داشتند، بیشتر با شریکهایی همراه بودند که الگوهای مشابهی در مصرف مواد داشتند و BMI بالاتری نیز نشان میدادند.
این الگوها نشان میدهند که برخی ویژگیهای اجتماعی، سلامت و سبک زندگی ممکن است در روابط زوجی به شکل یک مجموعه در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
شباهت ژنتیکی زوجها کمتر از شباهت ظاهری بود
وقتی پژوهشگر امتیازهای چندژنی زوجها را با یکدیگر مقایسه کرد، شباهت ژنتیکی آنها از شباهت مشاهدهشده در ویژگیهای واقعی کمتر بود.
بیشترین همبستگی ژنتیکی میان زوجها به تحصیلات با ضریب ۰٫۱۶ مربوط میشد. پس از آن، قد با ۰٫۰۸ و شروع مصرف سیگار با ۰٫۰۶ قرار داشتند.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد. زوجها ممکن است در یک رفتار یا ویژگی بسیار شبیه باشند، اما این شباهت لزوماً به همان اندازه در امتیاز ژنتیکی آن ویژگی دیده نمیشود.
پژوهشگر همچنین دریافت که همبستگی ژنتیکی زوجها بهطور میانگین حدود ۸۰ درصد کمتر از همبستگی خود ویژگیها بود. این فاصله برای رفتارهایی مانند میزان مصرف الکل و تعداد سیگار روزانه حتی از ۹۰ درصد نیز بیشتر شد.
چرا زوجها ممکن است در طول رابطه شبیهتر شوند؟
یکی از توضیحهای مهم این است که همه شباهتهای زوجها قبل از شروع رابطه وجود ندارند.
برای مثال، دو نفر ممکن است پس از آغاز زندگی مشترک عادتهای مشابهی در مصرف غذا، الکل، سیگار یا فعالیتهای روزانه پیدا کنند. آنها همچنین دوستان مشترک پیدا میکنند، در یک محیط زندگی میکنند و در معرض شرایط اجتماعی مشابه قرار میگیرند.
بنابراین، شباهت مشاهدهشده میان زوجها میتواند از چند مسیر شکل بگیرد:
انتخاب فردی → فرد از ابتدا شریک مشابهی انتخاب میکند.
محیط اجتماعی → فرد در محیطی قرار میگیرد که افراد مشابه بیشتری در آن حضور دارند.
تأثیر متقابل → زوجها پس از شروع رابطه بهتدریج از عادتها و رفتارهای یکدیگر تأثیر میپذیرند.
مطالعه حاضر نمیتواند سهم دقیق هر یک از این سه مسیر را مشخص کند.
ژنهای زوجها چگونه میتوانند شباهت را نشان دهند؟
پژوهشگر برای بررسی آثار ژنتیکی همسانهمسری از روشی استفاده کرد که ارتباط میان امتیازهای ژنتیکی مربوط به کروموزومهای زوج و فرد را بررسی میکند.
در شرایط جفتگیری تصادفی، انتظار داریم تغییرات ژنتیکی روی کروموزومهای زوج و فرد ارتباط خاصی با یکدیگر نداشته باشند. اما اگر افراد در نسلهای مختلف بهطور غیرتصادفی با افرادی دارای ویژگیهای مشابه جفت شوند، برخی تغییرات ژنتیکی مرتبط با آن ویژگیها میتوانند در سراسر ژنوم ارتباط آماری پیدا کنند.
این روش به پژوهشگران اجازه میدهد آثار تجمعی همسانهمسری در نسلهای گذشته را حتی بدون مشاهده مستقیم انتخاب همسر در تمام آن نسلها بررسی کنند.
نشانه ژنتیکی همسانهمسری در آمریکا افزایش یافته است
یکی از مهمترین یافتههای پژوهش به مقایسه سالهای تولد مربوط میشد.
در مجموعه داده All of Us آمریکا، نشانه ژنتیکی همسانهمسری برای شروع مصرف سیگار، ترک سیگار و سطح تحصیلات در نسلهای متولدشده در سالهای جدیدتر افزایش نشان داد.
برای سطح تحصیلات، شاخص ژنتیکی همسانهمسری از حدود ۰٫۰۴ در افراد متولد دهه ۱۹۳۰ به حدود ۰٫۰۹ در افراد متولد حوالی سال ۲۰۰۰ رسید.
این افزایش در دادههای آمریکا بسیار روشنتر از دادههای بریتانیا دیده شد.
در UK Biobank، که افراد متولدشده بین حدود سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۷۰ را در بر میگرفتند، شاخص مورد نظر در بیشتر ویژگیها تغییر چشمگیری نشان نداد. تنها ترک سیگار افزایش معنادارتری را در طول سالهای تولد نشان داد.
آیا این یعنی آمریکاییها امروزه همسر مشابهتری انتخاب میکنند؟
نه لزوماً.
این نکته یکی از مهمترین بخشهای تفسیر پژوهش است.
مطالعه دادههای افراد متولد دورههای مختلف را با یکدیگر مقایسه کرد. بنابراین، پژوهشگر مستقیماً افراد را از قبل از شروع رابطه تا زمان انتخاب شریک و سپس زندگی مشترک دنبال نکرد.
تفاوت میان نسلها ممکن است علاوه بر تغییر در الگوی انتخاب شریک، از تفاوت در ترکیب جمعیت، مشارکت افراد در پژوهش، طول عمر، شرایط اجتماعی یا ویژگیهای نمونههای مورد مطالعه نیز ناشی شود.
به همین دلیل، نمیتوان از این مطالعه نتیجه گرفت که افراد امروزی آگاهانه به دنبال شریکهایی با ژنهای مشابه هستند.
تغییرات اجتماعی ممکن است بخشی از روند آمریکا را توضیح دهد
پژوهشگر چند تفاوت میان آمریکا و بریتانیا را برای تفسیر این نتایج مطرح کرده است.
برای مثال، گسترش آموزش عالی در آمریکا در طول قرن بیستم مسیر متفاوتی داشت. تحصیلات نیز به شکل فزایندهای با موقعیت اجتماعی و اقتصادی افراد ارتباط پیدا کرد.
از سوی دیگر، کاهش مصرف سیگار در آمریکا با شکافهای اجتماعی مشخصی همراه شد. این روند ممکن است فرصت بیشتری برای شکلگیری زوجهایی با الگوهای مشابه مصرف سیگار ایجاد کرده باشد.
با این حال، این توضیحات را باید فرضیههایی برای پژوهشهای بعدی دانست. مطالعه حاضر نمیتواند مشخص کند که هر عامل اجتماعی دقیقاً چه میزان از تغییر مشاهدهشده را توضیح میدهد.
همسانهمسری چه ارتباطی با نابرابری اجتماعی دارد؟
همسانهمسری فقط یک موضوع مربوط به انتخاب شریک زندگی نیست. این فرایند میتواند در طول چند نسل بر نحوه توزیع ویژگیهای اجتماعی و سلامت در خانوادهها نیز اثر بگذارد.
اگر افراد دارای تحصیلات و موقعیت اقتصادی مشابه بیشتر با یکدیگر زندگی مشترک تشکیل دهند، منابع اجتماعی و اقتصادی نیز ممکن است بیشتر در برخی خانوادهها متمرکز شوند.
همین موضوع درباره برخی رفتارهای مرتبط با سلامت نیز اهمیت دارد. اگر افراد دارای رفتارهای مشابه در زمینه سیگار یا مصرف الکل بیشتر با یکدیگر زوج شوند، برخی عوامل خطر سلامت ممکن است در خانوادههای خاص تجمع بیشتری پیدا کنند.
با این حال، پژوهش حاضر افزایش نابرابری اقتصادی یا سلامت را مستقیماً اندازهگیری نکرده است. بنابراین، بهتر است این پیامدها را بهعنوان نتایج احتمالی مطرح کنیم، نه پیامدهای اثباتشده پژوهش.
این یافتهها چه اهمیتی برای پژوهشهای ژنتیکی دارند؟
همسانهمسری فقط برای جامعهشناسان اهمیت ندارد. این پدیده میتواند بر تحلیلهای ژنتیکی نیز اثر بگذارد.
بسیاری از روشهای ژنتیکی فرض میکنند افراد یک جمعیت بهصورت تصادفی با یکدیگر جفت شدهاند. اگر این فرض در مورد یک ویژگی درست نباشد، الگوهای ژنتیکی مشاهدهشده میتوانند تحت تأثیر همسانهمسری قرار بگیرند.
برای مثال، همسانهمسری میتواند بر برآورد وراثتپذیری، ارتباط ژنتیکی میان صفات و برخی تحلیلهای ژنتیکی جمعیت تأثیر بگذارد. پژوهش جدید نیز تأکید میکند که پژوهشگران هنگام تفسیر تفاوتهای ژنتیکی میان نسلها باید نقش ساختارهای اجتماعی و الگوهای انتخاب شریک را در نظر بگیرند.
آیا ژنها تعیین میکنند چه کسی را دوست داریم؟
خیر.
این پژوهش چنین نتیجهای ارائه نمیکند.
وجود شباهت ژنتیکی میان زوجها به این معنا نیست که افراد هنگام آشنایی میتوانند ژنهای یکدیگر را تشخیص دهند یا بهصورت آگاهانه فردی با پروفایل ژنتیکی مشابه را انتخاب کنند.
افراد معمولاً در مدرسه، دانشگاه، محل کار، محله، شبکههای دوستانه و سایر محیطهای اجتماعی با یکدیگر آشنا میشوند. همین ساختارهای اجتماعی میتوانند احتمال آشنایی افراد مشابه را افزایش دهند.
بنابراین، شباهت ژنتیکی مشاهدهشده ممکن است تا حدی نتیجه انتخاب مستقیم و تا حدی نتیجه محیط مشترک و فرصتهای متفاوت برای آشنایی با افراد باشد.
امتیاز ژنتیکی تحصیلات به معنای توانایی تحصیلی قطعی نیست
یکی دیگر از نکات مهم برای تفسیر این پژوهش به مفهوم «امتیاز چندژنی» مربوط میشود.
امتیاز چندژنی مربوط به تحصیلات، میزان هوش، توانایی یادگیری یا موفقیت تحصیلی قطعی یک فرد را اندازهگیری نمیکند.
این شاخص از ارتباط آماری میان مجموعهای از تغییرات ژنتیکی و یک ویژگی در یک جمعیت خاص به دست میآید. محیط خانوادگی، کیفیت آموزش، شرایط اقتصادی، فرصتهای اجتماعی و عوامل متعدد دیگر نیز بر تحصیلات اثر میگذارند.
بنابراین، نباید از یافتههای این مطالعه نتیجه گرفت که ژنها سطح تحصیلات فرد را تعیین میکنند.
پژوهش چه محدودیتهایی داشت؟
محدودیت مهم نخست، تمرکز مطالعه بر افراد دارای تبار ژنتیکی اروپایی بود. به همین دلیل، نمیتوان نتایج را به سایر گروههای ژنتیکی و فرهنگی تعمیم داد.
محدودیت دوم به شیوه شناسایی زوجها در UK Biobank مربوط میشود. این بانک اطلاعاتی بهصورت رسمی اطلاعات ازدواج را از طریق ثبتهای دولتی در اختیار پژوهشگر قرار نمیدهد. بنابراین، پژوهشگر از اطلاعات مربوط به آدرس مشترک و ویژگیهای خانوار برای شناسایی زوجهای احتمالی استفاده کرد. با وجود کنترلهای انجامشده، احتمال برخی خطاهای طبقهبندی وجود دارد.
محدودیت دیگر به مقایسه نسلها مربوط میشود. تفاوت میان افراد متولد دهههای مختلف لزوماً فقط تغییر در رفتار انتخاب شریک را نشان نمیدهد. شرایط اجتماعی، اقتصادی، سلامت، مشارکت در پژوهش و ترکیب جمعیت نیز در طول زمان تغییر کردهاند.
پژوهشهای آینده چه چیزی را باید بررسی کنند؟
پژوهشگران برای درک بهتر این موضوع به مطالعات طولی نیاز دارند.
در یک مطالعه ایدهآل، پژوهشگران افراد را پیش از شکلگیری رابطه بررسی میکنند و سپس آنها و شریک زندگیشان را در طول زمان دنبال میکنند.
چنین طراحیای میتواند سه فرایند را از یکدیگر جدا کند:
انتخاب شریک مشابه: فرد از ابتدا ویژگیهای مشابهی با شریک خود دارد.
محیط اجتماعی مشترک: فرد به دلیل مدرسه، دانشگاه، محل کار، محله یا شبکه دوستانی خاص با شریک مشابه آشنا میشود.
شبیه شدن در طول رابطه: زوجها پس از آغاز زندگی مشترک بهتدریج رفتارها و عادتهای مشابهی پیدا میکنند.
ترکیب دادههای طولی، ژنتیکی و اطلاعات مربوط به نسلهای مختلف میتواند تصویر دقیقتری از نقش همسانهمسری در تغییرات جمعیتی ارائه دهد.
نتیجهگیری
پژوهشی جدید با تحلیل دادههای ژنتیکی صدها هزار نفر در آمریکا و بریتانیا نشان داد که همسانهمسری در ویژگیهایی مانند تحصیلات، مصرف الکل، رفتارهای مرتبط با سیگار و برخی ویژگیهای بدنی، نشانههای ژنتیکی قابل شناسایی ایجاد میکند.
قویترین شباهت میان زوجها در سطح تحصیلات مشاهده شد و همبستگی ژنتیکی زوجها نیز برای تحصیلات بیشترین مقدار را داشت. در دادههای آمریکا، نشانه ژنتیکی همسانهمسری برای تحصیلات و برخی رفتارهای مرتبط با سیگار در نسلهای متولدشده در سالهای جدیدتر افزایش پیدا کرد. برای تحصیلات، این شاخص از حدود ۰٫۰۴ در متولدین دهه ۱۹۳۰ به حدود ۰٫۰۹ در متولدین حوالی سال ۲۰۰۰ رسید.
با این حال، این یافته به معنای آن نیست که افراد امروزی به دلیل شباهت ژنتیکی یکدیگر را انتخاب میکنند. محیط اجتماعی، فرصتهای آشنایی، شرایط فرهنگی و تأثیر متقابل زوجها نیز میتوانند در ایجاد شباهت میان شرکا نقش داشته باشند.
در مجموع، این پژوهش نشان میدهد انتخاب شریک زندگی فقط یک فرایند اجتماعی و فردی نیست؛ الگوهای جفتشدن انسانها میتوانند در طول نسلها آثار قابل اندازهگیری در ساختار ژنتیکی جمعیت نیز ایجاد کنند. با این حال، برای مشخص کردن اینکه این الگوها دقیقاً چگونه و چرا در آمریکا تغییر کردهاند، پژوهشهای طولی و چندنسلی بیشتری لازم است.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
عنوان اصلی مقاله:
Changing Patterns of Assortative Mating for Educational, Substance Use, and Anthropometric Traits
نویسنده:
Gretchen R. B. Saunders
مرجع و مجله:
Behavior Genetics، Springer Nature، سال ۲۰۲۶
تاریخ انتشار مقاله علمی:
۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶
شماره ثبت مقاله:
PMID: 42801432
DOI: 10.1007/s10519-026-10285-x
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی:
مقاله اصلی در Springer Nature
منبع خبر:
PsyPost
عنوان خبر:
The genetic signature of assortative mating appears to be growing stronger in the United States
نویسنده خبر:
Eric W. Dolan
تاریخ انتشار خبر:
۹ اکتبر ۲۰۲۶
لینک خبر:
خبر اصلی در PsyPost
