یک مطالعه جدید نشان میدهد که دو سبک متفاوت مدیتیشن میتوانند در مدت چهار هفته با کاهش علائم افسردگی همراه باشند. پژوهشگران دریافتند که مدیتیشن با تمرکز بر توجه و مدیتیشن خودکاوی هر دو نسبت به گروه انتظار، کاهش بیشتری در علائم افسردگی ایجاد کردند.
با این حال، یافتهها نشان میدهند که این دو روش احتمالاً دقیقاً از یک مسیر روانشناختی عمل نمیکنند. در مدیتیشن متمرکز بر توجه، توانایی فاصله گرفتن از افکار و مشاهده آنها نقش مهمی در کاهش علائم داشت. در مدیتیشن خودکاوی نیز افزایش احساس ارتباط با دیگر انسانها با برخی تغییرات مرتبط بود.
البته باید به یک نکته مهم توجه کرد. شرکتکنندگان این پژوهش تشخیص افسردگی یا سایر اختلالات روانپزشکی نداشتند و میانگین علائم افسردگی آنها در محدوده غیر بالینی قرار داشت. بنابراین، نتایج مطالعه بهتنهایی نشان نمیدهد که این روشها میتوانند افسردگی بالینی را درمان کنند.
مدیتیشن چگونه میتواند بر علائم افسردگی تأثیر بگذارد؟
افسردگی معمولاً با الگوهای فکری منفی و انعطافناپذیر درباره خود، دیگران و آینده همراه است. برخی افراد نیز ممکن است افکار و احساسات خود را بهعنوان واقعیت قطعی یا بازتابی از هویت خود تجربه کنند.
یکی از فرایندهایی که میتواند در این زمینه اهمیت داشته باشد، «فاصلهگیری شناختی» یا cognitive decentering است. این توانایی به فرد کمک میکند افکار و احساسات خود را از فاصلهای روانشناختی مشاهده کند.
برای مثال، فرد به جای اینکه با خود بگوید «من شکستخورده هستم»، میتواند متوجه شود که «من اکنون فکر میکنم که شکستخورده هستم». این تغییر کوچک میتواند فاصلهای میان فرد و محتوای ذهنی او ایجاد کند.
پژوهشگران معتقدند مدیتیشن ممکن است از طریق چنین فرایندهایی، شدت تأثیر افکار منفی بر هیجان و رفتار را کاهش دهد.
دو نوع مدیتیشن در این مطالعه چه تفاوتی داشتند؟
پژوهشگران دو شیوه متفاوت را بررسی کردند.
مدیتیشن متمرکز بر توجه
در این روش، فرد توجه خود را روی یک موضوع مشخص، مانند تنفس، نگه میدارد. زمانی که ذهن منحرف میشود، فرد متوجه این انحراف میشود و توجه خود را دوباره به موضوع اصلی برمیگرداند.
در این مطالعه از تمرینهای مرتبط با تنفس و اسکن بدن استفاده شد. شرکتکنندگان همچنین تمرینهایی برای بازگرداندن توجه به لحظه حال در زندگی روزمره دریافت کردند.
هدف اصلی این روش، تقویت توانایی تنظیم توجه و مشاهده تجربههای ذهنی بدون واکنش فوری به آنها بود.
مدیتیشن خودکاوی
روش دوم بر بررسی افکار، احساسات و برداشت فرد از خودش تمرکز داشت. شرکتکنندگان تشویق میشدند درباره منشأ افکار و احساسات خود و نحوه شکلگیری آنها پرسش کنند.
برای نمونه، فرد میتوانست از خود بپرسد: «این تجربه از کجا میآید؟» یا «این تجربه چه برداشتی از خودم در من ایجاد میکند؟»
این برنامه بهصورت سکولار طراحی شده بود و آموزشهای آن به یک سنت مذهبی یا آموزه بودایی وابسته نبود. هدف آن بررسی فرایندهای ذهنی و کاهش وابستگی انعطافناپذیر به برداشتهای فرد درباره خودش بود.
مطالعه چگونه انجام شد؟
پژوهشگران دانشگاه ناوارا در اسپانیا و دانشگاه رَنس شامپاین-آردن در فرانسه این مطالعه را انجام دادند. در مجموع، ۱۴۷ بزرگسال فرانسوی در تحلیل نهایی شرکت کردند.
شرکتکنندگان بهصورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند:
- مدیتیشن متمرکز بر توجه
- مدیتیشن خودکاوی
- گروه انتظار
هر گروه در تحلیل نهایی ۴۹ نفر داشت. بیشتر شرکتکنندگان زن بودند و میانگین سنی گروهها حدود ۴۴ تا ۴۹ سال بود.
افرادی که داروی روانپزشکی مصرف میکردند، سابقه تشخیص افسردگی یا سایر اختلالات روانپزشکی داشتند یا تجربه زیادی در مدیتیشن داشتند، وارد مطالعه نشدند.
برنامه مدیتیشن چهار هفتهای بود
هر دو گروه مدیتیشن یک برنامه چهار هفتهای را دنبال کردند. این برنامه شامل پنج جلسه گروهی آنلاین بود که هر جلسه ۶۰ دقیقه طول میکشید.
شرکتکنندگان علاوه بر جلسات گروهی، موظف بودند پنج روز در هفته و هر روز حدود ۲۰ دقیقه در خانه تمرین کنند. ساختار جلسات دو گروه مشابه بود و تفاوت اصلی به محتوای تمرینهای مدیتیشن مربوط میشد.
پژوهشگران قبل از شروع برنامه و حداکثر هفت روز پس از پایان آن، وضعیت شرکتکنندگان را ارزیابی کردند.
علائم افسردگی، نگرشهای ناکارآمد، احساس تهدید نسبت به هویت، فاصلهگیری شناختی و میزان احساس ارتباط با انسانها و طبیعت بررسی شد.
هر دو روش با کاهش علائم افسردگی همراه بودند
نتایج نشان داد که هر دو گروه مدیتیشن در مقایسه با گروه انتظار، کاهش بیشتری در علائم افسردگی داشتند.
همچنین هر دو گروه کاهش بیشتری در احساس تهدید نسبت به هویت نشان دادند. در کنار آن، توانایی فاصله گرفتن شناختی از افکار و احساسات نیز در هر دو گروه افزایش پیدا کرد.
با این حال، تفاوت معناداری میان دو روش از نظر کاهش علائم افسردگی مشاهده نشد. به بیان ساده، این مطالعه نشان نداد که مدیتیشن خودکاوی برای کاهش علائم افسردگی بهتر از مدیتیشن متمرکز بر توجه است یا برعکس.
این یافته مهم است؛ زیرا نشان میدهد روشهای متفاوت مدیتیشن ممکن است بتوانند به نتایج مشابهی برسند، حتی اگر فرایندهای روانشناختی آنها کاملاً یکسان نباشد.
مدیتیشن متمرکز بر توجه چه مسیری را دنبال کرد؟
یکی از یافتههای مهم پژوهش به فاصلهگیری شناختی مربوط بود.
در گروه مدیتیشن متمرکز بر توجه، افزایش فاصلهگیری شناختی بخش مهمی از رابطه میان تمرین مدیتیشن و کاهش علائم افسردگی را توضیح میداد. این فرایند همچنین بخشی از کاهش نگرشهای ناکارآمد را توضیح داد.
این نتیجه با این دیدگاه هماهنگ است که تمرکز بر تنفس و بازگرداندن مداوم توجه میتواند به فرد کمک کند متوجه سرگردانی ذهن خود شود، بدون اینکه با هر فکر یا احساس ناخوشایند همراه شود.
به این ترتیب، فرد بهتدریج میتواند افکار خود را بیشتر بهعنوان رویدادهای ذهنی مشاهده کند و کمتر آنها را واقعیت قطعی در نظر بگیرد.
مدیتیشن خودکاوی چگونه عمل کرد؟
در گروه مدیتیشن خودکاوی، افزایش احساس ارتباط با دیگر انسانها با کاهش احساس تهدید نسبت به هویت ارتباط داشت.
شرکتکنندگانی که در این گروه افزایش بیشتری در احساس ارتباط با دیگران داشتند، کاهش بیشتری در احساس تهدید نسبت به هویت نیز نشان دادند. تحلیلهای اکتشافی همچنین افزایش احساس ارتباط با انسانها و طبیعت را در این گروه نشان داد.
با این حال، پژوهشگران نتوانستند مشخص کنند که کدام یک از این فرایندها مستقیماً کاهش علائم افسردگی را توضیح میدهد.
بنابراین، درباره سازوکار مدیتیشن خودکاوی باید محتاطانه نتیجهگیری کرد.
یک تفاوت مهم میان دو روش
مدیتیشن متمرکز بر توجه در یک زمینه دیگر نیز عملکرد متفاوتی داشت.
فقط این گروه در مقایسه با گروه انتظار کاهش معنادارتری در «نگرشهای ناکارآمد» نشان داد. چنین نگرشهایی شامل باورهای انعطافناپذیر و منفی درباره خود و زندگی هستند و میتوانند در آسیبپذیری نسبت به افسردگی نقش داشته باشند.
در مقابل، مدیتیشن خودکاوی در این شاخص تفاوت معناداری با گروه انتظار نشان نداد.
این یافته میتواند نشان دهد که تمرینهای مختلف مدیتیشن ممکن است روی بخشهای متفاوتی از فرایندهای روانشناختی اثر بگذارند.
آیا مدیتیشن میتواند از افسردگی پیشگیری کند؟
عنوان مقاله پژوهشی به «پیشگیری از افسردگی» اشاره دارد، اما نتایج باید با دقت تفسیر شوند.
شرکتکنندگان این مطالعه در زمان پژوهش مبتلا به افسردگی تشخیصدادهشده نبودند. همچنین میانگین نمره افسردگی آنها پایین و در محدوده غیر بالینی بود. بنابراین، نمیتوان از این مطالعه نتیجه گرفت که مدیتیشن بهتنهایی میتواند افسردگی بالینی را درمان یا از آن پیشگیری کند.
آنچه این پژوهش نشان میدهد، این است که یک دوره کوتاه مدیتیشن در افراد بدون تشخیص اختلال روانپزشکی میتواند با تغییراتی در علائم افسردگی و برخی فرایندهای روانشناختی مرتبط باشد.
برای بررسی اثرات درمانی در افراد مبتلا به افسردگی، مطالعات جداگانه با نمونههای بالینی لازم است.
محدودیتهای مهم مطالعه
این پژوهش چند محدودیت دارد که هنگام تفسیر نتایج باید در نظر گرفته شوند.
نخست اینکه گروه کنترل در فهرست انتظار قرار داشت. بنابراین شرکتکنندگان میدانستند که در طول مطالعه مدیتیشن دریافت نمیکنند. این موضوع میتواند بر انتظارات آنها تأثیر گذاشته باشد.
دوم اینکه همه نتایج بر اساس گزارش خود شرکتکنندگان به دست آمدند. چنین روشهایی ممکن است تحت تأثیر برداشت شخصی یا سوگیری پاسخ قرار بگیرند.
محدودیت دیگر به مربی برنامه مربوط بود. هر دو برنامه توسط نویسنده اول پژوهش اجرا شدند. بنابراین احتمال دارد ویژگیهای مربی یا نحوه ارائه برنامه بر نتایج تأثیر گذاشته باشد.
همچنین تعداد افرادی که از گروه انتظار خارج شدند بیشتر از دو گروه مدیتیشن بود. در گروه انتظار ۲۰ نفر در پیگیری شرکت نکردند، در حالی که این تعداد در دو گروه مدیتیشن بهترتیب چهار و پنج نفر بود. چنین تفاوتی میتواند احتمال سوگیری ناشی از ریزش نمونه را افزایش دهد.
پژوهش نیز از پیش ثبت نشده بود و پیگیری بلندمدت نداشت. بنابراین مشخص نیست این تغییرات تا چه مدت باقی میمانند.
این یافتهها چه معنایی برای پژوهش درباره مدیتیشن دارند؟
یکی از پیامهای مهم این مطالعه این است که نباید «مدیتیشن» را یک روش واحد در نظر گرفت.
مدیتیشن شامل مجموعهای از روشهای متفاوت است. این روشها میتوانند اهداف، تمرینها و سازوکارهای روانشناختی متفاوتی داشته باشند.
در این پژوهش، مدیتیشن متمرکز بر توجه بیشتر با فاصلهگیری شناختی مرتبط بود. مدیتیشن خودکاوی نیز با تغییراتی در احساس ارتباط با دیگران و طبیعت همراه شد.
البته این تفاوتها هنوز قطعی نیستند. پژوهشگران تأکید کردهاند که تحلیل سازوکارها در این مطالعه اکتشافی بوده است و نمیتوان بر اساس آن گفت یک روش دقیقاً از یک مسیر مشخص و دیگری از مسیری کاملاً متفاوت عمل میکند.
جمعبندی
یک کارآزمایی تصادفی کنترلشده نشان داد که چهار هفته تمرین مدیتیشن متمرکز بر توجه یا مدیتیشن خودکاوی میتواند در افراد بدون تشخیص افسردگی با کاهش علائم افسردگی همراه باشد.
هر دو روش در مقایسه با گروه انتظار کاهش علائم افسردگی و احساس تهدید نسبت به هویت را نشان دادند. همچنین توانایی فاصله گرفتن شناختی از افکار و احساسات در هر دو گروه افزایش یافت.
با این حال، مسیرهای احتمالی این دو روش یکسان به نظر نمیرسیدند. فاصلهگیری شناختی در گروه مدیتیشن متمرکز بر توجه نقش مهمی داشت، در حالی که مدیتیشن خودکاوی با تغییراتی در احساس ارتباط با دیگر انسانها و طبیعت همراه بود.
با وجود این، برای نتیجهگیری درباره تأثیر مدیتیشن بر افسردگی بالینی، به پژوهشهای طولانیتر و مطالعاتی با افراد مبتلا به افسردگی نیاز است.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
عنوان اصلی مقاله: Preventing Depression through Selflessness: Effects and Mechanisms of Attentional vs. Deconstructive Meditation in a Three–Arm Randomized Controlled Trial
نویسندگان: Céline Stinus, Sophie Berjot
مرجع و مجله: Mindfulness، Springer Nature، جلد ۱۷، صفحات ۱۳۷۵–۱۳۸۸، سال ۲۰۲۶
تاریخ انتشار: ۲۶ مارس ۲۰۲۶
نوع مطالعه: کارآزمایی تصادفی کنترلشده سهگروهی
تعداد شرکتکنندگان: ۱۴۷ نفر
شماره ثبت مقاله (DOI): ۱۰.۱۰۰۷/s12671-۰۲۶-۰۲۸۱۷-۷
PMCID: برای مقاله در منبع اصلی، PMCID گزارش نشده است.
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی: https://doi.org/10.1007/s12671-026-02817-7
منبع خبر علمی: PsyPost، منتشرشده در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶
لینک مستقیم خبر: https://www.psypost.org/two-styles-of-meditation-eased-depressive-symptoms-in-a-four-week-trial-possibly-through-different-routes/
