نوستالژی سیاسی برای همه معنای یکسانی ندارد
یادآوری روزهای گذشته یک حزب سیاسی میتواند اثرهای متفاوتی بر نگرش افراد داشته باشد. پژوهشی جدید نشان میدهد نوستالژی سیاسی در میان افرادی که دلبستگی وسواسگونهای به حزب خود دارند، با حمایت بیشتر از خشونت سیاسی همراه است. در مقابل، همین احساس در افرادی با دلبستگی هماهنگ به حزب، با حمایت کمتر از خشونت ارتباط دارد.
پژوهشگران میگویند مسئله فقط میزان علاقه فرد به یک حزب نیست. نوع رابطه روانشناختی فرد با آرمان سیاسی نیز اهمیت دارد. همین تفاوت میتواند توضیح دهد که چرا احساس دلتنگی برای «روزهای خوب گذشته» گاهی به خصومت منجر میشود و گاهی به احساس تعلق و فعالیت مسالمتآمیز کمک میکند.
دو نوع دلبستگی به یک آرمان سیاسی
این مطالعه بر اساس «مدل دوگانه اشتیاق» انجام شد. این مدل میان اشتیاق هماهنگ و اشتیاق وسواسگونه تفاوت میگذارد.
در اشتیاق هماهنگ، فرد یک فعالیت یا آرمان را با انتخاب خودش دنبال میکند. سیاست در این حالت بخشی از زندگی فرد است و در کنار خانواده، شغل، دوستان و سایر علایق او قرار میگیرد.
اشتیاق وسواسگونه شرایط متفاوتی دارد. در این حالت، آرمان سیاسی با ارزشمندی فرد و هویت شخصی او پیوند عمیقی پیدا میکند. فرد ممکن است احساس کند باید همیشه از موضع خود دفاع کند و نتواند بهآسانی از فعالیت سیاسی فاصله بگیرد.
پژوهشهای قبلی نیز اشتیاق وسواسگونه را با سازوکارهایی مانند توجیه رفتارهای آسیبزا و حمایت بیشتر از خشونت سیاسی مرتبط دانستهاند. در مقابل، اشتیاق هماهنگ بیشتر با فعالیت سیاسی مسالمتآمیز ارتباط داشته است.
نوستالژی جمعی چیست؟
نوستالژی جمعی به احساس دلتنگی برای گذشته مشترک یک گروه اشاره دارد. فرد ممکن است گذشته حزب خود، رهبران پیشین یا دورهای را که آن را دوران بهتر حزب میداند، با احساس مثبت به یاد بیاورد.
این احساس میتواند دو جنبه داشته باشد. از یک طرف، یادآوری گذشته مشترک میتواند احساس تعلق و پیوند با اعضای گروه را تقویت کند. از طرف دیگر، فرد ممکن است گذشته را با احساس از دست دادن، تهدید یا افول گروه مرتبط بداند.
همین ویژگی دوگانه باعث شد پژوهشگران بررسی کنند که نوستالژی چگونه با نوع اشتیاق سیاسی تعامل میکند. آنها میخواستند بدانند چرا یک احساس مشابه در برخی افراد با حمایت بیشتر از خشونت و در برخی دیگر با حمایت کمتر از آن همراه میشود.
بررسی دیدگاه دموکراتها و جمهوریخواهان
پژوهشگران برای بررسی این مسئله، ۴۱۷ فرد بزرگسال آمریکایی را که به یکی از دو حزب اصلی آمریکا گرایش داشتند، بررسی کردند. این نمونه شامل ۲۶۳ دموکرات و ۱۵۴ جمهوریخواه بود.
شرکتکنندگان در مارس ۲۰۲۲ بهصورت آنلاین در مطالعه حضور پیدا کردند. پژوهشگران میزان اشتیاق هماهنگ و وسواسگونه آنها نسبت به حزب را سنجیدند.
احساس نوستالژی جمعی نیز بررسی شد. شرکتکنندگان درباره میزان دلتنگی خود برای «روزهای خوب گذشته» حزب یا رئیسجمهورهای مورد حمایت جناح سیاسی خود پاسخ دادند.
در بخش دیگری از مطالعه، پژوهشگران میزان حمایت افراد از اقدامات خصمانه علیه حزب رقیب را ارزیابی کردند. این اقدامات از رفتارهای اجتماعی مانند قطع دوستی با حامیان حزب رقیب تا حمایت از حمله فیزیکی به مخالفان را شامل میشد.
پژوهشگران میزان تعهد ایدئولوژیک افراد را نیز در تحلیلها در نظر گرفتند. این کار کمک کرد تا اثر نوع دلبستگی سیاسی از صرفاً میزان اهمیت سیاست برای فرد جدا شود.
اشتیاق وسواسگونه با حمایت بیشتر از خشونت همراه بود
نتایج اولیه در هر دو گروه دموکرات و جمهوریخواه الگوی مشابهی نشان داد. افراد دارای اشتیاق وسواسگونه بیشتر از خشونت سیاسی علیه حزب رقیب حمایت میکردند.
در مقابل، اشتیاق هماهنگ بهتنهایی ارتباط مشخصی با حمایت از خشونت نشان نداد. حمایت کلی از خشونت نیز در میان شرکتکنندگان پایین بود و میانگین آن حدود ۱٫۷ تا ۱٫۸ در مقیاس هفتدرجهای قرار داشت.
این نکته اهمیت زیادی دارد. نتایج مطالعه به این معنا نیست که افراد دارای نوستالژی سیاسی معمولاً از خشونت حمایت میکنند. ارتباط اصلی در گروهی دیده شد که دلبستگی وسواسگونهای به آرمان سیاسی خود داشتند.
نوستالژی در افراد مختلف اثر متفاوتی داشت
مهمترین یافته پژوهش زمانی ظاهر شد که پژوهشگران نوستالژی جمعی را وارد تحلیل کردند.
در افراد دارای اشتیاق وسواسگونه، افزایش نوستالژی با افزایش بیشتر حمایت از خشونت سیاسی همراه بود. به عبارت دیگر، هرچه دلتنگی برای گذشته حزب بیشتر میشد، ارتباط میان دلبستگی وسواسگونه و حمایت از خشونت نیز قویتر میشد.
اما در افراد دارای اشتیاق هماهنگ، الگو کاملاً متفاوت بود. وقتی نوستالژی در این افراد بیشتر میشد، ارتباط میان اشتیاق هماهنگ و حمایت از خشونت به سمت رابطه منفی حرکت میکرد.
بنابراین، یک احساس مشابه میتواند در دو گروه نتیجه متفاوتی داشته باشد. نوستالژی برای فردی که سیاست را بخشی متعادل از زندگی خود میداند، ممکن است احساس تعلق و پیوند اجتماعی را تقویت کند. در مقابل، فردی که هویت خود را بهشدت با یک آرمان سیاسی گره زده است، ممکن است گذشته را چیزی از دسترفته بداند که باید با روشهای شدیدتر دوباره به دست آورد.
چرا نوستالژی میتواند به دو مسیر متفاوت منجر شود؟
پژوهشگران هنوز این سازوکار را بهصورت مستقیم آزمایش نکردهاند. با این حال، آنها یک توضیح روانشناختی برای این تفاوت پیشنهاد میکنند.
نوستالژی معمولاً ترکیبی از احساسات مثبت و منفی است. فرد هنگام یادآوری گذشته ممکن است هم احساس تعلق و گرمی کند و هم فقدان و حسرت را تجربه کند.
برای فرد دارای اشتیاق وسواسگونه، بخش منفی نوستالژی ممکن است برجستهتر شود. چنین فردی میتواند گذشته را دورهای مطلوب بداند که دیگران یا گروه رقیب آن را از بین بردهاند. در این شرایط، احساس تهدید و خشم ممکن است توجیه رفتارهای افراطی را آسانتر کند.
در مقابل، فرد دارای اشتیاق هماهنگ ممکن است از گذشته بیشتر احساس ارتباط و تعلق بگیرد. این تجربه میتواند اهمیت همکاری و روابط اجتماعی را برجسته کند و حمایت از خشونت را کاهش دهد.
این یافته درباره دموکراتها و جمهوریخواهان چه میگوید؟
الگوی اصلی مطالعه در هر دو گروه سیاسی مشاهده شد. همین موضوع برای پژوهشگران اهمیت داشت.
اگر این رابطه فقط در یکی از احزاب دیده میشد، احتمال داشت ویژگیهای خاص همان جریان سیاسی توضیح بهتری برای یافتهها ارائه دهند. مشاهده الگو در هر دو گروه نشان میدهد که نوع دلبستگی فرد به یک آرمان سیاسی ممکن است اهمیت بیشتری از محتوای آن آرمان داشته باشد.
البته این نتیجه به معنای یکسان بودن نگرشهای سیاسی دو گروه نیست. پژوهش فقط نشان میدهد رابطه میان نوع اشتیاق، نوستالژی و حمایت از خشونت در هر دو گروه الگوی مشابهی داشت.
آیا نوستالژی باعث خشونت سیاسی میشود؟
خیر. این مطالعه چنین رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکند.
پژوهشگران دادهها را در یک مطالعه مقطعی جمعآوری کردند. بنابراین نمیتوان مشخص کرد که نوستالژی ابتدا ایجاد شده و سپس حمایت از خشونت را افزایش داده است یا افراد دارای نگرشهای خاص، گذشته حزب خود را به شکل نوستالژیکتری به یاد میآورند.
عوامل دیگری نیز ممکن است در این رابطه نقش داشته باشند. احساس تهدید، اضطراب درباره آینده حزب و احساس نارضایتی از وضعیت سیاسی میتوانند هم نوستالژی و هم نگرشهای خصمانه را افزایش دهند. این عوامل در مطالعه بهطور مستقیم اندازهگیری نشدند.
از سوی دیگر، پژوهشگران نگرش افراد نسبت به خشونت سیاسی را با پرسشنامه بررسی کردند. حمایت از یک رفتار در پرسشنامه با انجام واقعی آن رفتار تفاوت زیادی دارد. بنابراین نباید نتایج این مطالعه را به معنای پیشبینی رفتار خشونتآمیز واقعی افراد در نظر گرفت.
گام بعدی پژوهش چیست؟
پژوهشگران پیشنهاد کردهاند مطالعات آینده نوستالژی را بهصورت آزمایشی ایجاد کنند. برای مثال، میتوان افراد را در معرض پیامهایی درباره گذشته سیاسی حزب قرار داد و سپس تغییر نگرش آنها را بررسی کرد.
چنین روشی میتواند مشخص کند که آیا ایجاد نوستالژی واقعاً بر حمایت از خشونت اثر میگذارد یا فقط با آن ارتباط دارد.
پژوهشگران همچنین میخواهند بررسی کنند که آیا افراد دارای اشتیاق وسواسگونه بیشتر روی بخش تلخ نوستالژی تمرکز میکنند و افراد دارای اشتیاق هماهنگ بیشتر بخش مثبت و پیونددهنده آن را تجربه میکنند یا خیر.
جمعبندی
این پژوهش نشان میدهد نوستالژی سیاسی بهتنهایی عامل حمایت از خشونت نیست. اثر آن به نوع رابطه روانشناختی فرد با حزب و آرمان سیاسی وابسته است.
افراد دارای دلبستگی وسواسگونه، هنگام تجربه نوستالژی بیشتر به سمت حمایت از خشونت سیاسی گرایش داشتند. در مقابل، افراد دارای دلبستگی هماهنگ با افزایش نوستالژی، حمایت کمتری از خشونت نشان دادند.
نتایج همچنین نشان میدهد که برای درک افراطگرایی سیاسی، فقط میزان علاقه افراد به یک آرمان کافی نیست. نحوه دلبستگی فرد به آن آرمان نیز میتواند نقش مهمی در شکلگیری نگرشهای سیاسی داشته باشد.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
عنوان اصلی مقاله:
Collective Nostalgia Widens the Gap Between Obsessive and Harmonious Passion in Support for Political Violence
نویسندگان:
Jocelyn J. Bélanger، Daniel Snook، Danaiym Talantbekova و Jais Adam-Troian
مرجع و مجله:
Journal of Applied Social Psychology، سال ۲۰۲۶. مقاله در ۱ اکتبر ۲۰۲۶ بهصورت آنلاین منتشر شد.
روش پژوهش:
مطالعه مقطعی با استفاده از نظرسنجی آنلاین از افراد دارای گرایش حزبی در آمریکا.
حجم نمونه:
۴۱۷ بزرگسال آمریکایی؛ شامل ۲۶۳ دموکرات و ۱۵۴ جمهوریخواه.
موضوع پژوهش:
بررسی رابطه میان نوستالژی جمعی، اشتیاق وسواسگونه و هماهنگ به حزب و حمایت از خشونت سیاسی.
شناسه مقاله (DOI):
10.1111/jasp.70100
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی:
مشاهده مقاله در Journal of Applied Social Psychology
منبع خبر:
PsyPost، نوشته Eric W. Dolan، منتشرشده در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶.
لینک خبر PsyPost:
مشاهده خبر در PsyPost
