اضطراب در کودکان فقط نتیجه ویژگیهای فردی یا شرایط محیطی نیست و رابطه کودک با والدین نیز میتواند در شکلگیری و تداوم آن نقش داشته باشد. یک مقاله مروری تازه نشان میدهد که ارتباط میان اضطراب کودک و رفتار والدین ممکن است دوطرفه باشد؛ یعنی ویژگیها و واکنشهای والدین میتوانند بر اضطراب کودک اثر بگذارند و اضطراب کودک نیز رفتار والدین را تغییر دهد.
به گزارش روان۲۴، روانشناسی مرورهای طبیعت در مقالهای تازه، شواهد مربوط به رابطه میان فرزندپروری و اضطراب کودکان را بررسی کرده است. پژوهشگران در این بررسی تلاش کردند مشخص کنند که رفتار والدین و ویژگیهای کودک چگونه در طول زمان بر یکدیگر اثر میگذارند و این ارتباط چه اهمیتی برای پیشگیری و درمان اضطراب دارد.
اضطراب از سالهای ابتدایی شکل میگیرد
اضطراب از شایعترین مشکلات روانشناختی در دوران کودکی و نوجوانی است. پژوهشگران میگویند حدود ۳۸ درصد اختلالات اضطرابی پیش از ۱۴سالگی آغاز میشوند و نزدیک به ۵۲ درصد آنها تا ۱۸سالگی شکل میگیرند. به همین دلیل، شناسایی نشانهها و مداخله زودهنگام اهمیت زیادی دارد.
اضطراب کودک میتواند خود را با نگرانی مداوم، ترس از موقعیتهای اجتماعی، اجتناب از فعالیتها، وابستگی شدید به والدین یا نگرانی درباره جدایی نشان دهد. شدت و شکل این نشانهها در سنین مختلف متفاوت است و باید با توجه به مرحله رشد کودک بررسی شود.
والدین و کودکان بر یکدیگر اثر میگذارند
یکی از نکات مهم این بررسی، فاصله گرفتن از نگاه یکطرفه به اضطراب کودک است. برای مثال، حمایت بیش از حد یا محافظت افراطی والدین ممکن است فرصت تجربه مستقل و مواجهه تدریجی کودک با موقعیتهای اضطرابآور را کاهش دهد. در مقابل، کودکی که اضطراب بیشتری دارد ممکن است رفتارهایی نشان دهد که والدین را به سمت مراقبت و کنترل بیشتر سوق دهد.
در چنین شرایطی، یک چرخه شکل میگیرد. کودک مضطرب به حمایت بیشتری نیاز پیدا میکند و والد ممکن است برای کاهش ناراحتی او، محدودیتها یا مراقبتهای بیشتری اعمال کند. این واکنش در کوتاهمدت میتواند آرامش ایجاد کند، اما در برخی شرایط ممکن است فرصت کودک برای یادگیری مهارتهای مقابلهای را کاهش دهد.
چرا حمایت از والدین اهمیت دارد؟
پژوهشگران بر این اساس معتقدند درمان اضطراب کودکان نباید همیشه فقط روی خود کودک متمرکز باشد. در برخی موارد، آموزش والدین و تغییر الگوهای رفتاری خانواده میتواند بخشی مهم از مداخله باشد. هدف چنین رویکردی سرزنش والدین نیست؛ بلکه کمک به خانواده برای شناخت چرخه اضطراب و واکنشهای مؤثرتر است.
مداخلات روانشناختی میتوانند به والدین کمک کنند تا میان حمایت از کودک و فراهم کردن فرصت برای استقلال او تعادل ایجاد کنند. همچنین، در خانوادههایی که والد خود نیز با اضطراب روبهرو است، توجه به وضعیت روانی والد میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
درمان اضطراب کودک باید خانوادگیتر دیده شود
این مقاله نشان میدهد که اضطراب کودک را نمیتوان همیشه جدا از روابط خانوادگی بررسی کرد. ویژگیهای کودک، رفتار والدین و شرایط محیطی میتوانند در طول زمان بر یکدیگر اثر بگذارند.
پژوهشگران همچنین بر اهمیت ادامه تحقیقات درباره چگونگی تعامل والد و کودک تأکید کردهاند. شناخت بهتر این ارتباط میتواند به طراحی مداخلاتی کمک کند که علاوه بر کاهش اضطراب کودک، توانایی والدین را برای حمایت مؤثر از فرزند نیز افزایش دهد.
در نتیجه، مواجهه با اضطراب کودک تنها به معنای کاهش ترس و نگرانی او نیست. خانواده نیز بخشی از محیطی است که کودک در آن اضطراب را تجربه میکند، با آن کنار میآید و مهارتهای مقابلهای را یاد میگیرد. نگاه همزمان به کودک و والدین میتواند مسیر دقیقتری برای پیشگیری و درمان فراهم کند.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
عنوان اصلی مقاله: Understanding the bidirectional associations between parenting and child anxiety
نویسندگان: ماری بی. اچ. یاپ، مایرید سی. کاردامون-برین و رونالد ام. رِیپی
مرجع و مجله: روانشناسی مرورهای طبیعت (Nature Reviews Psychology)، جلد ۵، شماره ۱۱، صفحات ۷۴۳ تا ۷۵۶
تاریخ انتشار: ۹ اکتبر ۲۰۲۶
شماره ثبت مقاله (PMCID / DOI): DOI: 10.1038/s44159-026-00618-2
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی: https://doi.org/10.1038/s44159-026-00618-2
