پژوهشی جدید نشان میدهد تجربههای مثبت در دوران کودکی و نوجوانی میتوانند با کاهش خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب در اوایل بزرگسالی ارتباط داشته باشند. این یافتهها اهمیت روابط حمایتی، احساس امنیت و محیطهای مثبت را در سلامت روان بلندمدت کودکان برجسته میکند.
به گزارش روان۲۴، دانشگاه بریستول گزارش میدهد که پژوهشگران دادههای ۳۴۹۹ کودک را از مطالعه طولی «آوون درباره والدین و کودکان» بررسی کردند. این افراد از دوران تولد تا ۱۷سالگی دنبال شدند و وضعیت سلامت روان آنها در ۲۴سالگی ارزیابی شد.
تجربههای مثبت کودکی چه بودند؟
پژوهشگران ۱۰ نوع تجربه مثبت را در دوران کودکی و نوجوانی بررسی کردند. این تجربهها شامل رابطه خوب با والدین، رابطه مثبت با معلمان، دوستیهای حمایتی، احساس امنیت در محله، لذت بردن از مدرسه، فعالیتهای خارج از خانه و ارتباط منظم با خانواده و دوستان بود.
محققان برای هر فرد یک امتیاز تجربههای مثبت در نظر گرفتند. هرچه این امتیاز بالاتر بود، احتمال بروز اختلالات روانپزشکی در اوایل بزرگسالی کمتر میشد.
رابطه تجربههای مثبت با افسردگی
قویترین ارتباط در مورد افسردگی دیده شد. نتایج نشان داد با افزایش امتیاز تجربههای مثبت دوران کودکی، احتمال ابتلا به اختلال افسردگی در ۲۴سالگی کاهش پیدا میکند.
در مدل تعدیلشده پژوهش، هر واحد افزایش در امتیاز تجربههای مثبت با کاهش حدود ۱۱ درصدی شانس ابتلا به هرگونه اختلال روانپزشکی همراه بود. ارتباط با اختلال افسردگی نیز قویتر بود و نسبت شانس آن به ۰٫۸۴ رسید.
ارتباط با اختلال اضطراب فراگیر نیز از نظر آماری معنادار بود، اما شدت آن از ارتباط مشاهدهشده برای افسردگی کمتر بود. پژوهشگران درباره ارتباط تجربههای مثبت با اختلالات روانپریشی به نتیجه قطعی نرسیدند.
حمایتهای مثبت، جایگزین مقابله با آسیب نیستند
پژوهشگران تأکید میکنند که تجربههای مثبت، آثار تجربههای آسیبزا در کودکی را از بین نمیبرند. در واقع، سلامت روان آینده حاصل تعامل مجموعهای از عوامل خطر و عوامل محافظتی است.
این موضوع اهمیت توجه همزمان به دو رویکرد را نشان میدهد. از یک سو باید عوامل آسیبزا مانند تروما و شرایط نامناسب را کاهش داد. از سوی دیگر، خانوادهها، مدارس و جوامع باید فرصت بیشتری برای شکلگیری روابط امن و تجربههای مثبت فراهم کنند.
پژوهش چگونه انجام شد؟
این مطالعه دادههای ۳۴۹۹ کودک شرکتکننده در مطالعه طولی ALSPAC را بررسی کرد. پژوهشگران تجربههای مثبت افراد را از تولد تا ۱۷سالگی ارزیابی کردند و سپس وضعیت اختلالات روانپزشکی را در ۲۴سالگی سنجیدند.
محققان همچنین عواملی مانند تروما در دوران کودکی، شرایط اجتماعیاقتصادی و استعداد ژنتیکی برای بیماریهای روانی را در تحلیلهای خود در نظر گرفتند. آنها از روشهای آماری پیشرفته برای نزدیک شدن به برآورد رابطه علّی در دادههای مشاهدهای استفاده کردند.
با وجود این، پژوهش یک مطالعه مشاهدهای است و نمیتواند ثابت کند که تجربههای مثبت بهطور مستقیم از بروز اختلالات روانی جلوگیری میکنند. خود پژوهشگران نیز بر نیاز به مطالعات آینده برای بررسی این رابطه تأکید کردهاند.
اهمیت روابط مثبت در سلامت روان
یافتهها نشان میدهند حمایت از سلامت روان کودکان فقط به حذف تجربههای منفی محدود نمیشود. روابط قابل اعتماد با والدین و معلمان، دوستیهای حمایتگر و احساس امنیت نیز میتوانند بخشی از محیط رشدی سالم را شکل دهند.
به گفته پژوهشگران، سیاستهای مربوط به سلامت روان کودکان باید در کنار کاهش آسیبها، ایجاد فرصت برای تجربههای مثبت را نیز دنبال کنند. مدرسه، خانواده و خدمات سلامت روان میتوانند در ایجاد چنین محیطی نقش مهمی داشته باشند.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
عنوان اصلی مقاله: Evaluating the Effect of Positive Childhood Experiences on the Risk of Psychiatric Disorders in Early Adulthood
نویسندگان: جنیفر مورفی، کولم هیلی، دیوید مونگان، مری کلارک، ایان کلهر، اگنس هیگینز، برایان اودوناگو، کیاران شنون، کیاران مولهلند، مری کنن و دیوید آر. کاتر
مرجع و مجله: مجله آمریکایی روانپزشکی
تاریخ انتشار: ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶
تعداد شرکتکنندگان: ۳۴۹۹ کودک
دوره بررسی تجربههای کودکی: تولد تا ۱۷سالگی
سن ارزیابی سلامت روان: ۲۴سالگی
DOI: 10.1176/appi.ajp.20260007
PMID: 42870347
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی: مشاهده مقاله در مجله آمریکایی روانپزشکی
