یوتیوب و سلامت روان: «چرا همیشه تمرکز کردن برایم سخت است؟»، «آیا من هم اختلال اضطراب دارم؟» و «از کجا بفهمم بیشفعالی دارم؟» این پرسشها ممکن است کاربران را به تماشای ویدئوهای روانشناسی در یوتیوب هدایت کنند. اما گاهی تماشای چند ویدئو به نتیجهای فراتر از افزایش آگاهی میرسد: فرد تصور میکند اختلال روانی مشخصی دارد، بدون آنکه ارزیابی تخصصی دریافت کرده باشد.
این پدیده که با عنوان خودتشخیصی شناخته میشود، به یکی از موضوعات قابلتوجه در مطالعات ارتباطات سلامت روان تبدیل شده است.
چرا کاربران پس از تماشای ویدئوها خودشان را تشخیص میدهند؟
به گزارش روان۲۴، پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ در نشریه «روانشناسی کنش» منتشر شد، ارتباط میان مشاهده محتوای سلامت روان در شبکههای اجتماعی و خودتشخیصی را بررسی کرد.
پژوهشگران در این مطالعه با ۵۷ جوان مراجعهکننده به یک برنامه درمانی مرتبط با اختلالات خلقی و اضطرابی گفتوگو کردند. شرکتکنندگان پیش از نخستین جلسه درمانی، درباره محتوای سلامت روانی که در اینترنت مشاهده کرده بودند و برداشتشان از تشخیصهای روانشناختی پاسخ دادند.
نتایج نشان داد همه شرکتکنندگان پیش از مراجعه به متخصص، محتوای مرتبط با سلامت روان را در فضای آنلاین دیده بودند. همچنین ۷۱.۴ درصد آنها تصور میکردند اختلالی دارند که پیشتر از سوی متخصص تشخیص داده نشده است.
از میان افرادی که چنین تصوری داشتند، ۶۵ درصد گفتند شبکههای اجتماعی در شکلگیری این باور نقش داشتهاند.
نکته مهم مطالعه این بود که میان تماشای محتوای سلامت روان در یوتیوب و احتمال خودتشخیصی، ارتباط آماری معناداری مشاهده شد. پژوهشگران چنین ارتباطی را برای سایر پلتفرمهای بررسیشده در این نمونه گزارش نکردند.
چرا ویدئوهای طولانی یوتیوب میتوانند اثر متفاوتی داشته باشند؟
یکی از توضیحهای مطرحشده در پژوهش، تفاوت قالب محتوای یوتیوب با برخی شبکههای اجتماعی دیگر است.
در یوتیوب، کاربران میتوانند ویدئوهای طولانی درباره نشانههای اختلالات روانی، تجربههای شخصی و روشهای مقابله با مشکلات روانشناختی تماشا کنند. این محتوا گاهی با مثالهای متعدد، روایتهای شخصی و توضیحات مفصل همراه است.
چنین قالبی ممکن است این احساس را ایجاد کند که فرد اطلاعات کافی برای شناخت وضعیت روانی خود به دست آورده است.
برای مثال، شخصی ویدئویی درباره نشانههای اختلال نقص توجه و بیشفعالی تماشا میکند. در ویدئو چند تجربه مانند حواسپرتی، فراموشکاری یا دشواری در برنامهریزی مطرح میشود. فرد نیز برخی از این تجربهها را در زندگی خود پیدا میکند و احتمال میدهد به همان اختلال مبتلا باشد.
اما شباهت چند تجربه روزمره با نشانههای یک اختلال، برای تشخیص آن کافی نیست. بسیاری از نشانههای روانشناختی میان چند وضعیت مختلف مشترکاند و حتی عواملی مانند کمخوابی، فشار روانی و شرایط محیطی میتوانند تجربههای مشابهی ایجاد کنند.
خودتشخیصی همیشه از یک نیاز اشتباه شروع نمیشود
باید میان کنجکاوی درباره وضعیت روانی و تشخیص قطعی بیماری تفاوت قائل شد.
بسیاری از افراد با مشاهده محتوای روانشناسی برای نخستین بار متوجه میشوند تجربههایشان ممکن است به یک مسئله قابلبررسی ارتباط داشته باشد. این آگاهی میتواند آنها را به دریافت کمک تخصصی ترغیب کند.
برای برخی افراد نیز پیدا کردن توضیحی برای تجربههای دشوار، احساس سردرگمی را کاهش میدهد. آنها ممکن است با شنیدن روایت افرادی که تجربه مشابهی دارند، احساس کنند تنها نیستند.
مسئله زمانی پیچیده میشود که فرد یک برچسب تشخیصی را بدون ارزیابی حرفهای به خود نسبت دهد و تمام رفتارها و احساساتش را از دریچه همان برچسب تفسیر کند.
در چنین شرایطی، ممکن است فرد تفاوتهای فردی، شرایط زندگی و توضیحهای احتمالی دیگر را نادیده بگیرد.
الگوریتم یوتیوب و تکرار یک برداشت روانشناختی
سیستم پیشنهاد محتوای یوتیوب میتواند پس از تماشای یک ویدئو، مطالب مشابهی را به کاربر پیشنهاد دهد. اگر فرد چند ویدئو درباره یک اختلال مشخص تماشا کند، ممکن است با حجم بیشتری از محتوای مشابه روبهرو شود.
تکرار یک موضوع میتواند احساس آشنایی و اطمینان ایجاد کند. کاربر ممکن است تصور کند چون افراد زیادی تجربه مشابهی را شرح میدهند، نتیجهگیری او نیز حتماً درست است.
بااینحال، تعداد ویدئوها یا میزان بازدید آنها معیار اعتبار علمی نیست. تجربه شخصی یک تولیدکننده محتوا نیز نمیتواند جایگزین ارزیابی بالینی شود.
روانشناسان چگونه باید با خودتشخیصی ناشی از یوتیوب برخورد کنند؟
افزایش دسترسی مردم به محتوای روانشناسی، فرصتی برای متخصصان فراهم میکند تا ارتباط خود را با مخاطبان گستردهتر کنند. در عین حال، لازم است روانشناسان به برداشتهایی توجه کنند که مراجعان پیش از مراجعه از محتوای آنلاین به دست آوردهاند.
بهجای رد فوری این برداشتها، متخصص میتواند درباره ویدئوهای مشاهدهشده، دلایل باور فرد و تجربههایی که باعث نگرانی او شدهاند گفتوگو کند.
این رویکرد به متخصص کمک میکند بفهمد محتوای آنلاین چگونه بر برداشت فرد از خودش تأثیر گذاشته است. همچنین میتواند فرصتی برای اصلاح اطلاعات نادرست و توضیح تفاوت میان نشانه، تجربه شخصی و تشخیص بالینی ایجاد کند.
تماشای ویدئو جای ارزیابی تخصصی را نمیگیرد
یوتیوب میتواند نقطه شروع مناسبی برای آشنایی با مفاهیم روانشناسی باشد؛ اما نباید به مرجع تشخیص اختلالات روانی تبدیل شود.
کاربران بهتر است هنگام مشاهده چنین محتواهایی به اعتبار علمی تولیدکننده، منابع مورد استفاده و تفاوت میان تجربه شخصی و یافته پژوهشی توجه کنند. اگر نشانههایی در زندگی روزمره باعث نگرانی یا اختلال در عملکرد فرد شدهاند، مراجعه به متخصص مسیر مطمئنتری برای بررسی آنهاست.
پدیده خودتشخیصی در یوتیوب نشان میدهد دسترسی گسترده به اطلاعات همیشه به معنای شناخت دقیقتر خود نیست. گاهی اطلاعات فراوان، بدون راهنمایی علمی مناسب، میتواند به برداشتهای نادرست از وضعیت روانی منجر شود.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
عنوان اصلی مقاله: Self-diagnosis in the age of social media: A pilot study of youth entering mental health treatment for mood and anxiety disorders
نویسندگان: سارا آرمسترانگ، الیزابت اوسوچ، مایکل وامز، اوون شوالیه، استفانی کیفر، مدینا مدائویی و لورن رایس
مرجع و مجله: نشریه روانشناسی کنش (Acta Psychologica)، سال ۲۰۲۵
شماره ثبت مقاله: DOI: ۱۰.۱۰۱۶/j.actpsy.۲۰۲۵.۱۰۵۰۱۵
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی:
https://doi.org/10.1016/j.actpsy.2025.105015
