به گزارش روان۲۴، سایپُست در پژوهشی جدید نشان میدهد کودکانی که در تنظیم هیجانهای خود مشکل بیشتری دارند، بیشتر با رفتارهای حمایتی خانواده روبهرو میشوند. پژوهشگران همچنین دریافتند ارتباط میان شدت اضطراب کودک و تغییر رفتار خانواده، در کودکانی که تحمل پایینتری برای پریشانی دارند، قویتر است.
اضطراب میتواند زندگی خانوادگی، روابط دوستانه و عملکرد تحصیلی کودکان را تحت تأثیر قرار دهد. والدین نیز معمولاً برای کاهش ناراحتی کودک، رفتار و برنامههای روزمره خود را تغییر میدهند.
با این حال، برخی از این رفتارهای حمایتی ممکن است ناخواسته چرخه اضطراب و اجتناب را تقویت کنند.
حمایت خانواده از کودک مضطرب
پژوهشگران اصطلاح «سازگاری خانوادگی» را برای رفتارهایی به کار میبرند که اعضای خانواده برای کاهش اضطراب کودک انجام میدهند.
برای مثال، والدین ممکن است بارها به پرسشهای اضطرابی کودک پاسخ دهند. آنها همچنین ممکن است به کودک کمک کنند از موقعیتهای ترسناک دور بماند یا برای کاهش نگرانی او، برنامههای خانوادگی را تغییر دهد.
این رفتارها در کوتاهمدت میتوانند اضطراب کودک را کاهش دهند. اما اگر خانواده همیشه شرایط را برای جلوگیری از اضطراب تغییر دهد، کودک فرصت کمتری برای تجربه و مدیریت موقعیتهای دشوار پیدا میکند.
پژوهشگران چه چیزی را بررسی کردند؟
به گزارش رواندرمان، مجله «روانشناسی خانواده» پژوهشی درباره ارتباط میان تنظیم هیجانی، حساسیت به اضطراب، تحمل پریشانی و سازگاری خانوادگی منتشر کرده است.
ویتنی شپرد و همکارانش دادههای ۹۰ کودک و والدین آنها را بررسی کردند. کودکان بین ۷ تا ۱۷ سال داشتند و علائم بالینی اضطراب یا اختلال وسواس فکری ـ عملی را تجربه میکردند.
پژوهشگران توانایی تنظیم هیجان، حساسیت به اضطراب، تحمل پریشانی، شدت علائم اضطراب و میزان سازگاری خانواده را ارزیابی کردند.
تنظیم هیجانی چه نقشی دارد؟
نتایج نشان دادند هرچه کودک در تنظیم هیجانهای خود مشکل بیشتری داشته باشد، والدین نیز رفتارهای بیشتری برای کاهش اضطراب او انجام میدهند.
این ارتباط حتی پس از کنترل سن، جنسیت و شدت علائم اضطراب همچنان دیده شد. به بیان ساده، مشکلات تنظیم هیجان فقط به شدت اضطراب کودک مربوط نبودند و ارتباط مستقلی با میزان سازگاری خانواده داشتند.
کودکانی که واکنشهای هیجانی شدیدتری نشان میدهند، ممکن است بیشتر گریه کنند، خشمگین شوند یا در برابر موقعیتهای دشوار واکنش شدیدی نشان دهند.
در چنین شرایطی، والدین ممکن است برای آرام کردن کودک بیشتر وارد عمل شوند. آنها ممکن است از موقعیتهای اضطرابآور جلوگیری کنند یا شرایط را برای کاهش ناراحتی کودک تغییر دهند.
تحمل پریشانی اهمیت دارد
پژوهشگران نقش «تحمل پریشانی» را نیز بررسی کردند.
تحمل پریشانی به توانایی فرد برای تجربه احساسات ناخوشایند بدون غرق شدن در آنها یا تلاش فوری برای فرار از این احساسات اشاره دارد.
نتایج نشان دادند شدت اضطراب کودک با میزان سازگاری خانواده ارتباط دارد. این ارتباط در کودکانی که تحمل پریشانی پایینتری داشتند، قویتر بود.
در مقابل، تحمل بالاتر پریشانی ظاهراً اثر شدت اضطراب بر رفتارهای سازگارانه خانواده را کاهش میداد.
آیا حمایت خانواده اضطراب را بیشتر میکند؟
این پژوهش نمیتواند رابطه علت و معلولی را ثابت کند.
ممکن است اضطراب شدید کودک باعث شود والدین بیشتر خود را با شرایط او سازگار کنند. از طرف دیگر، رفتارهای بیش از حد سازگارانه خانواده نیز ممکن است فرصت کودک برای رویارویی با ترسها و یادگیری مهارتهای مقابلهای را کاهش دهد.
بنابراین، رابطه میان اضطراب کودک و رفتار خانواده احتمالاً پیچیده است و میتواند در هر دو جهت عمل کند.
والدین نباید از این یافتهها نتیجه بگیرند که حمایت از کودک مضطرب اشتباه است. مسئله اصلی، تفاوت میان حمایت سازنده و تقویت ناخواسته رفتارهای اجتنابی است.
والدین چگونه کمک کنند؟
والدین میتوانند به جای حذف همه موقعیتهای اضطرابآور، به کودک کمک کنند احساسات خود را بشناسد و آنها را تحمل کند.
چند راهکار میتواند در این مسیر مفید باشد:
- احساس کودک را جدی بگیرید.
- به کودک فرصت دهید درباره ترس و نگرانی خود صحبت کند.
- برای هر موقعیت اضطرابآور فوراً راه فرار ایجاد نکنید.
- به کودک کمک کنید احساسات ناخوشایند را بهتدریج تحمل کند.
- برای مواجهه با موقعیتهای دشوار از متخصص کمک بگیرید.
- از اطمیناندهی مکرر و بیپایان به کودک پرهیز کنید.
شدت اضطراب و شرایط هر کودک متفاوت است. بنابراین، والدین برای انتخاب روش مناسب بهتر است با روانشناس کودک یا متخصص سلامت روان مشورت کنند.
اهمیت یافتهها برای درمان
نویسندگان مقاله پیشنهاد میکنند درمانگران علاوه بر کاهش علائم اضطراب، مهارتهای تحمل پریشانی کودک را نیز هدف قرار دهند.
اگر کودک بتواند احساسات ناخوشایند را بهتر تحمل کند، خانواده نیز ممکن است کمتر برای کنترل اضطراب او رفتارهای اجتنابی انجام دهد.
پژوهشگران همچنین پیشنهاد میکنند درمانگران در کار با کودکانی که تحمل پریشانی پایینی دارند، رفتارهای سازگارانه خانواده را بهطور جدی بررسی کنند.
این رویکرد میتواند درمان اضطراب را از تمرکز صرف بر علائم کودک فراتر ببرد. در چنین رویکردی، کودک و خانواده هر دو بخشی از فرایند درمان هستند.
محدودیتهای پژوهش
این پژوهش یک مطالعه مقطعی بود. پژوهشگران دادهها را در یک مقطع زمانی بررسی کردند و به همین دلیل نمیتوانند مشخص کنند کدام عامل ابتدا ایجاد میشود یا آیا یکی از عوامل مستقیماً عامل دیگری است.
همچنین پژوهش فقط ۹۰ کودک را بررسی کرد. بنابراین، برای تعمیم نتایج به همه کودکان مبتلا به اضطراب باید احتیاط کرد.
پژوهشگران بخشی از اطلاعات مربوط به سازگاری خانواده را نیز از گزارش والدین دریافت کردند. در نتیجه، ممکن است برداشت والدین و کودکان از میزان حمایت خانواده با یکدیگر تفاوت داشته باشد.
نتیجهگیری
پژوهش جدید نشان میدهد مشکلات تنظیم هیجان در کودکان مضطرب با افزایش رفتارهای سازگارانه خانواده ارتباط دارند.
پژوهشگران همچنین دریافتند شدت اضطراب کودک در صورت تحمل پایین پریشانی، ارتباط قویتری با سازگاری خانواده دارد.
این یافتهها به معنای توقف حمایت والدین از کودک مضطرب نیست. بلکه نتایج نشان میدهند خانوادهها باید میان حمایت عاطفی و تقویت ناخواسته رفتارهای اجتنابی تعادل برقرار کنند.
کمک به کودک برای شناخت و تحمل احساسات دشوار میتواند یکی از اهداف مهم مداخلات روانشناختی برای اضطراب دوران کودکی باشد.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
عنوان اصلی مقاله: Transdiagnostic Correlates of Family Accommodation in Anxious Youth
نویسندگان: Whitney S. Shepherd، Erika S. Trent، Orri Smarason، Hannah N. Sansone، Daphne M. Ayton، Amanda Palo، Abigail E. Candelari، Wayne K. Goodman، Andrew G. Guzick و Eric A. Storch
مرجع و مجله: Journal of Family Psychology
سال انتشار: ۲۰۲۵
جلد و شماره: جلد ۳۹، شماره ۷
صفحات: ۱۰۰۳ تا ۱۰۱۵
شماره ثبت مقاله (PMID): ۴۰۷۰۵۶۱۰
شماره ثبت مقاله (PMCID): PMC12313150
DOI: 10.1037/fam0001388
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی: https://doi.org/10.1037/fam0001388
