مغز انسان ساختاری پیچیده و دائماً در حال فعالیت است. این عضو حیاتی اطلاعات متعددی را که با سرعتهای کاملاً متفاوت وارد میشوند، مدیریت و پردازش میکند. برخی از محرکهای محیطی نیازمند واکنشهای آنی و در کسری از ثانیه هستند، در حالی که برخی دیگر به تحلیلهای عمیقتر، درک زمینه و تفکر سنجیده نیاز دارند. پژوهشگران دانشگاه راتگرز (Rutgers Health) در مطالعات تازه خود مکانیزمی را کشف کردهاند که نشان میدهد مغز انسان چگونه این سیگنالهای سریع و کند را یکپارچه میکند.
پردازش اطلاعات در مقیاسهای زمانی متفاوت
همه بخشهای مغز انسان سرعت یکسانی در پردازش دادهها ندارند. هر ناحیه از مغز بر اساس یک مقیاس زمانی مشخص عمل میکند که دانشمندان آن را «مقیاسهای زمانی داخلی اعصاب» یا به اختصار INTs مینامند. این مقیاس نشان میدهد که یک ناحیه از مغز تا چه مدت اطلاعات را پیش از حرکت به سمت سیگنال بعدی در خود نگه میدارد.
ناحیههای مربوط به دریافتهای حسی و واکنشهای حرکتی معمولاً در مقیاسهای زمانی بسیار سریع عمل میکنند. این سرعت بالا امکان پاسخهای فوری به تغییرات محیطی را فراهم میسازد. در مقابل، بخشهای مرتبط با تصمیمگیری، تفکر انتزاعی و برنامهریزی در مقیاسهای زمانی کندتر فعالیت میکنند تا بستر مناسب برای تحلیلهای جامعتر و دقیقتر مهیا شود.
نقش ماده سفید در ادغام سرعتهای مختلف
این پژوهش که در مجله علمی معتبر Nature Communications به چاپ رسیده است، نقش شبکه اتصالات ماده سفید (White Matter) را در ترکیب این سیگنالها روشن میسازد. ماده سفید مغز مانند کابلهای ارتباطی عمل میکند که نواحی مختلف را به یکدیگر متصل میسازند.
پژوهشگران با تحلیل دادههای تصویربرداری مغزی نزدیک به ۱۰۰۰ نفر، نقشه اتصالات مغزی یا «کانکتوم» (Connectome) هر فرد را بازسازی کردند. سپس با استفاده از مدلهای ریاضی پیشرفته، نحوه جریان اطلاعات را در این شبکه ردیابی نمودند. نتایج نشان داد که اتصالات ماده سفید به نواحی مختلف مغز اجازه میدهند تا اطلاعات پردازششده در سرعتهای مختلف را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. این یکپارچهسازی، پایه و اساس تفکر پیچیده، تصمیمگیری و رفتار هوشمندانه است.
زمانبندی عصبی و تفاوت در هوش افراد
یکی از مهمترین یافتههای این مطالعه، نحوه سازماندهی این مقیاسهای زمانی در قشر مخ (Cerebral Cortex) است. دانشمندان دریافتند که تفاوت در تواناییهای شناختی و میزان هوش افراد، به نحوه هماهنگی و ساختار این سیستم زمانبندی بازمیگردد.
هنگامی که شبکه اتصالات ماده سفید فرد با نحوه پردازش اطلاعات سریع و کند در نواحی مختلف مغز تطابق بهتری داشته باشد، مغز او با انعطافپذیری و کارایی بالاتری بین الگوهای مختلف فعالیت سوئیچ میکند. این هماهنگی ساختاری، ظرفیت شناختی و توانایی حل مسئله بالاتری را ایجاد میکند. به زبان سادهتر، افرادی که مغز آنها سیستم زمانبندی یکپارچهتر و هماهنگتری دارد، در تحلیلهای فکری و شناختی موفقتر عمل میکنند.
ریشههای زیستی و کاربرد در روانپزشکی
این تحقیقات نشان داد که الگوهای زمانبندی عصبی با ویژگیهای ژنتیکی، مولکولی و سلولی بافت مغز پیوند خوردهاند. همچنین مشاهده الگوهای مشابه در مغز موشها اثبات میکند که این مکانیزم زمانبندی، یک اصل زیستی بنیادی و تکاملی است.
تیم تحقیقاتی اکنون در حال استفاده از این مدل برای بررسی اختلالات عصبی و روانپزشکی مانند اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی و افسردگی است. هدف دانشمندان این است که مشخص کنند چگونه تغییر در اتصالات مغزی میتواند زمانبندی پردازش اطلاعات را مختل کند و به علائم بالینی منجر شود. فهم این مکانیزمها میتواند راههای تازهای را برای تشخیص و درمان دقیقتر بیماریهای روانی فراهم کند.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
-
عنوان اصلی مقاله: Inferring intrinsic neural timescales using optimal control theory
-
نویسندگان: Jason Z. Kim, Richard F. Betzel, Ahmad Beyh, Amber Howell, Amy Kuceyeski, Bart Larsen, Caio Seguin, Xi-Han Zhang, Avram Holmes, Linden Parkes
-
مرجع و مجله: Nature Communications (2025) / ScienceDaily (Rutgers University)
-
شماره ثبت مقاله (PMCID / DOI): 10.1038/s41467-025-66542-w | PMID: 41298426
-
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی: https://www.sciencedaily.com/releases/2026/01/260103155022.htm
