اضطراب و انزوای اجتماعی از شایعترین اختلالات روانشناختی هستند. مکانیسمهای عصبی این اختلالات بسیار پیچیدهاند. دانشمندان بهتازگی موفق به شناسایی یک مدار عصبی کوچک در آمیگدال مغز شدهاند.
این مدار نقش کلیدی در بروز رفتارهای اضطرابی دارد. بازگرداندن تعادل به این مدار کوچک توانسته است نشانههای اضطراب را معکوس کند.
این پژوهش توسط محققان موسسه علوم اعصاب انجام شده است. نتایج این تحقیق در مجله علمی iScience به چاپ رسید.
نقش ژن Grik4 و آمیگدال در بروز اضطراب
آمیگدال یا هسته بادامیشکل مغز مرکز تنظیم هیجانات، ترس و اضطراب است. محققان برای بررسی این مدار از موشهای تغییریافته ژنتیکی استفاده کردند.
در این موشها میزان بیان ژن Grik4 افزایش یافته بود. این تغییر ژنتیکی تعداد گیرندههای گلوتامات از نوع GluK4 را زیاد کرد. در نتیجه، تحرکپذیری نورونها در آمیگدال افزایش یافت.
افزایش تحرکپذیری این نورونها پیامدهای رفتاری روشنی داشت:
-
بروز رفتارهای شدید شبیه به اضطراب و افسردگی
-
تمایل به انزوای اجتماعی و کاهش تعامل با سایر موشها
-
ایجاد نشانههای مشابه با اختلالات اوتیسم و اسکیزوفرنی
پروفسور خوآن لرما (Juan Lerma) سرپرست این تیم تحقیقاتی است. او توضیح میدهد: «ما میدانستیم که آمیگدال در ایجاد ترس و اضطراب نقش دارد. اما اکنون گروه خاصی از نورونها را شناسایی کردهایم. ناهماهنگی در فعالیت این گروه از نورونها بهتنهایی برای ایجاد رفتارهای بیماریشناختی کافی است.»
بازگرداندن تعادل به مدار عصبی و معکوس شدن اضطراب
دانشمندان برای درمان این اختلال، نورونهای بخش آمیگدال بازالوترال (BLA) را هدف قرار دادند. آنها با استفاده از روشهای مهندسی ژنتیک و ویروسهای تغییریافته، میزان بیان ژن Grik4 را در این بخش بازسازی کردند.
این اقدام ساده ارتباط با نورونهای مهارکننده در بخش آمیگدال سنترولترال (CeL) را ترمیم کرد. این نورونها با نام «نورونهای با شلیک منظم» (Regular Firing Neurons) شناخته میشوند.
آلوارو گارسیا (Álvaro García) نویسنده اول این مقاله علمی میگوید: «این تنظیم ساده توانست رفتارهای مرتبط با اضطراب و نقایص اجتماعی را معکوس کند. این نتیجه بسیار شگفتانگیز بود.»
موشها پس از این مداخله، تمایل بیشتری به بررسی محیطهای باز نشان دادند. همچنین علاقه آنها به تعامل با موشهای جدید بهطور چشمگیری افزایش یافت.
اثبات مکانیسم عمومی در کاهش اضطراب
محققان بررسی کردند که آیا این روش روی موشهای معمولی نیز موثر است یا خیر. آنها این مداخله را روی موشهای غیرتراریخته که اضطراب طبیعی بالایی داشتند، اعمال کردند.
نتایج نشان داد که اضطراب این موشها نیز کاهش یافت. این موضوع نشان میدهد که مدار عصبی شناساییشده یک مکانیسم عمومی در تنظیم هیجانات مغز است. این روش تنها محدود به یک مدل ژنتیکی خاص نیست.
با این حال، برخی نقایص مانند حافظه تشخیص اشیاء بهبود نیافت. این مسئله نشان میدهد که بخشهای دیگری از مغز مانند هیپوکامپ نیز در رفتارهای پیچیدهتر دخیل هستند.
شناسایی این مدار عصبی راه را برای ساخت داروهای هدفمندتر باز میکند. این داروها میتوانند بدون ایجاد عوارض جانبی گسترده، اختلالات اضطرابی و افسردگی را درمان کنند.
شناسنامه و منبع مقاله علمی
-
عنوان اصلی مقاله: Central role of regular firing neurons of centrolateral amygdala in affective behaviors
-
نویسندگان: Álvaro García, M. Isabel Aller, Ana V. Paternain, Juan Lerma
-
مرجع و مجله: iScience (جلد ۲۸، شماره ۶، سال ۲۰۲۵)
-
شماره ثبت مقاله (PMCID / DOI): 10.1016/j.isci.2025.112649
-
لینک دسترسی مستقیم به مقاله علمی: https://doi.org/10.1016/j.isci.2025.112649
-
منبع گزارش خبری: Universidad Miguel Hernandez de Elche via ScienceDaily (تاریخ انتشار خبر: ۳ ژوئن ۲۰۲۶)
