به گزارش روان ۲۴ به نقل ازخبرگزاری خبرآنلاین، سوگ اجتماعی به فقدانهایی گفته میشود که فراتر از تجربه فردی هستند و گروهی از مردم یا حتی یک جامعه را تحت تأثیر قرار میدهند. بلایای طبیعی، همهگیریها، خشونت جمعی، بحرانهای اقتصادی و برخی بیعدالتیهای اجتماعی میتوانند زمینهساز چنین سوگی شوند.
سوگ اجتماعی فقط مجموعهای از سوگهای فردی نیست. این نوع سوگ میتواند احساس امنیت، تعلق، اعتماد و ارتباط افراد با جامعه و محیط زندگیشان را نیز تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، مواجهه با آن به رویکردی فراتر از رواندرمانی فردی و توجه به ظرفیتهای اجتماعی نیاز دارد.
سوگ اجتماعی چیست؟
در نگاه سنتی، سوگ بیشتر بهعنوان تجربهای فردی پس از فقدان یک عزیز یا یک موقعیت مهم در زندگی بررسی میشود. اما دیدگاههای جدیدتر در روانشناسی و علوم اجتماعی نشان میدهند که سوگ تا حد زیادی ماهیتی اجتماعی دارد.
انسانها در شبکهای از روابط خانوادگی، دوستانه و اجتماعی زندگی میکنند. بنابراین، وقتی یک بحران گسترده رخ میدهد، پیامدهای آن نیز محدود به یک فرد نمیماند.
برای مثال، پس از یک آتشسوزی گسترده، ممکن است افراد علاوه بر خانه خود، محله، خاطرات، احساس امنیت و حتی احساس تعلق به یک مکان را از دست بدهند. در چنین شرایطی، فقدان تنها از دست دادن یک دارایی نیست؛ بلکه بخشی از جهان اجتماعی فرد نیز دستخوش تغییر میشود.
تفاوت سوگ فردی و سوگ اجتماعی
در سوگ فردی، معمولاً فرد یا خانواده با یک فقدان مشخص مواجه است. اما در سوگ اجتماعی، دامنه فقدان گستردهتر میشود و افراد بسیاری ممکن است به شکل مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار بگیرند.
برای نمونه، همهگیری کووید-۱۹ علاوه بر از دست رفتن جان انسانها، تغییرات گستردهای در سبک زندگی، روابط اجتماعی، امنیت شغلی و احساس آینده ایجاد کرد.
در چنین شرایطی، حتی افرادی که مستقیماً عزیزی را از دست ندادهاند نیز ممکن است نوعی احساس فقدان را تجربه کنند؛ فقدان آزادی، امنیت، ارتباط اجتماعی، ثبات اقتصادی یا تصویری که از آینده خود داشتند.
پیامدهای سوگ اجتماعی بر سلامت روان
سوگ اجتماعی میتواند پیامدهای مختلفی برای سلامت روان افراد و جامعه داشته باشد. شدت این پیامدها به نوع بحران، میزان مواجهه فرد، حمایت اجتماعی و منابع روانی و اقتصادی او بستگی دارد.
۱. انزوای اجتماعی
یکی از پیامدهای احتمالی سوگ اجتماعی، احساس تنهایی و انزواست. فرد ممکن است تصور کند دیگران به زندگی عادی خود بازگشتهاند، در حالی که او همچنان با فقدان و پیامدهای آن درگیر است.
این فاصله میان تجربه فرد و رفتار اطرافیان میتواند احساس نادیده گرفته شدن یا درک نشدن را افزایش دهد.
۲. افزایش آسیبپذیری گروههای محروم
همه افراد به یک اندازه به منابع حمایتی دسترسی ندارند. افراد کمدرآمد، مهاجران، اجارهنشینان و گروههایی که از حمایت اجتماعی کمتری برخوردارند، ممکن است در زمان بحران با موانع بیشتری برای دریافت خدمات روانشناختی و اجتماعی مواجه شوند.
بنابراین، توجه به عدالت در دسترسی به خدمات، بخش مهمی از پاسخ به سوگ اجتماعی است.
۳. تروما و مشکلات روانشناختی
بحرانهای گسترده میتوانند با علائمی مانند اختلال خواب، اضطراب، بیاشتهایی، گریههای مکرر، تحریکپذیری و نشخوار فکری همراه باشند.
در برخی افراد نیز تجربه بحران میتواند با علائم شدیدتر و پایدارتر تروما یا اختلال استرس پس از سانحه همراه شود. البته وجود این علائم بهتنهایی به معنای ابتلا به یک اختلال روانی نیست و ارزیابی تخصصی برای تشخیص ضروری است.
سلامت روان اجتماعی در مواجهه با سوگ
مقابله با سوگ اجتماعی تنها وظیفه روانشناسان و متخصصان سلامت روان نیست. خانواده، دوستان، مدرسه، محل کار، رسانهها، سازمانهای اجتماعی و نظام سلامت نیز میتوانند در این فرایند نقش داشته باشند.
یکی از رویکردهای مهم در این زمینه، استفاده از مدل چندسطحی حمایت از سوگ است. در این مدل، همه افراد به مداخله تخصصی نیاز ندارند و حمایتها بر اساس شدت نیاز افراد ارائه میشوند.
سطح اول: حمایت عمومی
بیشتر افراد میتوانند با کمک خانواده، دوستان و شبکه اجتماعی خود با سوگ کنار بیایند.
گفتوگو، شنیدن بدون قضاوت، حفظ ارتباط اجتماعی و فراهم کردن فضای امن برای بیان احساسات میتواند در این سطح مؤثر باشد.
سطح دوم: حمایت انتخابی
برخی افراد به حمایت بیشتری نیاز دارند. گروههای همتا، گروههای حمایتی و مشاوره کوتاهمدت میتوانند برای این گروه مفید باشند.
این حمایتها به افراد کمک میکنند احساس کنند در تجربه خود تنها نیستند.
سطح سوم: مداخله تخصصی
گروهی از افراد ممکن است با سوگ پیچیده، علائم شدید تروما، افسردگی یا اضطراب مواجه شوند. در این شرایط، ارزیابی و مداخله توسط متخصصان سلامت روان اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این مدل کمک میکند سوگ طبیعی بلافاصله بهعنوان بیماری تلقی نشود و در عین حال، افرادی که به کمک تخصصی نیاز دارند نیز شناسایی شوند.
سواد سوگ چیست؟
یکی از مفاهیم مهم در مواجهه با سوگ اجتماعی، «سواد سوگ» یا Grief Literacy است.
سواد سوگ به توانایی جامعه برای شناخت ماهیت سوگ، درک واکنشهای افراد سوگوار و ارائه حمایت مناسب اشاره دارد.
جامعهای که سواد سوگ بالاتری دارد، بهتر میتواند درباره مرگ، فقدان و رنج روانی گفتوگو کند. در چنین جامعهای، افراد سوگوار کمتر احساس میکنند که باید احساسات خود را پنهان کنند یا خیلی سریع به زندگی عادی بازگردند.
